ممقانی ، حاج شيخ اسدالله

 

ممقانی ، حاج شيخ اسدالله : در 1260 در ممقان از محال تبريز متولد شد. تحصيلات خود را در رشته ادبيات فارسی و عرب و معارف اسلامی در تبريز پايان داد و برای درک محضر علمای بزرگ به نجف اشرف رفت و سالها در آنجا به تحصيل اشتغال داشت و از شاگردان برجسته و همفکران آخوند خراسانی بود. وی به هنگام طلوع مشروطيت در نجف با ايرانيان همکاری داشت. در همان هنگام از طرف مراجع بزرگ درجه اجتهاد گرفته به ايران آمد و در تبريز مشروطه خواهان را تشويق و ترغيب می نمود. بعد از به توپ بستن مجلس به اسلامبول رفت و انجمنی از ايرانيان به نام سعادت تشکيل داد و با حکومت محمدعلی شاه به مخالفت برخاست. وی به مقام شيخ الاسلامی مذهب شيعه در بابعالی رسيد. پس از جنگ بين الملل اول به ايران بازگشت و چندی امام جماعت يکی از مساجد بزرگ تبريز شد. در دوران وزارت دادگستری معاضدالسلطنه پيرنيا برای عضويت ديوانعالی نيز دعوت شد. چندی در آن شغل اشتغال داشت ولی چون اطلاعات حقوقی جديد نداشت آنرا رها ساخت و برای ادامه و تکميل علم حقوق به اسلامبول رفت و وارد مدرسه حقوق آنجا شد و دوره آنرا پايان داد. سپس به پاريس رفت و چندی در آنجا به تحصيل و مطالعه در علم حقوق اشتغال داشت. پس از پايان مطالعات حقوقی از طرف دولت ايران به رياست محکمه تجديد نظر سفارت ايران در اسلامبول برگزيده شد. در 1306 به دعوت داور به ايران آمد و مستشاری ديوانعالی کشور را پذيرفت و سالها در همين سمت باقی ماند. در اوج ديکتاتوری رضاشاه در محاکمه نصرت الدوله فيروز که امر به محکوميت صادر شده بود او مخالف نظر شاه رأی داد و در اقليت باقی ماند.

در 1323 در کابينه محمد ساعد مراغه ای به وزارت دادگستری منصوب شد و مدتی کوتاه در آن سمت باقی بود تا در اثر ترميم کابينه خارج شد و به معاونت اول دادستان کل منصوب شد. در 1325 به رياست شعبه ديوانعالی کشور رسيد. در انتخابات دوره پانزدهم از تبريز به نمايندگی مجلس شورای ملی انتخاب گرديد و رياست فراکسيون اتحاد ملی که قوی ترين فراکسيون آنروز مجلس بود به عهده وی قرار گرفت. در انتخابات دوره اول مجلس سنا از تبريز سناتور شد. وی از سال 32 خانه نشينی را به دخالت در سياست ترجيح داد و بقيه عمر خود را در انزوا به مطالعه و تحقيق گذرانيد تا سرانجام در 1350 در نودسالگی درگذشت.

وی صاحب تأليفات متعددی است، از جمله کتاب دين و شئون و مسلک الامام فی سلامه الاسلام را می توان نام برد. ممقانی مردی دانشمند، فقيه، رشيد و ثروتمند ولی ممسک بود. نسبت به آذربايجان و آذربايجانی تعصب داشت به همين دليل به هنگام وزارت دادگستری خود در دفاع از همشهريش رضا افشار که محروميت ابدی از خدمات دولتی داشت به تفسير پرداخت و ابديت را خاص باريتعالی دانست و حداکثر ابديت را ده سال تعيين نمود. اين استدلال تا حدی وجهه او را تنزل داد.

نقل از:

دکتر باقر عاقلی

شرح حال رجال سياسی و نظامی معاصر ايران

چاپ اول سال 1380  جلد دوم ص.  1542

نشر گفتار باهمکاری نشر علم

 

 

-----------------------------------------------------

حاج شيخ اسدالله ممقانی

 

                    دی شيخ با چراغ همی گشت گرد شهر

                کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست            جلال الدين رومی

 

آقای حاج شيخ اسدالله ممقانی در ممقان از محال تبريز متولد شده، در تبريز و نجف تحصيل نموده است. وی در نجف بود که نهضت مشروطيت پيش آمد، شيخ ما بدون ترديد از آن طرفداری کرد و به نفع مشروطيت مشغول فعاليت گرديد. ممقانی قبل از اعلان مشروطيت مشروطه خواه و از علمای روشمفکر حوزه علميه نجف بود. با ادبا و فضلای ترک که در عراق عرب مأموريت داشتند من جمله با سليمان نظيف اديب معروف ترک آشنائی و رفاقت داشت. اديب ترک در کتاب ناصرالدين شاه و بابيلر از صاحب ترجمه ياد کرده به مقام علمی او اشاره نموده است.

فعاليت دامنه دار شيخ به نفع مشروطيت او را به اسلامبول کشانيد. وی در آنجا با رجال معروف ترک مخصوصاْ با انورپاشا (از قهرمانان اسلام) و طلعت پاشا ارتباط يافت و رياست ايرانيان مقيم اسلامبول را به عهده گرفت و تقريباْ شيخ الاسلام شيعه در بابعالی گرديد. پس از آنکه جنگ جهانگير اول شروع و عثمانی به نفع آلمان وارد جنگ شد، وی مانند ساير آزاديخواهان ايران از دول مرکزی جانبداری کرد که شايد استقلال ايران بر اثر فتح آنها دومرتبه به دست آيد. برای خنثی کردن تبليغات متفقين در بين اعراب مسافرتی به داخله عربستان کرده با رؤسای قبايل ملاقات نمود و لزوم اتحاد مسلمين را در مقابل کفار به آنان خاطرنشان ساخت.

