www.tabrizinfo.com

دائرةالمعارف شهر تبريز

 

  

 

گروه سوسیال دموکرات تبریز

 

به نظر می رسد که در تابستان 1905 گروه سوسیال دموکرات تبریز فعالیت خود را، در ابتدا، به صورت یک محفل مطالعاتی آغاز کرد1. بر اساس گفته آرشاویر چلنگریان – یکی از اعضای رهبری آن - : این گروه پس از انقلاب [1905] روسیه، زمانیکه عقاید سوسیال دموکراسی در قفقاز گسترش یافته بود بوجود آمد. او بعدا اضافه می کند که ایجاد گروه با آغاز نهضت عمومی در خود ایران مصادف بوده است 2، در زمانیکه فعالیت انقلابی در ایران بروز یافت، بویژه در دوره سلطنت محمدعلیشاه که قیام جدیدی در ایران رخ داد، اعضای جدیدی به گروه پیوستند، همزمان موضوعات جدیدی مطرح شد. از نامه 16 جولای 1908 چلنگریان به کارل کاؤتسکی مشخص می شود که اعضای گروه، برنامه خود را تدوین کرده بودند ولی در پی کودتای ژوئن شاه علیه مجلس(شورای ملی) مجبور شدند در آن تجدید نظر کنند که انجام این امر تا سپتامبر یا در حقیقت 16 اکتبر 1908 ممکن نشد. 3

درباره اعضا و پیشینه آنها به نظر میرسد که اکثریت قاطع آنها ارامنه ایرانی تبار بودند.4 عده آنها زیاد نبود و در مرحله ابتدایی فعالیت در حدود 28 نفر بودند.5 آنان از طبقه "بورژوا" ی جامعه بودند و برخی از آنان در روسیه تحصیل کرده بودند، و تحت تاثیر سوسیالیسم بین المللی و انقلاب 1905 روسیه موفق شدند "عقاید بورژوایی خود را رها کنند" و یک گروه تشکیل دهند.6

گروه" با وجود نیروهای تمایز نیافته بالقوه" قبل از مشخص شدن برخی از مسائل نظری که بر سر آن اختلاف داشتند، نمی توانست در مقاومت تبریز شرکت کنند. در حقیقت در گروه دو گرایش وجود داشت:

یک نظر خواستار برجسته کردن وجه دموکراتیک بود و نظر دیگر به جنبه سوسیال دموکراتیک اهمیت می داد. به گفته چلنگریان، جریان طرفدار همکاری با دموکراتهای غیر سوسیالیست با هرگونه آموزش خاص سوسیال دموکراتیک در آن زمان مخالفت می کرد. در مقابل، دیدگاه دیگر که برای شرکت فعال در جنبشی انقلابی آماده می شد قویاْ معتقد بود که برای یک کار آموزشی فعال در جهت شیوه های سوسیالیستی درمیان کارگران و اعضای احتمالی جدید اقدام کرد.7 این امر موجب اختلاف نظر در گروه شد و نمایندگان این دو گرایش برآن شدند که نظر رهبران برجسته سوسیال دموکرات اروپا، [یعنی] کارل کائوتسکی و گئورگی پلخانف را در مورد مسائل مورد اختلاف جویا شوند.8هنگامی که نشست مجمع عمومی گروه در 16 اکتبر 1908(در اواسط مقاومت تبریز) برگزار شد، این دوگرایش به شدت با یکدیگر مخالفت کردند و هر یک استراتژی های مورد مناقشه را به رأی گذاشتند. به هر حال دشوار است بدانیم که آیا آن ها به سرعت از یکدیگر جدا شدند و هر یک گروه مشخص خود را به وجود آوردند[یا نه.] تبلور این دو دیدگاه متفاوت و توسعه بعدی آن در نهایت منجر به تشکیل فرقه دموکرات [عامیون] ایران شد9.آن چه در زیر می آید مربوط به دیدگاه هایی است که [در نشست مجمع عمومی] مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت.

واسو خاچاطوريان، از ارامنه قفقاز، و آرشاوير چلنگريان، از ارامنه تبريز، در حمايت و طرفداری از مشی سوسيال دموكرات به اين شرح موضع گيری كردند:

