یحیی آرین پور

ميرزا آقا تبريزی

 

 

ميرزا آقا تبريزی

 

 

بعد از کمديهای آخوندزاده، که اصل آنها به زبان ترکی آذربايجانی است، نخستين نمايشنامه هايی که به قلم خود ايرانيان و به زبان فارسی نوشته شده، سه نمايشنامه کوتاه منسوب به ميرزا ملکم خان است که قسمتی از آنها ابتدا در پاورقی روزنامه اتحاد1 به تفاريق چاپ شد ولی پيش از آنکه نشر آن به اتمام برسد واقعه 23 جمادی الاولی 1326 ه.ق (کودتای محمد علی شاه و بمباران مجلس) پيش آمد و در نتيجه تعطيل همه جرايد مشروطه خواه اين کار ناقص ماند. بعدها نسخه کامل هر سه در کتابخانه گراف فن روزن، ديپلمات و مستشرق معروف آلماني، به دست آمد و در سال 1340 ه.ق به نام مجموعه مشتمل بر سه قطعه تئاتر منسوب به ميرزا ملکم خان ناظم الدوله در برلن چاپ شد.

طبق اسنادی که اخيرا به دست آمده معلوم می شود که ميرزا ملکم خان هرگز نمايشنامه ای ننوشته و سه نمايشنامه ای که به او منسوب بوده، متعلق به ميرزا آقا تبريزي، منشی اول سفارت فرانسه مقيم تهران ، است .

از زندگانی اين شخص اطلاع زيادی نداريم. وی در نامه ای که به ميرزا فتحعلی آخوندزاده نوشته خود را چنين معرفی می کند : اين بنده نامم ميرزاآقاست و از اهل تبريز هستم. از طفوليت به آموختن زبان فرانسه و روسيه شوق کردم و زبان فرانسه را به قدری که در نوشتن و ترجمه و تکلم رفع احتياج شود، تحصيل کرده ام و از زبان روسيه نيز قدری بهره دارم. بعد از خدمات چندين ساله در معلمخانه پادشاهی و مأموريت در بغداد و اسلامبول و تصاحب چهار قطعه نشان از درجه اول و دويم و سيم معلمخانه و نشان مجيديه، قريب به هفت سال است که به اذن اوليای دولت، در سفارت دولت فخيمه فرانسه مقيم طهران منشی اول هستم.2

ميرزا آقا ابتدا قصد داشت تمثيلات آخوندزاده را بنا به خواهش او به زبان فارسی ترجمه کند، ولی بعدا از اين خيال منصرف شد و اين کار چنانکه قبلا ديديم، ميرزاجعفر قراجه داغی انجام داد.

ميرزا آقا سه نمايشنامه ای را که نوشته بود برای اظهار نظر پيش آخوندزاده فرستاد و علت انصراف از ترجمه تمثيلات و اقدام به نگارش آثار مستقل را چنين توضيح داد :

"از وقتی که از ملاحظه کتاب ترکي، تصنيف آن سرور، محفوظ و از نوشتجات نزهت آيات سايره نيز مندرجا مشعوف بوده از نکات شيرين و عبارات دلنشين آنها که موجب انواع عبرت و تربيت است بصيرت حاصل کرده ام، برخود لازم شمردم که در اين شيوه خجسته و سبک و سياق پسنديده به آن سرور معظم تقليد و پيروی نمايم و مريدانه بساط ارادت بيارايم.

اول خواستم کتاب طياطر3 را ، چنانکه خواسته بوديد، به زبان فارسی ترجمه کنم. ديدم که ترجمه لفظ به لفظ حسن استعمال الفاظ را می برد و ملاحت کلام را می پوشاند. در حقيقت حيفم آمد و ترجمه را موقوف داشتم و چون مرام و مرادم پيروی و اردت بود، لهذا مختصری به همان سبک و سياق در زبان فارسی جداگانه نوشتم و اين رسم تازه را در ميان قوم سرمشق گذاشتم که انشاءالله صاحبان عقل و تميز در تکميل و تزيين آن بکوشند4.

