ميرزا ابراهيم خان صنيع السلطنه

 

معتمدالسلطان ميرزا ابراهيم خان فرزند ميرزا احمد خان صنيع السلطنه که شرح حال او گذشت، حدود سال 1282 ه.ق. چشم به جهان گشود، وی جوانی چهارده ساله بود که همراه پدر و دوست محمدخان معيرالممالک، پنهانی و بی اجازه شاه از راه عتبات به اروپا رفت.

ابراهيم خان در اروپا عکاسی و کليشه سازی را فرا گرفت و پس از بازگشت به ايران نامزد خدمت در درب خانه وليعهد در تبريز شد. از دوره خدمت ميرزا ابراهيم خان در تبريز آلبومی در دست است (شماره 439) که در آن 26 قطعه عکس از مظفرالدين ميرزا در جامه ها و با اشخاص گوناگون ديده می شود و بر روی ورق نخست اين آلبوم نوشته شده :

                                    

هوالله تعالي

آلبوم تمثالهای ملوکانه که حسب الامر در زمان ولايت عهدی در دارالسلطنه تبريز و اطراف در سنه فرخنده فال قوی ئيل 1312 برداشته شد. غلام خانه زاد ابراهيم عکاسباشی ابن ميرزا احمد خان صنيع السلطنه.

از عکسهای تاريخی و جالب توجه اين آلبوم، عکس ميدان مشق تبريز و پرواز دادن بالن برای نخستين بار در ايران است. در زير اين عکس که شماره 24 دارد نوشته شده :

ميدان مشق تبريز در موقعی که بالن را در حضور مبارک از هوای گرم پر می کنند که به هوا صعود نمايد و ازدهام [ کذا ] تماشاچيان. خانه زاد ابراهيم عکاس مخصوص، 1312 1

وی به سال 1314 همراه با مظفرالدين شاه از تبريز به تهران آمده در عکاسخانه دربار با پدرش همکار گرديد و در همان سال عکسهايی از مظفرالدين شاه در عشرت آباد و برخی مناظر ديگر گرفته که در آلبوم شماره 441 در آلبومخانه گلستان نگهداری می شود.

مظفرالدين شاه خواهر خود زيورالسلطان را که لقب طلعت السلطنه داشت برای همسری ميرزا ابراهيم خان برگزيد و لقب نخستين پدرش را که عکاسباشی بود به موجب فرمانی (مورخ 1315 ه.ق.) به وی تفويض کرد.

در ذيحجه سال 1317 که نخستين سفر مظفرالدين شاه به اروپا انجام گرفت شاه او را با پدرش ميرزا احمد خان صنيع السلطنه همراه خود به اروپا برد. ميرزا ابراهيم خان بنابر وظيفه و شغل خود در ضمن سفر، از شاه و همراهان و پذيراييها و مراسم و مناظر عکسهای گوناگون می گرفت که برخی از آنها در سفرنامه مظفرالدين

 

           ميدان مشق تبريز در موقعی که بالن را در حضور مبارک از هوای گرم پر می کنند که به هوا صعود نمايد

شاه به چاپ رسيده و برخی نيز در آلبومها و در دست خانواده هاست.

در اين سفر، مظفرالدين شاه از نمايشگاه جهانی سال 1900 م. پاريس ديدن کرد و پس از تماشای يک فيلم سينمايي، ميل کرد که يک دستگاه کامل فيلمبرداری و نمايش فيلم خريداری کرده با خود به ايران بياورد. خود او داستان را چنين تعريف می کند :