ايران به مرحله توليد سرمايه داری وارد شده است و انواع مختلف فعاليت های اقتصادی سرمايه داری در ايران موجود است. امروزه در ايران طبقه كارگر نيز در كنار صنعتگران كوچك (پيشه وران) وجود دارند. اين وضع زمينه را برای فعاليت های سوسياليستی فراهم می كند. عدم توجه به پرولتاريا به تقويت بورژوازی كمك خواهد كرد. مبارزه ای كه حاصل اشكال جديد اقتصادی است، از هم اكنون شروع شده است10، اما در اين مبارزه همه نيروهای انقلابی بر گرد مبارزه طبقه بورژوازی جمع شده اند. در ايران نيز مانند انقلاب 1789 و انقلاب های 1830 و 1848 فرانسه، فعال ترين مبارزان مردم هستند- يعنی كسانی كه دارايی ندارند. انقلاب زمانی به هدف منطقی خود دست می يابد كه عناصر فعال انقلابی منافع طبقاتی خود را درك كنند، در نتيجه، وظيفه سوسيال دموكرات ها آن است كه پرولتاريا را سازماندهی كرده و در جهت سوسياليسم به آن آگاهی طبقاتی دهند. به علاوه، بر همه مبارزان واجب است كه با جنبش انقلابی همكاری كنند. افزون بر اين، وظيفه سوسياليست ها، به عنوان خردگراترين دموكرات ها آن است كه در دوران انقلاب با بورژوازی همكاری كرده و همچنين از منافع مردم انقلابي، به خصوص با هدف پيشرفت اقتصادی و اجتماعی از منافع كسانی كه مالكيت زمين ندارند حمايت كنند. به اين ترتيب منافع دموكراسی تأمين می شود. متحد كردن تمام انقلابيون به گرد شعار بورژوای اولا به معنای دفاع از طبقه بورژوا است و ثانيا كند كردن جريان انقلاب است. هيچ سوسياليستی نمی تواند دموكراسی بورژوايی را از آن خود بداند، زيرا: 1) سوسياليست ها و دموكرات ها بر حسب ديدگاه های متفاوتی كه راجع به ادراك جهان دارند و در دوجا از هم جدا می شوند، 2 ) دموكراتيسم سوسياليست ها با روح استقامت تمايز می يابد، 3) يك سوسياليست زمانی در انقلاب بورژوايی موفق تر است كه جانب موضع طبقه كارگر را بگيرد.11

در آخر نيز پيشنهادی برای ايجاد گروه سوسيال دموكرات خالص مطرح كردند كه از طريق آن آگاه ترين و فعال ترين كارگران و روشنفكران را جذب كرده و به سازماندهی توده كارگر مبادرت نمايند.

طرح دوم به وسيله سدراك دوم12و ورام پيلوسيان در جلسه عمومی ارائه شد و تيگران درويش(ترهاكوپيان)در نامه به پلخانف از آن حمايت كرد. مباحث اصلی اين نظر چنين است:

ايران با وجود آن كه در مسير سرمايه داری قرار گرفته است ولی هنوز در مرحله صنعتی قرار ندارد و پرولتاريای مدرن در ايران به وجود نيامده است. گرايش دموكراتيك استدلال می كند كه اگر كارگران در ايران رنج می برند نه بدليل وجود نظام سرمايه داری بلكه به دليل رشد ناقص سرمايه داری است. اين ديدگاه بر اين اعتقاد است كه سوسياليسم ايرانی حاصل طبيعی زندگی ما نيست بلكه چيزی وارداتی است زيرا هنوز بورژوازی و پرولتاريای صنعتی در كشور ما وجود ندارد. شيوه توليد بر جای مانده از قرون وسطی به همراه شرايط زندگی كارگران تيره روز و زندگی برده وار رعايای بی زمين، مانع مبارزه طبقاتی كارگران مدرن يعنی تضاد طبقاتي، آگاهی طبقاتی و آرمان طبقاتی می شود. از اين رو لازم است كه تاكتيك كوتاه مدتي، ترتيب يابد: يعنی ايجاد تشكيلات دموكراتيكی عليه استبداد و فئوداليسم. اين گروه به اين نتيجه رسيده است كه شرايط برای فعاليت سوسيال دموكراتيك هنوز آماده نيست.از اين رو چنين فعاليت هايی نتايج مثبتی به دنبال نخواهد داشت. هنوز شرايط عينی و ذهنی برای ايجاد سازمان های سوسيال دموكراتيك و اتحاديه های كارگری مساعد نيست، در چنين شرايطی فعاليت های سوسيال دموكراتيك به نتايج زيانباری برای انقلاب منجر می شود. زيرا دموكراسی را به آغوش ارتجاع می اندازد آن هم در زمانی كه نيروهای دموكرات برای تثبيت موقعيت شان و به سرانجام رساندن رسالت تاريخی شان بايد خواست های دموكراتيك خود را مطرح كنند. بر اين اساس، هرگام اشتباهی می تواند تأثيراتی را به دنبال داشته باشد كه به رشد و تقويت سازماندهی پرولتاريا در آينده زيان برساند.