اين نمايشنامه ها محققا در حدود سال 1287ه.ق، نه پيش از آن و نه زياد پس از آن، نوشته شده5 و نويسنده به آنها عناوين مفصل و بالا بلندی بدين قرار داده است :

1 – سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان در ايام توقف او در طهران که در سنه 1322 به پايتخت احضار می شود و حساب سه ساله ولايت را پرداخته مفاصا می گيرد و بعد از زحمات زياد دوباره خلعت حکومت پوشيده می رود، در چهار مجلس .

2 – طريقه حکومت زمانخان بروجردی و سرگذشت آن ايام، در چهار مجلس.

3 – حکايت کربلا رفتن شاهقلی ميرزا و سرگذشت آن ايام و توقف چند روزه در کرمانشاهان نزد شاهمراد ميرزا حاکم آنجا، در چهار مجلس.

در اين نمايشنامه ها صحنه های تاريک و وحشتناکی که از استبداد و بيقانونی عهد ناصری تصوير شده و اوضاع ناگوار آن روزگار که با وقايع مضحک فراوان همراه بوده، با انشايی آميخته به طنز بيان گرديده که بی اختيار خواننده امروزی را به خنده وامی دارد. اما مسلما مردم آن زمان، که از ظلم و استبداد بيزار و تشنه آزادی و فرهنگ غرب بوده اند، از خواندن اين هزليات تلخ و نيشدار، که دور از مبالغه و عين حقيقت است، ملول و متأثر گرديده اند.

هر سه نمايشنامه در واقع قطعاتی است که به طريق مکالمه نوشته شده و اصول و قواعد فنی تئاتر غرب از قبيل وحدت زمان و مکان و غيره در آنها رعايت نگرديده است و بنابراين نمايش دادن آنها تقريبا غيرممکن است. مثلا در مجلس اول از حکايت طريقه حکومت زمانخان...

فراشباشی در تالار حکومتی يک نفر از فراشها را می فرستد که "وارطانوس" شرابفروش را بياورد. فراش می رود، در خانه وارطانوس را می زند و با او گفتگو می کند و صحبت کنان با او برمی گردد تا می رسند به اداره حکومتی اين دفعه "خان حاکم" در وسط باغ (نه در همان تالار حکومتي) نشسته با "ميرزا جهانگير" صحبت می کند. بدين قرار مجلس يا پرده اول در چهار مکان مختلف (تالار اداره حکومتي، دم در خانه وارطانوس، در عرض راه و در باغ عمارت حکومتي) جريان می يابد و نيز از سياق کلام پيداست که اين وقايع نه در آن آن واحد؛ بلکه در چند روز گويا از روز پنجشنبه تا روز شنبه اتفاق می افتد.

در پرده سوم همين سرگذشت، آقاباجی چندين مرتبه از کوکب خانم برای حاجی رجب و دهباشی نامه و پيغام می برد و جواب می آورد.

در مجلس دوم حکايت کربلا رفتن شاهقلی ميرزا... شاهزاده با فراشان و آردلها سواره در جلو و قبل منقل و آبداری در پشت سر و غلامان غاشيه به دوش و يدکهای متعدد پی در پی و پيشاشيش و ايرج ميرزا ، پسر حاکم ، و اتباع او در عقب از شهر بيرون می روند و در عرض راه شاهقلی ميرزا با پسرش گفتگو می کند. در يک فرسخی شهر سنقر، سر سوار پيدا می شود و کلانتر و کدخدا با دويست سوار می رسند و از دو سو صف می کشند. نزديک به آبادي، رعايا از دوطرف صف بسته گوسفند قربانی می کنند. فردای آن روز شاهقلی ميرزا در بالای تالار هفت دری روی سند زرنگار نشسته، سربازها در خيابان وسط ديوانخانه نظام بسته و بزرگان و اعيان از يمين و يسار صف کشيده اند : کسانی که در خدمت شاهزاده هستند مکرر نزد پسرش "ايرج ميرزا" می روند و برمی گردند.... و اين همه وقايع و حوادث پرطنطنه و شکوه که در فرسخها راه فاصله ميان مبدأ حرکت و مقصد مسافرت شاهزاده در اثنای چند روز اتفاق افتاده، کلا در يک مجلس و يک صحنه خلاص گرديده است.

چنين احساس می شود که نويسنده با صحنه های اروپا آشنايی نداشته يا نمايشنامه های خود را تنها برای خواندن و عبرت گرفتن هموطنان خويش و نه برای نمايش دادن، به رشته تحرير کشيده است، چنانکه خود حتی عنوان نمايشنامه يا تمثيل به آنها نداده و حکايت يا سرگذشت ناميده است.