بعد از ظهر به اکسپوزيسيون و تالار جشن رفتيم که در آنجا "سينماتوگراف"2که عکس مجسم و متحرک است نشان می دهند. بعد هم به عمارت"ايلوزين" رفتيم که تفصيل آن از اين قرار است : ابتدا وارد درب مخصوص اين عمارت شديم، وقت مغرب چراغهای اکسپوزيسيون روشن بود، اول ورود به تالار جشن که نموديم خيلی در نظر ما جلوه کرد و واقعا" بنای عالی است؛ جايی است به بزرگی دو تکيه دولت و همانطور مدور و با بلور منقش مسقف است و اطراف آن دو مرتبه صندليهای مخمل قرمز است که برای جلوس اشخاص ساخته و پرداخته شده، در اين تالار سينماتوگراف نشان می دهند، پرده بسيار بزرگی در وسط تالار بلند کردند و تمام چراغهای الکتريک را خاموش و تاريک نموده، عکس سينماتوگراف را به آن پرده بزرگ انداختند. خيلی تماشا دادند، من جمله مسافرين افريقا و عربستان را که در صحرای افريقا با شتر راه می پيمايند، نمودند که خيلی ديدنی بود، ديگر اکسپوزيسيون و کوچه متحرک ورود خانه سن و رفتن کشتی در رودخانه و شناوری و آب بازی مردم و انواع چيزهای ديگر ديده شد که خيلی تماشا داشت. به عکاسباشی دستورالعمل داده ايم به چه قسم آنها را خريده به طهران بياورند که انشاءالله همانجا درست کرده به نوکرهای خودمان نشان بدهيم.3

سرانجام اين دستگاه ها خريداری شده در اختيار ميرزا ابراهيم خان قرار گرفت و او با آنها در شهر "استاند"بلژيک که مظفرالدين شاه مدتی در آن توقف داشت، از "جشن گل" که با ورود شاه مصادف شده بود، فيلمبرداری کرد.

در سفرنامه در ذکر وقايع روز بيست و يکم ربيع الثانی 1318 آمده است :

امروز عيد گل است و ما را دعوت به تماشا نمودند، بسيار عيد با تماشايی بود، تمام کالسکه ها را با گل مزين کرده و توی کالسکه ها و چرخها را پر از گل نموده بودند که کالسکه ها پيدا نبود و خانمها سوار کالسکه ها شده با دسته های گل در جلو ما عبور می کردند و عکاسباشی هم مشغول سينماتوگراف اندازی بود.4

در دومين سفر مظفرالدين شاه به اروپا که از تاريخ 29 ذيحجه 1319 شروع شد، ميرزا ابراهيم خان باز به عنوان عکاس هيئت جزو ملتزمان رکاب بود. شاه در سفرنامه دوم خود در ضمن شرح وقايع روزهای توقف در آلمان نوشته است: " عکاسباشی را هم به جهت عکس جديدالاختراع که در آلمان بود فرموديم بماند، ياد بگيرد."5 و در جای ديگر می نويسد: "عکاسباشی هم "سينماتگراف"6 آورده بود، يک ساعتی هم او را تماشا کرديم، بعد يک ساعتی هم "جهان نما" تماشا کرديم."7

پس از بازگشت از سفر دوم، سفرنامه شاه باز در "مطبعه خاصه مبارکه" با دست ميرزا احمد خان و ميرزا ابراهيم خان چاپ و منتشر شد، در صفحه اول اين سفرنامه آمده است :

در مطبعه مبارکه شاهنشاهی ارواحنا فداه که يکی از نتايج سفر خيريت اثر اعليحضرت همايونی است به سعی و اهتمام غلامزاده ميرزا ابراهيم خان عکاسباشی پيشخدمت مخصوص اعليحضرت قدر قدرت جهان مطاع همايونی ارواحنا فداه در نهايت نظافت به حليه طبع آراسته و پيراسته گشت. فی شهر ذيحجه الحرام بارس ئيل خيريت تحويل سنه 1320، غلام خانه زاد احمد صنيع السلطنه.

چنانکه پيش از اين هم ياد کرده ايم، او پس از بازگشت از سفر همچنان با پدر خود در عکاسخانه دارالفنون و چاپخانه شاهنشاهی و در کليشخ و گراورسازی مشارکت داشت و پس از درگذشت ميرزا احمد خان، لقب "صنيع السلطنه" به او تعلق گرفت .

