علامه امينی

 

شيخ عبدالحسين امينی در سال 1281 هجری شمسی در شهر تبريز پا به دنيا گذاشت، پدر وی از دانشمندان متقی و پرهيزگاران زمان خود بود و عبدالحسين در کنار پدرش پرورش يافت و بعد از گذراندن مقدمات دانش ها در مدارس در محضر علمائی مانند سيد محمد مولانا و سيد مرتضی خسرو شاهی و شيخ حسين، به فرا گرفتن مراحل مختلف علوم اسلامی پرداخت. بعد از مدتی راهی نجف شد و در آنجا نزد استادان بزرگ به ادامه تحصيل نشست، از جمله سيد محمد فيروزآبادی و سيد ابوتراب خوانساري. مهم ترين مشخصه علامه امينی اين بود که در اوان جوانی و زمانی که هنوز چند دهه باقی بود تا کتاب "القدير" را به رشته تحرير درآورد، از علمای بزرگ و مراجع رده اول اجازه اجتهاد و اجازه روايت دريافت داشت.

هنگامی که به زادگاهش تبريز بازگشت، به مشاغل صنفی پرداخت و بسيار مورد توجه مردم بود. ولی از آنجهت که اين شغل او را اقناع نمی کرد، بعد از زيارت نجف شروع به کار تأليف و تحقيق در آنجا کرد.

يکی از مهمترين ويژگی هايی که غالبا" در مردان بزرگ جستجو می شود همانا مسأله تربيت نفسانی است. مرحوم امينی در پاکی عمل و اخلاق اسلامی و صلاح نفس نيز عالمی بود برجسته و ربانی که کمتر کسی بدين مرحله رسيده است. اين بزرگ مرد از جهات مختلف همچون علو طبع، صراحت لهجه زبان صدق گويا، استغنای از همه بی اعتنايی به رياست قلم و بيان شيوا و رسا، قيافه جذاب و سيمای دلنشين و هيکلی متناس و آراستگی به صفات کريمه ديگر از قبيل توکل، شجاعت ادبي، خفض جناح در برابر حق، تنمر و ابراز شخصيت در برابر مخالف و در مقام دفاع از حقيقت و امثال اينها، در ميان اقران کم نظير خود، ممتاز بود.

علامه امينی نوه مولی نجفعلی مشهور به امين الشرع بود که وی جزو فاضلان و متقايان تبريز بود. او علاقه شديدی به جمع آوری کلمات ائمه اطهار داشت و کارهايی هم کرده بود. به فارسی و ترکی شعر می سرود و نسبت اين خاندان به "اميني" از همين لقب "امين الشرع " نيای آنان بود. علامه در سال 1355 هجری قمری نخستين تأليف خود را بنام "شهداءالفضيله" در نجف منتشر کرد. از تأليفات ديگر وی : تفسير سوره حمد، ثمرات الاسفار، الغدير فی الکتاب و السنة والادب را می توان نام برد. ولی آن کتابی که امينی را برای همه می شناساند همانا کتاب سترگ " الغدير" است که بزرگترين منبع شيعه در عصر حاضر است و عامل اتحاد مسلمانان. از کارهای بزرگ وی همانا تأسيس کتابخانه بزرگ نجف است بنام "مکتبةالامام اميرالمؤمنين العامه" و اين کتابخانه جزو با ارزش ترين کتابخانه های علمی دنيای اسلام است.

علامه بزرگ سفرهای بسياری انجام داد و در اين سفرها حقايق شيعه را باز می گفت و در پی ايجاد يک اتحاد واقعی و راستين بين مسلمانان بود و چيزی که او را در اين کار بسيار ياری می رساند خطابت و سخنرانی بی نظير او بود. وی نطقی عجيب و مهيج داشت و چون دليران سخن می راند لذا در مجالسش تا چند ده هزار نفر هم مجتمع بودند.

يکی از عمده ترين دلائل تأليف کتاب "الغدير" ارادت علامه به علی بن ابيطالب(ع) بود او شيفته دريای بيکران ولايت بود و چنان در اين دريای بيکران غوطه ور شد که خيال و اهداف ديگری برايش باقی نماند.

سرانجام پس از سال ها کار بی امان آن پيکر رشيد زير خرمن ها خاک رفت. او تا چهار سال به در گذشتش اهميتی به بيماری خود نمی داد تا آن جا که اندک اندک بيماری شدت گرفت و در تهران در روز 12 تيرماه 1349 نزديک اذان ظهر از جهان رخت بربست.

پيکر وی بعد از چند روز به نجف حمل گشت و در کنار کتابخانه عمومی که خود مؤسس آن بود به خاک سپرده شد1.

 

يادداشت :

1 – يادنامه علامه امينی – باهتمام دکتر سيد جعفر شهيدی و محمد رضا حکيمي-1361

 

برگرفته از کتاب : تبريز در گذر تاريخ

نگاهی به تاريخ آذربايجان

تأليف : ايوب نيکنام لاله ، فريبرز ذوقی

 

 

 

برگشت به ليست