جم ، محمود

 

ملقب به مدیرالملک ، متولد 1258 در تبریز . پدرش کارمند بود و برای پیشرفت و ترقی فرزندان خود توجه مخصوص مبذول می داشت. او با توجه مخصوص پدر تحصیلاتی انجام داد و علاوه بر طی دوره مدارس جدید که تازه در تبریز دائر شده بود، در حسن خط و شیوه نگارش و آموختن زبان فرانسه کوشش بسیار نمود. در اوایل 1280 به دربار ولیعهد محمد علی میرزا وارد شد و با سمت مترجم دکتر کوپن رئیس داروخانه سلطنتی، مشغول خدمت گردید. پس از استبداد صغیر، به تهران آمد و با کمک شوهر خواهرش حسینقلی نواب وزیر خارجه کابینه مستوفی الممالک، منشی ایرانی سفارت فرانسه شد. در جنگ بین الملل اول در سفارت فرانسه خدمت می کرد و غالبا بین سفیر فرانسه و رجال ایران پیغامبر و واسطه بود. در 1296 سفارت فرانسه را ترک و به خدمت در اداره کل گمرک درآمد. در کابینه وثوق الدوله ابتدا رئیس اداره کل غله و سپس خزانه دار کل شد و تا کودتای 1299 در این سمت باقی ماند. در اواخر 1298 از سلطان احمد شاه لقب مدیرالملک گرفت.

روز سوم حوت 1299 از افرادی بود که به قزاقخانه جلب گردید. در اولین برخورد، آمادگی خود را برای همکاری اعلام نمود و با توجه به سمتی که داشت، در تهیه پول کوشید. سید ضیاءالدین از توقیف او صرفنظر کرد و او را به عضویت کابینه دعوت نمود. در همان روز کودتا، مبلغ قابل ملاحظه ای پول خزانه را در اختیار میرپنج رضاخان گذاشت. در کابینه سید ضیاءالدین طباطبائی، به مقام وزارت خارجه رسید، ولی یک ماه بعد جای خود را به معززالدوله نبوی داد و سمت وزارت مالیه یافت. در حکومت قوام السلطنه کاری به او رجوع نشد، ولی مشیرالدوله در بهمن 1300 به توصیه سردار سپه رضاخان او را به وزارت مالیه برگزید. در کابینه مجدد قوام و مستوفی، ریاست اداره کل غله و نان را عهده دار بود. در آبان 1302 در کابینه سردار شپه، برای بار سوم وزیر دارائی شد و در ترمیم همان کابینه همچنان وزیر دارائی بود. سپس به معاونت رئیس الوزراء(سردارسپه) برگزیده شد. در 1305 والی کرمان شد. در دی ماه 1307 به جای سرتیپ شیبانی به وزارت فوائد عامه رسید و در شهریور 1308 به کمک تیمورتاش مزیر دربار  و مساعدت محمدولی اسدی نایب التولیه آستان قدس رضوی، به استانداری خراسان رسید. در مأموریت خراسان با اسدی نایب التولیه مناسبات بسیار خوبی داشت و هر دو مشترکا در اجرای برنامه های استان دست اتحاد و اتفاق داده بودند.

در 4 شهریور 1312 ش مخبرالسلطنه هدایت پس از شش سال و سه ماه نخست ویزری، جای خود را به ذکاءالملک فروغی داد. فروغی قبلا نیز یک بار نخست وزیر بود و در دوران مخبرالسلطنه عضو علی البدل کابینه او محسوب می شد. جز مدتی کوتاه سفیر ایران در ترکیه بود، با سمت های وزیر جنگ و وزیر امور خارجه و اقتصاد ملی در کابینه عضویت داشت. ذکاءالملک فروغی، محمود جم را وزیر کشور کرد. کابینه او مدت دو سال و سه ماه سرکار بود. در آذرماه 1314 فروغی از کار کنار رفت و محمود جم وزیر کشور کابینه او ، مأمور تشکیل هیئت وزیران گردید و همکاران خود را انتخاب نمود. امور وزارت کشور را عهده دار شد و تا مهرماه 1316 وزیر کشور نیز بود تا اینکه ابوالقاسم فروهر به کفالت آن وزارتخانه رسید. محمود جم پس از چهار سال نخست وزیری، در آبان 1318 به وزارت دربار پهلوی منصوب شد. در 25 شهریور 1320 که رضاشاه به اتفاق خانواده سلطنتی، تهران را ترک نمودند، همراه آنها بود. در شهرهای اصفهان، یزد، کرمان و بندرعباس در خدمت رضاشاه آخرین تلاش خود را به عمل آورد . در مهرماه 1320 به سمت سفیر ایران در مصر تعیین شد و چون در آن تاریخ بین ایران و مصر روابط خانوادگی و حسنه وجود داشت، در قاهره بین دو کشور نزدیکی بیشتری ایجاد کرد و خود او از دوستان نزدیک ملک فاروق کحسوب می شد. پنج سال در سمت سفیرکبیر در مصر اقامت داشت.

در 1326 به ایران آمد و در شهریور همان سال در اثر اختلافی که بین سپهبد امیراحمدی وزیر جنگ و قوام السلطنه نخست وزیر پیش آمد، که منجر به برکنار رفتن سپهبد امیراحمدی از کابینه شد، جم به وزارت جنگ برگزیده شد، ولی این کابینه دوام زیادی نیافت. در آذرماه 1326 حکیمی نخست وزیر شد و جم بار دیگر به وزارت دربار رسید. او در سقوط کابینه قوام السلطنه به دستور محمد رضاشاه، نقش اساسی داشت. وزراء کابینه را وادار کرد به هیئت اجتماع از عضویت دولت کناره گیری کنند. تنها وزیری که باقی ماند و استعفا نداد سید جلال الدین تهرانی بود. در اواخر 1327 عبدالحسین هژیر به دربار آمد و جم به سفیرکبیری ایران در ایتالیا منصوب شد و تا اواخر همان سال در آنجا اقامت داشت . در انتخابات دوره دوم سنا سناتور انتخابی کرمان شد. در ادوار سوم و چهارم و پنجم نیز این سمت را احراز نمود، ولی در دوره اخیر به عنوان سناتور انتصابی به مجلس رفت و غالبا ریاست کمیسیون های کشور و امور خارجه مجلس سنا با او بود.

محمود جم کسی بود که از روز اول کودتا تا روزی که رضاشاه از ایران خارجشد، از نزدیکان و همکاران نزدیک او بود. مدتی هم در حزب ملیون، ریاست پورای مرکزی حزب را برعهده داشت.

از خود یک پسر و یک دختر باقی گذاشت. پسرش ارتشبد فریدون جم و دخترش همسر دکتر ملائکه کارمند بانک ملی بود. به سلسله پهلوی خیلی نزدیک بود، ولی از این وابستگی سوء استفاده مالی نکرد و مال و منالی نیندوخت. پنجاه سال تمام در رأس مقام های مهم و حساس سیاسی بود. از لحاظ سیاسی محاظه کار، بازیگر و زیرک بود. هیچ گاه دست به عملی نزد که خصومت یا حتی مخالفت شدید گروه های سیاسی را علیه خود برانگیزد. در سال 1348 در تهران درگذشت. وی با سفارت انگلیس روابط بسیار حسنه ای داشت.

 

نقل از کتاب:شرح حال رجال سياسی ونضامی معاصر ايران (1)

دکتر باقر عاقلی

چاپ اول سال 1380 ص.547

نشر گفتار و نشر علم

    

 

برگشت به ليست