دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

مسجد استاد و شاگرد

 

اين مسجد در خيابان فردوسي، پشت دبيرستان دخترانهء ايراندخت کنونی واقع شده است.مسجدی است ويران و متروک، با پايه های  آجری و يک گنبد و دو طاق بسيار با عظمت.در قسمت شمال، مقداری از شبستان و عرصهء مسجد را به وسيلهء ديوارهايی از مسجد بزرگ سوا و تعميرکرده اند و در آنجا  نمازو مجالس وعظ برگزار می شود.

اين مسجد از طرف امير حسين چوپانی ملقب به علاالدين ساخته شده و به نام خان مغول يعنی سليمان نوادهء هلاکو موسوم گرديده بود واعتبار نام بانی وخان، عده ای آن را سليمانيه و جمعی علائيه ميخوانده اند. اما چون تحرير کتيبه ها و مندرجات ديوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله صيرفي1 و يکی از شاگردان زبر دست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن  مسجد را استاد و شاگرد می ناميدند2.

اين مسجد به مرور زمان رو به ويرانی نهاد، اما بارها تعمير و مرمت يافت تا در زمان نايب السلطنه عباس ميرزا3 تعميير کلی در آن به عمل آمد ولی پس از وی باز به ويرانی گرائيد تا در سال هزار و دويست و نود و پنج هجری قمری حاج ميرزا محمد علی اوانسری قراجه داغی با نيروی وعظ و تذکيز از امراء و بازرگانان تبريز وجوهی گرد آورد و اين بنا را تازه کرد4.نادر ميرزا مينويسد:« حقاً کاری نيک کرده، گر چه مرا به آن فقيه دلی صافی نيست، نيکی را نشايد نهفت. آبگيری بزرگ نيز در کار است، چون بدين کار همتی بسته يزدان نيز مدد کند.اکنون مسجدی آباد است و خود بدان معبد امامت کند و به ماه مبارک رمضان وعظ و تعزيت حضرت حسين عليه السلامٌ نيز باشد.اين مسجد ساده است و هيچ جای او از جدران و غرفه ها که به صحن گنبد روی دارند و جای زنان باشد، اثری از رخام و کاشی نبود، ندانم امير شيخ حسن ساده ساخته يا مٌر دهور آن زينتها بباد داده5.اکنون در قسمت پاطاق گنبد بزرگ نوشته هائی هست به خط ثلث و نستعليق از قبيل:« بسم الله الرحمن الرحيم، ماشاالله، اللهمصل علی محمد و آل محمد، يا علی مدد و يا ابالفضل العباس» که معلوم است در موقع تعميری که به سال 1338 ه. ق ، از طرف حاج محمد اردبيلی به عمل آمده نوشته شده است.تاريخ اين تعمير روی سنگ مرمرين کوچکی که به بيرون ديوار شمالی مسجد نصب شده بدين مضمون نقر گرديده است:« الملک لله، قد فرغ من تعمير هذالمسجد الشريف الجناب المستطاب الحاج محمد آقا اردبيلی الاصل، التبريزی المسکن فی التاريخ من ربيع المولود فی سنة ثمانية و ثلثين و ثلاث مائه بعد الف من الهجرة النبوية علی هاجرها مائة آلاف التحية و نسئل الله ان يجعله وسيلة ليوم المعاد و خالصاً لوجهه، انه هو العليم الخبير، سنة 1338 ، عمل مير صالح» .اين سنگ نبشته برجسته و به خط نستعليق است.

......................................................................

زير نويس

 

1- عبدالله صيرفی از خطاطان بزرگ عصر ايلخانی است، شاگردان زيادی تربيت کرده و خطاط معروف، مبارک ديلمی در حق وی گفته :

صيرفی  ناقد   جواهر خط                  که به تبريز گشت گوهر ريز

هست بر حسن خط او شاهد              در و  ديدار  خطهء     تبريز

ناگفته نماند که اغلب کتيبه های عمارات رشيديه( ربع رشيدي) نيز به قلم صيرفی بوده است.

آثار و ابنيهء تاريخی تبريز، تاًليف کارنگ، ص 20 ، تبريز آبان ماه 1347 ش .

2- تاريخ و جغرافی دارالسلطنهء تبريز، ص 108 .

3- آقای جعفر سلطان القرائی در حواشی روضات الجنان، ص 567 ، ج1 ، مينويسد:

« عالم بزرگ و نافذ الکلام عصر فتحلی شاه، حاجی ميرزا يوسف طباطبائي( متوفی در 1242 ه.ق،)

که در ميان طبقهء علما به حاجی ميرزا يوسف کبير شهرت دارد با مساعدت نايب السلطنه عباس ميرزا روی خرابه های اين عمارت مسجد بزرگی به شکل جوامع قديم از نو ساخت.)

صاحب تاريخ اولاد الاطهار، محمد رضا بن محمد صادق طباطبائی در ص 140 کتاب مزبور آورده:« جد مرحوم، حاج ميرزا يوسف مجتهد، در سنهء هزار و دويست و سی و شش هجری به تعمير مسجد استاد و شاگرد اقدام نمود و در استحکام پايه های آن کوشش فراوان مبذول داشت، اما عمر آن مرحوم به اتمام عمارت مسجد وفا نکرد، لذا بنای مسجد ناتمام ماند و بعد از وفات جد مرحوم نيز تا کنون که پنجاه و شش سال ار آن تاريخ می گذرد، از اهل خير کسی اقدام به اتمام عمارت مسجد مذکور ننموده است. اين مسجد صحن بسيار بزرگی دارد و در سمت غربی و جنوبی آن چند باب خانه هست که از توابع و موقوفات مسجد مزبور است و جد مرحوم آنها را به اجاره داده و اجاره نامه نوشته اند و اجاره نامه ها موجود است.

4- « حاجی ميرزا محمد علی قراچه داغی پسر ملا احمد از علمای نامدار شهر بود، امامت آن مسجد را داشت و پس از وی امامت به پسرش حاجی ميرزا احمد که او نيز از علمای معروف بود اختصاص يافت.»روضات الجنانج1، ص 567. آقای نخجوانی در چهل مقاله، ص 91، « اوانسر» را مخفف و محرف اعوان و انصار دانسته و به صورت« عوانصر» نوشته اند. امامت اين مسجد اکنون با آقای حاج سيد ابوالحسن مولانه فرزند حاج سيد علی آقا مولاناست، جوانی است عالم، مهذب و موًدب.

5- نادر ميرزا، ص 108.

نقل از آثار باستانی آذربايجان

آثار و ابئنيه تاريخی شهر ستان تبريز

جلد اول   چاپ دوم    سال 1374  صفحه  232

نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگي

تاليف : عبدالعلی کارنگ

 

برگشت به ليست