با فرض اين واقعيت كه موفقيت انقلاب در ايران، با شرايط خاص آن، از يك سو به ارائه يك برنامه منطقی و فعاليت در ميان كليه عناصر ناراضی در كشور و از سوی ديگر به كار واقع گرا و مثبت وابسته است، دومين گرايش فكری در گروه، كنار گذاشتن فعاليت سوسيال دموكراتيك ناب و توسل به فعاليت دموكراتيك برای آماده كردن دموكرات ها را پيشنهاد می كرد و اينكه سوسيال دموكرات ها، به مثابه راديكال ترين عناصر، بايد صفوف دموكرات ها را از عناصر ارتجاعی تصفيه كنند و زمينه را برای مبارزه طبقاتی در آينده آماده نمايند.13

در نتيجه، اين گرايش با سازماندهی سوسيال دموكراتيك به عنوان عملی خيال پردازانه مخالفت بود و از تشكيل سازمانی دموكراتيك برای مبارزه با استبداد و فئوداليسم، حمايت نمود. طرح دوم در چارچوب های نظری نيز مانند اصول سوسيال دموكراتيك خواستار استقلال رأی خود بود.

بر اساس صورت جلسه ارسالی برای پلخانف، حاضران در جلسه به طرح اول 26 رأی و به طرح دوم فقط 2 رأی دادند.14 از اين كه اين رأی گيری موجب انشعاب در گروه شد يا نه، اطلاعی نداريم. با اين حال می دانيم كه تيگران درويش(ترهاكوپيان)بعدا به ژنو رفت و با گئورگی پلخانف مرتبط شد، و اين در زمانی بود كه خاچاطوريان و چلنگريان از ميانه تبريز در حال جنگ با پلخانف مكاتبه می كردند و از رهبران سوسياليست اروپا می خواستند ديدگاه های خود را بيان كنند تا احتمالا نظراتشان را با آن ديدگاه ها مطابقت دهند.

در اينجا به طور خلاصه به فعاليت نظری روشنفكران سوسيال دموكرات تبريز مانند آرشاوير چلنگريان می پردازيم، كسی كه نظر خاصی در مورد تحليل اقتصادی و اجتماعی جامعه ايران، قبل و بعد از انقلاب مشروطيت داشت. كارل كائوتسكی از چلنگريان درخواست كرد تا نظرياتش را (طی مقاله هايي) در مجله سوسيال دموكراسی آلمان (نئوزيت15) منتشر كند16. چلنگريان ماركسيستی مستقل و عميق بود كه دانشی دست اول درباره جامعه ای داشت كه در آن كار و زندگی می كرد. ليكن نخستين مقاله اعضای گروه(تبريز كه در نئوزيت منتشر شد) توسط چلنگريان نوشته نشد، بلكه به وسيله تيگران درويش (ترهاكوپيان) نوشته شد17 كه بر اساس توضيحات بالا به جناح دموكراتيك گروه وابسته بود، اين موضوعی است كه شايد بتواند توضيح دهد كه چرا او كوشيده بود نظرياتش را خيلی سريع تر از چلنگريان انتشار دهد. اول بار در ماه مه 1910 بود كه نخستين مقاله بلند چلنگريان با عنوان علل اقتصادي-سياسی انقلاب مشروطيت ايران در نشريه نئوزيت منتشر شد18. پاولويچ اين مقاله برخی از مباحث اصلی ديگر مقاله های منتشر شده او در مشاك19، بين 22 ژوئيه تا 16 سپتامبر 1909، را در برمی گيرد.20چيزی كه آشكارا از مقاله او در نئوزيت غايب است بحث جالب21او است درباره سازمان های مختلفی كه در ايران خود را سوسيال دموكرات می ناميدند.22 همكاري23چلنگريان با نئوزيت و انتشار مقالات با امضا يا بی امضا24 او در آن مجله باعث شد كه جناح چپ سازمان های سياسی اروپايی پيشرفت ها و رقابت های استعماری روسيه و انگلستان را در ايران مد نظر قرار دهند.25

آنچه در اينجا ناگزيرم به اختصار بر آن تأكيد كنم اين است كه چلنگريان و رفقايش به عنوان طرفداران مساوات اجتماعی نه فقط درگير مباحث تئوريك بودند بلكه برای اين كه بتواند خط مشی خود را تنظيم كنند واقعيت های اقتصادی و اجتماعی جامعه ايران را بسيار دقيق مطالعه و بررسی می كردند، روشی كه از سوی نسل پس از جنگ دوم جهانی ايرانيان چپ گرا دنبال نشر و آن ها نتوانستند از تئوری های اجتماعی كه در اروپا فرا گرفته بودند برای ارزيابی و تحليل شرايط ايران استفاده كنند.

