محمودخان اشرف زاده

 

محمودخان اشرف زاده – مرحوم محمودخان اشرف زاده، فرزند ميرزاعلی اشرف خان معروف به قنسول، فرزند ميرزاعلی اکبر مترجم باشی بود. ميرزاعلی اکبر مترجم باشی زبان روسی و فارسی را خوب می دانست، در قونسولخانه روسيه در تبريز شغل مترجمی داشت. خود از ثروتمندان معتبر تبريز بود. مسجد صاحب الامر و گلدسته ها و گنبد آن را او ساخته . معروف است که يک روز قونسول روس را به منزل خود دعوت کرده بود و با سوزانيدن منات روسی در سماور، به او چای تهيه نموده نموده بود. ميرزاعلی اشرف خان فرزند او و پدر صاحب ترجمه پس از پدر به مترجم باشی گری قونسولخانه منصوب شد، به همين مناسبت به قونسول اشتهار داشت.

ميرزا محمودخان اشرف زاده جوانی منورالفکر بود و زبان روسی را نيک می دانست. پس از مشروطيت از آن طرفداری کرد و به صف آزاديخواهان پيوست. پس از ورود قوای روس وی در روزنامه فروردين چاپ ارومی در ستون مخصوص تحت عنوان داغدان باغدان از دولت روسيه و شخص نيکلا بد نوشت. قونسول روس هر چه قوه داشت سعی کرد که او را از آزاديخواهی منصرف سازد؛ چه، وی تا اندازه ای به دولت امپراطوری بستگی داشت و قونسول نمی خواست درباره او اقدامات شديد کند. اما اين همه مؤر نيفتاد. بالاخره کماندان روس وی را توقيف نمود و مضروب ساخت.

می گويند صاحب منصبی که مأمور کتک زدن به او بود گريه می کرده و می گفته که با اين جوان بايد ما بهتر از اين رفتار کنيم، اين جوان وطن پرست است. قونسول روس او را از آذربايجان تبعيد کرد. وی به غرب مسافرت نمود و در هرسين از طرف مخالفين مشروطيت مقتول گرديد. اين واقعه در ايام فتنه سالارالدوله بود.

مرحوم ميرزاعلی اکبرخان معروف به قونسول بعد از پدر مترجم قونسول روس بود. مردی متدين و وطن پرست و نيکوکار بود. پس از آنکه روس ها وارد تبريز شدند، وی از مقام خود در قونسولخانه به نفع آزاديخواهان استفاده کرد و آلام مردم تبريز را تخفيف داد. گاهی وجهه خود را برای خاطر يک مظلوم در پيش قونسول به خطر می انداخت. از جمله زنی از اهالی خسروشاه به وی متوسل شده بود که شجاع الدوله خيال دارد شوهر مرا بکشد. وی نامه ای به شجاع الدوله نوشت و در آن شوهر آن زن را به وی توصيه کرد. شجاع الدوله به نامه او ترتيب اثر نداد. وی برآشفت، نامه ای تند به او نگاشت و در آخر نامه اين شعر را نوشت:

                             ترسم که يکی ز اهل وطن زنده نماند

                              با اين دل بيگانه پرستی که تو داری

شجاع الدوله فوراْ پيش قونسول رفت، مکتوب را به او نشان داد و از ميرزاعلی اکبرخان سعايت نمود. قونسول دستور داد که محبوس را در کالسکه قونسولخانه بنشانند و به ميرزاعلی اکبرخان تحويل دهند. به شجاع الدوله گفت ميرزاعلی اکبرخان وطن پرست است، اگر او وطن پرست نبود ما با او همکاری نمی کرديم.

در وطن پرستی او همين بس که با وصف نفوذ در قونسولخانه وقتی که همه مردم تغيير تابعيت داده تابعيت روس را قبول می کردند وی تابعيت ايران را ترک نکرد. پس از سقوط تزار، آزاديخواهان دسته جمعی به منزل او رفته از طرف ملت از مساعدت ها و نيکوئی های او نسبت به آزاديخواهان تشکر کردند. وی پس از تغيير رژيم روسيه، حاضر نشد دو مرتبه در قونسولخانه روس کار کند. به قونسول جديد گفت که نيکلا نسبت به من و پدرم و جدم حق نان و نمک داشت، سزاوار نيست که در سر پيری حق نمک او را فراموش کنم. وی مدتی حاکم ارومی و ساوجبلاغ بود. در 1311 شمسی درگذشت.

فرزندان او آقای ابوتراب اشرفی از مأمورين عاليرتبه ماليه آذربايجان و آقای سرهنگ اشرف اشرفی و سرهنگ ابوالفتح اشرفی از صاحب منصبان قشون ايرانند.هرسه برادر حسن معاشرت و ادب و وطن پرستی را از پدر به ارث دارند.

 

رجال آذر بايجان در عصر مشروطيت

مولف: مهدی مجتهدی

به کوشش : طباطبائی مجد

 چاپ يکم    ص. : 316

انتشارات زرين

 

 

برگشت به ليست