نمونه هايی از عکسهای ميرزا ابراهيم خان و پدرش ميرزا احمد خان، 178 قطعه در چهار مجلد (شماره 421 تا 424) در آلبومخانه گلستان موجود است که از مظفرالدين شاه و شکارگاه ها در فاصله سالهای 1314 تا 1320 ه.ق. گرفته و مرتب شده است.

پس از مرگ مظفرالدين شاه (1324 ه.ق) ابراهيم خان خدمت در دربار را ترک گفته در زمينی که با برادر کوچکترش تقی خان صنيع السلطان در نزديکی کرج تهيه کرده بود به کشاورزی پرداخت و در خانه اش گاه به گاه برای دوستان و مهمانهايش فيلم نشان می داد. وی در سالهای آخر زندگانی برای کشاوزی به گيلان رفت و به سال 1335 ه.ق.در همانجا از جهان درگذشت.

از وی يک پسر و چهار دختر بازماند. پسر او جهانگير مصور رحمانی است که از عکاسان ماهر تهران بود و يک دخترش معصومه خانم همسر ميرزاجعفر پيشه وری رئيس فرقه دموکرات آذربايجان بود.8

 

يادداشت :

1 – نويسنده کتاب به مناسبتی درباره پرواز دادن اين بالن توسط يک فرانسوی در تبريز و نخستين خلبان ايرانی (کلنل محمد تقی خان پسيان) در شماره 43 مجله آسمان (1349 ش) مطالبی نوشته است که اين عکس نيز در آنجا به چاپ رسيده.

2 – اين اصطلاح در سفرنامه به صورتهای نادرست گوناگون نوشته شده است ما صحيح آن را در اينجا آورديم.

3 – سفرنامه اول، ص 146.

4 -       "        " ، ص 160

5 – سفرنامه دوم، ص 66

6 – در اين سفرنامه شاه بالاخره توانسته است صورت درست نام دستگاه را بنويسد.

7 – همان ، ص 131

8 – مجله عالم هنر شماره 25 مهر 1330 ، و دانشنامه ايران و اسلام (متن انگليسي) مقاله فرخ غفاری.

 

آنتوان خان سوريوگين

 

از عکاسان معروف و هنرمند تبريز و تهران، آنتوان سوريوگين گرجی است که در ايران به روس بودن شهرت يافته بود و خود را نيز در پشت پاره ای از عکسها چنين معرفی کرده است.

آنتوان خان در حدود دهه آخر سده سيزدهم هجری از قفقاز به تبريز آمده عکاسخانه خود را در آن شهر داير کرد و سپس بر اثر معروفيتی که به دست آورده بود، به دربخانه مظفرالدين ميرزا راه يافته جزو عکاسان سرکاری شد. وی به سال 1295 ه.ق. کتابی در فن عکاسی از" ليبر " از عکاسان مشهور پاريس به فارسی ترجمه کرده به وليعهد تقديم داشت که نسخه ای از آن ترجمه به خط نستعليق خوش در کتابخانه ملی تهران (به شماره 1679/ف) موجود است و ما در بخش "فرهنگ و ادبيات عکاسي" از آن سخن خواهيم داشت.

مسيو آنتوان گويا همراه مظفرالدين شاه يا کمی پيش از او رهسپار تهران شده در اين شهر در خيابان علاءالدوله (فردوسي) جنب در شرقی ميدان عکاسخانه خود را داير ساخت و در اندک زمانی شهرت و معروفيتی در ميان مردم تهران به دست آورد.

آنتوان خان تابعيت دولت ايران را پذيرفته با يک خانم ارمنی نژاد ايرانی زناشويی کرد و فرزندانی چند پيدا نمود ولی از آنان بيش از يک دختر و يک پسر زنده نماندند.

او مردی آرام، گوشه گير و خوش برخورد و گشاده رو و در عکاسی استاد بود. پرتره ها و عکسهای هنرمندانه او در دست خانواده های ايرانی به فراوانی ديده می شود. وی دارای نشان شير و خورشيد الماس نشان از دولت ايران و مدال افتخار طلا از نمايشگاه 1897 بروکسل و نمايشگاه 1900 پاريس و چندين مدال ديگر بوده که تصوير آنها را در برخی از آرمهای عکاسخانه خود در پشت عکسها به چاپ رسانيده است.

