ميرزاعلی لعلی

 

گفت چشمش به زلف، کای شبگرد

اسم شب ده که رسم شهر اينست

سر    فرو  برد  زلف     بر  گوشش       

گفت آهسته اسم شب چين است

 آقای ميرزاعلی لعلی در 1352 قمری تولد يافته. وی اول تجارت می کرد، بعداْ به تحصيل طب پرداخت. پس از فرا گرفتن مقدمات طب در تبريز، به اسلامبول رفت و آنجا در اين فن به درجه اجتهاد رسيد. پس از مراجعت به تبريز در راسته کوچه مطب باز نمود و به طبابت پرداخت و طبيب مخصوص مظفرالدين ميرزا شد.

پس از مدتی اقامت در تبريز به طهران سفر کرد. با بزرگان پايتخت آشنائی يافت و با ناصرالدين شاه به فرنگستان رفت. در زمان سلطنت مظفرالدين شاه ملقب به شمس الحکما شد، بعداْ به اسلامبول و مصر و قفقاز و عراق عرب رفت و در 1325 هجری درگذشت.

لعلی شاعری قوی طبع بود. ديوان او که مشتمل بر اشعار فارسی و ترکی است چند بار در تبريز چاپ شده است1. بعضی از اشعار او به قدری روان است که حد ندارد. بسياری از اشعار او زبانزد مردم تبريز است. وی علاوه در شعر و شاعری در سرعت جواب و بذله گوئی آيتی بود. لطايف منقول از او کاملاْ ذوق سرشار او را می رساند.

لعلی با بسياری از رجال عصر خود آشنائی و رفاقت داشت و غالباْ به عنوان دوست و گاهی به عنوان ممدوح آنان را مدح گفته است. ديوان او از اين حيث از اهميت تاريخی خالی نيست. با پرنس ميرزارضاخان دانش رفيق بود. به ميرزاعبدالرحيم طالبوف اعتقاد داشت. وی جريانات سياسی عالم اسلام را تعقيب می کرد و گاهی از آنها در اشعار خود ياد کرده است. مثلاْ هنگام آغاز انتشار روزنامه بسيار مهم شرق روس در تحت مديريت محمد آقاشاه تختينيسکی متفکر بزرگ قفقاز، قصيده ای ساخته و درباره قضيه رژی بيتی گفته که شاهکار است.

لعلی از منورالفکرهای عصر خويش بود و به لزوم اصلاحات معتقد شده بود. پس از اعلان مشروطيت و تحصن آزاديخواهان تبريز در قونسولخانه انگليس، وی خواهرزادگان خود را تشويق نمود که آنها هم به قونسولخانه روند و در تحصن شرکت جويند.

سجع مهر او "وانه لعلی حکيم" بود اين به تنهائی برای پی بردن به ذوق او کافی است. اسم خود شاعر و تخلص و شغل او را همين سجع حاوی است.

از لطائف منقول او اينکه پس از رسيدن به مصر تلگراف کرد که ان الانسان لفی مصر" ظرفا و ادبای تبريز انجمن کردند، بالاخره در جواب تلگراف کردند که "الاالذين آمنوا". از وی پرسدند که در کجا منزل داري؟ وی که در راسته کوچه نزديک محله ارامنه منزل داشت گفت: در اول کفر و آخر اسلام. از وی پرسيدند که چرا طبابت نمی کني؟ گفت عزرائيل را معاون لازم نبود.

دو بيت که در اول فصل است راجع به اسم شب است که در تبريز سابقاْ معمول بود و اسم شبها غالباْ اسامی بلاد بود، بنابراين در کلمه چين ابهام وجود دارد. شعر مربوط به رژی او نيز اين صنعت را دارد آن اينست:

خصم امروزی شاهی نه گروه باب است     خصم اين بار من الباب الی المحراب است

 

اين بيت را در ديوان او طور ديگر نوشته اند.

اشعار ترکی لعلی نيز در غايت درجه لطف و روانی است. عده ای از ادبای تبريز معتقدند که در ترکی کمتر غزلی مانند غزل مشهور او به مطلع "دير حسنده يوخدر ای صنم" سروده شده است .

ذيل:

آقای حاج محمدآقا نخجوانی خواهرزاده لعلی از تجار موجه و محترم و از فضلای تبريز است. وی از بدو جوانی عشقی مفرط به کتاب داشته، در اثر سال ها پشتکار و زحمت کتابخانه ای معتبر گرد آورده است. کتابخانه او اسباب آبروی تبريز است. وی کتب نفيس خود را رايگان در اختيار فضلا و ادبای ايران می گذارد و برخلاف شيوه معمولی ارباب کتب در اين باره بخل نمی ورزد. عشق او به جمع آوری نسخه های کمياب تماشائی است. گاهی برای تهيه يک کتاب نفيس خطی از تبريز به اصفهان و شيراز مسافرت کرده با زحمات زياد آن را به دست آورده است.

حاج محمدآقا در فن کتابشناسی تخصصی کامل دارد. به مجرد ديدن يک کتاب خطی تاريخ تحرير و درجه اهميت آن را می گويد. بارها درباره کتب خطی مقالات نوشته و در مجلات علمی و ادبی به چاپ رسانيده است. وی با ادبا و فضلای ايران و مستشرقين و کتابخانه های مهم دنيا ارتباط دارد. مقالات خود را اخيراْ به مجله يادگار می فرستد. وی چند ديوان را تصحيح کرده به چاپ رسانيده است.

وی در ايام پيشه وری در تبريز ماند و موطن خود را ترک نکرد. سعی او اين بود که هم به مردم کمک کند و هم کتابخانه نفيس خود را از مصادره و دستبرد محافظت نمايد. پس از سقوط پيشه وری عده ای از آذربايجانيها که به طهران رفته بودند و وطن پرست باز آمده بودند و ايام پرآشوب آذربايجان از دور دست بر آتش داشتند، به وی ايراد کردند که چرا در تبريز مانده و مهاجرت ننموده است. وی در جواب گفت که اگر همه به طهران مهاجرت می کردند، شهر تبريز و ساير ولايات از وطن پرستان تهی می ماند و منظور دمکراتها بدون اشکال حاصل می شد. در مقابل اين جواب دندان شکن حضرات خاموش ماندند.

حاج محمدآقا در همه انجمن های معارفی و خيريه عضويت می يابد. شصت سال بيشتر عمر دارد مردی باذوق است اندامی متناسب و رفتار مؤدب و متين دارد. اسباب افتخار بازار تبريز است.

آقای حاج حسين آقا نخجوانی برادر او نيز به نوبه خود مردی اديب و فاضل و علاقمند به کتاب است. کتابخانه او نيز معتبر است. کامل ترين کلکسيون ها را در تبريز در اختيار دارد. شيفته اصلاحات حقيقی به نفع توده حقيقی است.

يادداشت :

1 – ديوان لعلی در سال 1322 شمسی با پيشگفتاری از مرحوم علی صفوت در تبريز چاپ شده است.

رجال آذر بايجان در عصر مشروطيت

مولف: مهدی مجتهدی

به کوشش : طباطبائی مجد

 چاپ يکم    ص. : 339

انتشارات زرين

 

برگشت به ليست