نکاتی که در بالا ذکر شد از نظر آخوندزاده دور نمانده و در انتقادنامه ای که به نويسنده نوشته، درباره يکايک نمايشنامه ها با طول و تفصيل اظهار عقيده کرده است.

نامه چنين شروع می شود :

" برادر مهربان من ميرزا آقا، اطال الله عمر کم . نامه شيرين شما رسيد. تصنيف شما را سراپا خواندم و شما را هزار تحسين و آفرين می فرستم و از غيرت و ذوق شما وجد می کنم و اميدوارم که در اين فن شريف که به اصطلاح فرنگيان فن "دراما" می نامند هميشه صرف اوقات خواهيد نمود و ترقيات زياد خواهيد کرد6....."

و بعد اضافه می کند اما چون هنوز اول کار شماست، لهذا مرا لازم است که پاره ای قصورات آن را برای شما نشان بدهم7.

آنگاه می پردازد به تعريف تئاتر و انتقاد از نمايشنامه ها و درباره قطعاتی که قابل اجرا بر صحنه نمايش نيست و اينکه چگونه می توان آنها را نمايشی کرد و همچنين راجع به شخصيتها و صحنه نوشتن نامه در سرگذشت زمانخان... و تعويض صحنه ها و غيره راهنماييهايی می کند.

آخوندزاده از سه نمايشنامه ميرزا آقا، طريقه حکومت زمانخان... را بهتر و دلنشينتر يافته و به نويسنده توصيه کرده که اسم آن را سرگذشت دهباشی قاسم و کوکب بگذارد، چون زمانخان در اين سرگذشت چندان نقشی ندارد. ولی حکايت کربلا رفتن شاهقلی ميرزا... را هيچ نپسنديده و نوشته است : سرگذشت شاهقلی ميرزا سراپا بد است، آن را بسوزانيد. به ارباب قلم شايسته نيست، که اين قبيل چيزها را به قلم می آورند8.

.................................................................................................

 

بادداشت  :

1 – از اوايل صفر تا اواخر جمادی الاول 1326 ه.ق در تبريز منتشر شد.

2 – ميرزا فتحعلی آخونداوف ، الفبای جديد و مکتوبات، باکو، 1963 ص 389.

3 – تئاتر .

4 – ميرزا فتحعلی آخوندزاده ، الفبای جديد و مکتوبات، باکو، 1963 ص 392.

5 – در اين سال ميرزا فتحعلی آخوندزاده نسخه ای از تمثيلات را برای شاهزاده جلال الدين ميرزا، پسر فتحعلی شاه، فرستاد و خواهش کرد "اگر شخصی از فضلای طهران که بالاصله فارسی زبان باشد اما زبان ترکی را کماينبقی بفهمد، اين تمثيلات را به همان قواعد و شروط و رسوم که در کتاب اشاره شده است از زبان ترکی به زبان فارسی ساده، بی کم و زياد و بدون سخنپردازی و قافيه چيني، مطابق اصطلاح خود فارسی زبانان در دايره سياق تکلم نه در دايره سياق انشاء ترجمه کند و به چاپ رسانيده منتشر سازد ، هر آينه نسبت به ملت خدمتی بزرگ خواهد کرد ". ميرزا جعفر قراجه داغی ترجمه تمثيلات را به عهده گرفت و ميرزا آقا سه نمايشنامه خود را به تقليد از تمثيلات به قلم آورد و نسخه ای برای اظهار نظر نزد آخوند زاده فرستاد . از نامه ای که آخوندزاده به تاريخ 28 ايون (ژوئن) 1871 (ربيع الاول 1288 ) به ميرزا آقا نوشته پيداست که کار تحرير آنها تا اين تاريخ خاتمه يافته بوده است.

6 و 7 و 8 – ميرزا فتحعلی آخوندزاده ، از نامه مورخ 28 ايون(ژوئن) سنه 1871 (ربيع الاول 1288 ) .

 

نقل از کتاب: ازصبا تا نيما  جلد اول

نوشته يحيی آرين پور

تجديد چاپ ص. 358

انتشارات نويد

 

 

 

 

برگشت به ليست