آنتوان خان مجموعه ای بزرگ و گرانبها از شيشه های عکسهای قديمی ايران فراهم آورده بوده که بر اثر پيشامد و بلوايي، همه آنها شکسته از ميان رفت. وی در فراهم آوردن عکسهای کتاب بزرگ سيری در هنر ايران، گردآوری و نوشته پروفسور پوپ، دستی داشته و رنج بسيار برده بود.

نويسنده گمان می برد که بسياری از عکسهای آغاز جنبش مشروطه در تهران و بست نشينی در سفارت انگليس و پيشامدهای ديگر آن زمان، اثر دست آنتوان خان می باشد، و خود مجموعه ای از نسخه های اصل عکسهای آنتوان خان در اختيار دارد که مهارت و استادی او را در هنر عکاسی به خوبی نمايان می سازد، گويا برخی از آنها از روی شيشه هايی چاپ شده که عکاسان پيش از او از مناظر مختلف ايران گرفته بوده اند. آنتوان سوريوگين در شيشه و متن اين عکسها، اغلب شماره گذاری کرده و در برخی از آنها دستينه خود را به روسی نهاده است.

اين عکاس هنرمند، در ايران از جهان در گذشت و در تهران به خاک سپرده شد. فرزند او هنرمند و مينياتوريست معروف"درويش سوريوگين" است که در آغاز جوانی در آتليه پدرش مشغول کار عکاسی بود ولی ذوق سرشار و استعدادش او را به کار نقاشی و خلق آثار هنری کشاند. وی در آغاز از نقاشيها و مينياتورهای استاد معروف "پل ماک" که نقاش دربار ايران بود، الهام می گرفت ولی سپس سبک و شيوه ای خاص برای خود برگزيد و شخصيت هنری ممتازی يافت. نقاشيهای رباعيات خيام و شاهنامه فردوسی که آثار اوست، معروفيت جهانی دارد.

درويش بيش از جنگ جهانی دوم، نمايشگاهی از آثار خود در کلوب ايران ترتيب داد و سپس به هندوستان رفت و از آنجا رهسپار آلمان شد و سپس به دعوت وزارت فرهنگ و هنر وقت نمايشگاهی از آثارش در تالار فرهنگ تهران به معرض تماشا گذاشت و برخی از آثار او برای موزه های تهران خريداری گرديد و اکنون روزهای کهولت را در اشتوتگارت می گذراند.

 

 يادداشت :

1 – در تاريخ سينمای ايران، نوشته مسعود مهرابي، ص 18 "آنتوان خان" و "سوريوگين" دو شخصيت جداگانه معرفی شده اند که اشتباه است.

2 – از قرار معلوم مقداری از اصل شيشه ها و چاپ عکسهای مرحوم آنتوان خان سوريوگين به موزه ها و آرشيوهای تصوير معتبر جهان راه يافته اند. طبق اطلاع خانم دانا استاين در مقاله "سرآغاز عکاسی در ايران (مأخذ ياد شده، ص 281 و پانوشت 41) تعداد زيادی از شيشه های سوريوگين و نيز بيشتر از 200 قطعه عکس او را بيوه اش به هيئت مبلغين کليسای پرسبيتاريايی امريکا در ايران فروخت که اينک در آرشيو گالری فرير در موسسه اسميتسونی ين در شهر واشنگتن نگاهداری می شوند. علاوه بر اين در حدود 60 قطعه عکس چاپ قديم آنتوان خان (روی کاغذ آلبومينه و قهوه ای شده به رنگ سپيا) توسط شخصی به نام جوزف اپتن در اواخر دهه 1300 ه.ش. پيش از تعطيل آتليه آنتوان خان از وی خريداری شد که اين عکسها نيز اکنون در تملک گالری فرير هستند. در تابستان سال 1983 گالری مزبور نمايشگاهی از عکسهای سوريوگين برپا کرد.

 

 

 

 


ادامه مطلب