ديبا ، عبدالحسين

 

ديبا ، عبدالحسين : معروف به وكيل الملك، در 1267 در تبريز تولد يافت. پدرش تراب خان وزير خلوت از اعيان و اشراف و مالكين عمده آذربايجان بود و در دربار مظفرالدين شاه مقامی شامخ داشت. عموهای وی چون نظام العلما تبريزي، ميرزا اسدالله خان ناظم الدوله و محمودخان علاءالملك از امنای درجه اول ايران بودند. عبدالحسين پس از انجام تحصيلات مقدماتی در تبريز برای ادامه تحصيلات به اروپا اعزام شد و در رشته های اقتصاد و علوم سياسی درس خواند و پس از فراغت از تحصيل، به سمت اتاشه افتخاری در سفارت ايران در پاريس مشغول خدمت شد. چندسالی در پاريس اقامت داشت تا به ايران بازگشت و چون غالب منسوبين نزديك او در وزارت امور خارجه مصدر مقامات حساس بودند، او هم با سمت قنسولی به بادكوبه رفت و مدتی در آن سمت باقی بود. چندی هم در استانبول اقامت داشت و كنسولگری ازمير را ادره می كرد و بعد به تهران بازگشت. چندی در وزارت خارجه مصدر خدماتی بود تا به وزارت ماليه انتقال يافت و به رياست اداره امتيازات منسوب شد. بعد از خلع قاجاريه و سلطنت رضاشاه كه مالا تيمورتاش به وزارت دربار منسوب و مرد قدرتمند ايران شد، نظر به سوابق دوستی و نزديكی با ديبا، او را به دربار پهلوی برد و رياست محاسبات دربار را به او سپرد. ضمنا تيمورتاش و ديبا آنقدر بهم نزديك شدند كه شب و روز را يا هم به سر می بردند. تيمورتاش به هيچ ميهمانی يا مسافرت داخلی و خارجی بدون حضور ديبا نمی رفت. در تمام مسافرت های ساليانه او به اروپا، ديبا همراه او بود. اين نزديكی موجب می شد افرادی كه با تيمورتاش كار دارند به او متوسل شوند و او نيز حاجت آنها را برآورده می كرد.

در دوره هفتم و هشتم مجلس شورای ملي، ديبا با كمك تيمورتاش به وكالت مجلس شورای ملی انتخاب گرديد ولی شأن خود را بالاتر از آن ميدانست كه در جلسات مجلس شورای ملی شركت كند و در همان وزارت دربار مشغول بكار بود و مقام و موقعيت ممتازی برای خود بوجود آورده بود. اين نزديكی و تقرب به تيمورتاش كه طبعا نزديكی به شاه بود، موجب گرديد برای انجام بعضی از تقاضاهای ارباب رجوع، وجوهی گرفته و تقريبا ديبا كارچاق كن تيمورتاش شده بود. وقتی ستاره بخت تيمورتاش در حال افول قرار گرفت، رضاشاه اول عبدالحسين ديبا را اخراج كرد و به جرم اخذ رشوه از شخصی به نام اميرمنصور فرزند سپهدار رشتی برای وكالت مجلس او را به محاكمه كشيدند. سرانجام محكوم به ده ماه حبس مجرد شد. برای طی دوران محكوميت به زندان ملاير انتقال يافت. پس از خاتمه دوران محكوميتش آزاد نشد و سالها در زندان باقی ماند تا اينكه در سال 1318 در سن 51 سالگی در زندان ملاير جان سپرد.

نقل از:

دکتر باقر عاقلی

شرح حال رجال سياسی و نظامی معاصر ايران

چاپ اول سال 1380  جلد دوم ص.  691

نشر گفتار باهمکاری نشر علم

 


برگشت به ليست