همان طور كه قبلا اشاره كردم ما اطلاعات دقيقی پيرامون سرنوشت بعدی گروه سوسيال دموكرات تبريز نداريم. در هر حال می دانيم كه حداقل بخشی از گروه در تشكيل اولين حزب پارلمانی كه برای رقابت سياسی آزاد در ايران فعاليت می كرد، درگير بودند- يعنی حزب دموكرات ايران- حزبی كه، خوب يا بد، تأثيری ماندگار بر پيشرفت های سياسی مدرن كشور گذاشت. بعدا به اين گروه بازمی گرديم.

يادداشت:

1 – ژوزف کاراخانیان در نامه 5 سپتامبر 1905 به گئورگی پلخانف، خبر از تشکیل گروه مطالعاتی را به او داد و نظر رهبران سوسیال دموکرات روسیه را در مورد نوشته هایش جویا شد. نگاه کنید به سوسیال دموکراسی ایران، صص 34 – 33. [برای این نامه بنگرید به همین مجموعه، صص 77 – 78].

2persian Revolution. Mshak .X, 12 September 1909.

3 – see  S-D Iran, p.19.

4 – Letter by Khachaturian to Plekanow , S-D Iran , p.43.

برای اين نامه بنگرير به همين مجموعه ‏، ص 87 - 95

5 – Letter by Derviche to Plekhanov and protocol Ibid, pp. 43 , 35, respectively.

برای اين نامه و صورتجلسه بنگريد به همين مجموعه ص 96 – 99.

6 – Ibid , p. 45.

7 – Persian Revolution Mshalk , X , 12 september 1909. and S-D Iran,pp 20-21

8 – See the Letter by A. Tchilinikirian and Tigran Derviche (Ter Hakobian)to Kautsky and Plekhanov , In S-D Iran, pp 19-22 , 26, 27 , 28,35-7 , 38 –43, 44-4 , 50 – 52 .

برای اين نامه ها بنگريد به همين مجموعه ، فصل دوم

9 – خلاصه ارائه شده براساس متن صورت جلسه نشست عمومی (گروه تبريز) است كه برای پلخانق ارسال شده و همچنين بر اساس نامه های چلنگريان و درويش برای كائوتسكی و پلخانف تنظيم شده است.

10 – خاچاطوريان به پلخانف گزارش داد كه 150 نفر كارگر شاغل در سه كارخانه های چرم سازی اعتصاب كردند و اعضای گروه به منظور ترويج آگاهی سياسی در بين آن ها فعالانه عمل كردند و اعتصاب به نفع كارگران به پايان رسيد.

برای نامه واسو خاچاطوريان به پلخانف بنگريد به همين مجموعه، ص 87 – 95.

11 – S – D Iran , pp . 44 – 49 .

12 – هويت او كاملا ناشناخته است. بنگريد به زيرنويس صفحه 98 همين مجموعه.

13 - S – D Iran , pp . 44 – 49 .

14 – Ibid , p . 37 .

تعداد آرا مجموعا 30 رأی بوده است. اما از آنجايی كه در ابتدا تعداد حاضران را 28 نفر نوشته اند به نظر می رسد كه در جمع آرا اشتباه شده است.

15 – Neuezeit (عصر جديد)

16 – S-D Iran , p 25.

17 – در اواسط مقاومت تبريز، درويش به ژنو رفت و با سوسياليست های اروپايي، از جمله پلخانف تماس گرفت. اين امر در نامه 3 دسامبر 1908 او (به پلخانف) ذكر شده است. S-D Iran.pp. 44 - 49. برای اين نامه بنگريد به همين مجموعه ص 103 – 109. مقاله درويش با عنوان انقلاب ايران در مجله نئوزيت،  1909 – 1908، صص 746 – 720 به چاپ رسيد. (برای اين مقاله بنگريد به همين مجموعه فصل دوم.)

18 – به واقع مقاله های او در دو بخش به تاريخ 13 و 20 مه 1910 ارسال شده بود و پس از مقاله م. پاولويچ با عنوان ”انقلاب ايران: اهداف و روش های مبارزه“ در تاريخ 8 آوريل 1910 منتشر شد. پاولويچ سوسيال دموكرات تبعيدی در فرانسه بود كه بعدا مشاور اصلی رژيم بلشويكی در امور كشورهای خاور شد.

19 – Mshak

20 – See translation in chapter 7 in this volume. (Cosro Chaqueri :Editor:, The Armenians of Iran, Harvard College, 1998.)

21 – As in Persian Revolution, Mshak , X , 12 septamber 1909.

22 – در حقيقت حذف چنين مباحث حساسی از سوی كائوتسكي، شايد برای تعديل مقاله و به منظور اجتناب از درگير شدن در مبارزه متقابلی بود كه در بين انواع سازمان های ايرانی كه همگی خواستار پيوستن به بين الملل سوسياليست بودند، ضرورت داشت. بنگريد به :

Bulletin du Bureau Socialiste International , no . 7 . 1911.