پس از شکست عثمانی و خاتمه جنگ، حاج شيخ به تبريز آمد و در مسجد حاج سيدالمحققين وعظ نمود. روشنفکران متدين گفته های او را حسن استقبال کردند. از طرف داور در 1306 به تشکيلات جديد عدليه دعوت شد و به عضويت ديوانعالی تميز انتخاب گرديد. در محاکمه نصرت الدوله شجاعت به خرج داد و در اقليت ماند. پس از سوم شهريور با چند تن ديگر کوپ آذربايجان را برای مدافعه از منافع و مصالح آذربايجان تأسيس کرد. در کابينه ساعد مراغه وزير عدليه گرديد. در دوره پانزدهم از تبريز به وکالت انتخاب شد. فعلاْ از وکلای مبرز و محترم مجلس و رئيس فراکسيون اتحاد ملی بزرگترين فراکسيون مجلس است.

آقای حاج شيخ اسدالله ممقانی مؤلف دو کتاب مهم است که از حيث تأثير و اهميت در درجه اول واقع شده اند. تأليف اول رساله کوچکی است به نام مسلک الامام فی سلامةالاسلام است که در 1329 در تبريز چاپ شده و روی جلد آن نوشته اند به قلم يکی از مجتهدين عظام نجف.

در اين کتاب وی نوشته چون حضرت رسول اکرم و ائمه اطهار رئيس قوه اجرائيه و قضائيه بودند علمای شيعه حق ندارند شانه از زير اين بار خالی کنند. آن حضرت لباس مخصوص نمی پوشيدند، عزلت و انزوا را دوست نمی داشتند. جای تأسف است که امروز انزوا و عدم مداخله در امور جمهور را علامت تقدس و تقوی می دانند.

ديگر به يکی از مهمترين مسائل يعنی به مسئله حکومت جائره اشاره کرده و گفته است که اين امر به طوری افکار را مشوب ساخته که مستخدم دولت را ظالم يا معين ظالم می دانند. نتيجه اين شده که امور مسلمين به دست اشخاص غيرصالح افتاده است. بالاخره به اين نتيجه رسيده است که حفظ مملکت اسلامی (بيضه اسلام) از ساير تکاليف لازمتر و مقدس تر است. آنها که حکومتهای فعلی را جائره می دانند يا بايد خود را برای حکومتهای جديد آماده سازند و متصدی اين نوع حکومت شوند يا لاقل در اظهار عقيده درباره آنها خودداری نمايند.

تأليف دوم "دين و شئون" است که در سال 1334 در اسلامبول در 191صفحه چاپ شده و آن در حقيقت ذيلی است نست به تأليف اول که موضوع مسک الامام را مشروح تر و روشن تر تحت بحث قرار داده. آن عده ای از علمای قشری را بر ضد شيخ برانگيخت، چنانکه او را تفسيق نمودند و برای تظاهر بر ضد دين و شئون دسته راه انداختند.

حاج شيخ ما با تأليف اين دو کتاب يکی از بزرگترين و حيوتی ترين مسائل را طرح کرده است و التفات وی به اين موضوع و اهميت آن شايسته هر نوع تقدير و شجاعت وی درخور تمجيد است. به نظر ما اين موضوع مهم استحقاق توجه بيشتر دارد، چه مطلب هنوز حل نگشته و مسئله کهنه نشده بلکه از مهمترين مسائل روز است بايد در اين حديث کتابها نوشت.

قلم ممقانی در اين دو کتاب محکم است. اين استحکام از آنجاست که وی دردی داشته و خواسته آن را بنويسد. گاهی من باب تفنن عبارت پردازی کرده، ولی بيشتر منظور خود را تعقيب نموده. در کتاب دين و شئون تأثير ادبای ترک در شيوه و سبک تحرير او کاملا محسوس است.

ممقانی جداْ به آذربايجان علاقمند است، حتی در اين قسمت تعصب هم دارد. دو چيز از سی سال به اين طرف فکر او را ناراحت کرده. يکی موضوع حکومت اسلامی است که آن را در دو کتاب خود مورد بحث قرار داده است. آرزوی او اينست که ورطه ای که تشکيلات حکومتی را از عالم روحانيت شيعه جدا می کند از بين برود. ديگر اينکه حکومتی لايق و صالح زمام امور را در دست بگيرد و ايران آشيانه تشيع را به ترقی و تعالی سوق دهد. وی چراغ در دست گرفته مردی صالح و لايق جستجو می کند.

از گفته های او اينکه :

مشروطيت بهتر از استبداد است و مجلسی برای ايران ضرورت دارد تا به نام ملت ناظر اعمال دولت باشد، اگرچه اعضای آن مجلس افرادی شايسته نباشند.مسئله عمده نظارت به نام ملت بر دولت است.

 

 رجال آذر بايجان در عصر مشروطيت

مولف: مهدی مجتهدی

به کوشش : طباطبائی مجد

 چاپ يکم    ص. : 259

انتشارات زرين

 

برگشت به ليست