حاج سيد مرتضی

 

آقای سيد احمد معروف به حاج سيدمرتضی ثاني، فرزند حاج سيدمرتضی اول، از معاريف و معتبرين تجار تبريز بود. وی بيشتر به صرافی مشغول بود و صرافی او در طهران شعبه داشت. پس از اعلان مشروطيت حاج سيداحمد از طرف تجار طهران به وکالت انتخاب شد و چون در اثنای وکالت پدر او حاج سيدمرتضی اول وفات يافت، وی نام خود را تغيير داد. برای اينکه نام تجارتخانه و صرافی را تغيير ندهد، خود را حاج سيد مرتضی ناميد. چنانکه اميرلشکر امان الله ميرزاجهانبانی چنين کرده نام پدر را بعد از وفات برای خود نام اختيار کرده است.

حاج سيداحمدحاج سيدمرتضی ثانی پس از انحلال مجلس باز به تجارت مشغول بود و اقدام در کارهای بزرگ می کرد، چنانکه وی از امتيازی که در عهد مظفرالدين شاه در باب تأسيس تلن تبريز گرفته بود استفاده کرده برای بار اول در تبريز تلفنخانه تأسيس نمود. امتياز تلفن تبريز تا زمان رضاشاه با مرتضوی ها بود، سپس به شرکت تلفن واگذار شد. سهامداران اين شرکت همه طهران نشين هستند و کوچکترين توجه به تلفن تبريز ندارند و به شکايات مردم توجه نمی کنند. حاج سيد مرتضی ثانی در 1343 در تبريز درگذشت.

حاج سيد مرتضی اول از تجار موجه تبريز و مورد توجه ناصرالدين شاه بود. در عهد او در تبريز در بين تجار دو نفر موجه و رئيس بودند. يکی او بود و ديگری حاج شيخ قزوينی معروف به ابوکرور.

اين دو نفر با هم رقابت، بلکه مخالفت داشتند. علت مخالفت نظارت در نانوائيها بود؛ چه در مجاعه 1294 حاکم و وليعهد اين کار را به عهده حاج شيخ گذاشته بودند. حاج شيخ مردی ثروتمند و نيکوکار بود. تيمچه ای در تبريز بنا نهاده ظروف چينی معروف به چينی حاج شيخ را که قيمتی و عتيقه محسوب می شوند او سفارش داده و در مجاعه مزبور از مردم دستگيری نموده در نجف در آن سال به فقرای عرب و عجم چندان پول داده که از طرف اعراب معروف به ابوکرور شده است. باری ناصرالدين شاه در اين کار مداخله کرده نظارت در نانوائيها را به عهده هر دو رقيب گذاشت. وی مانند پسر واقف به مقتضيات روز بود. امتياز ساختن طرق آذربايجان را از ناصرالدين شاه کسب نموده بود که قدری از آن را (گويا راه اردبيل به آستارا را) اجرا نموده است.

حاج ميراسمعيل از اين خانواده مردی فاضل بوده در تاريخ 1263 قمری تاريخ خانواده مرتضوی را نوشته. اين کتاب در تصرف آقامير رحمت الله مرتضوی است و نسبت به تاريخ آذربايجان حاوی نکات و مطالب مفيد است. خود آقامير رحکت الله از ريش سفيدان و معتمدين محترم تبريز مردی متدين و امين و علاقمند به امور جمهور است.

آقاسيدباقر کروبی از اين خانواده از قدمای احرار است. فعلا روزنامه اختر شمال1 را در تبريز می نويسد. وی کمی قبل از نهضت پيشه وری فوق العاده ای منتشر ساخت و در آن خبر تخليه ايران را از قوای متفقين به اطلاع مردم رسانيد. ضمنا در آخر آن نوشت بر اين مژده گر جان فشانم رواست. اين امر حزب توده را خوش نيامد. وی را از تبريز تبعيد کردند. بعداْ پيشه وری چاپخانه او را ضبط کرد و به معارف بخشيد.

نسب خانواده مرتضوی طبق شجره نامه ای که به تصديق علمای وقت رسيده است به امام چهارم حضرت زين العابدين، عليه السلام، می رسد. سادات مرتضوی در ارزيل و کوره خيل محال ديزمار قراچه داغ سکونت داشته اند و حاج سيداحمد مرتضوی جد اعلی آنها در عهد نايب السلطنه عباس ميرزا به تبريز آمده و خانواده مرتضوی را تشکيل داده.

طبق اسناد، اجداد او از نهصد سال به اين طرف در آذربايجان مقيم بوده و وقتی در تفليس امارت کوچک برای خود داشته اند. سيدمحمد بيگ مين باشی از اجداد وی از سرداران شاه اسماعيل بوده، در جنگ چالداران شهيد شده، در قبرستانی که هنوز به قبور شهدا معروف است در جوار چالداران مدفون است. و ميرعسکربيگ اعتمادالدوله که از طرف شاه سليمان صفوی دعوت به صدارت شده، قبول نکرده و در جنگ گلين آباد بين ايرانيها و افاغنه رئيس توپخانه بوده، در سن هشتاد سالگی در آن جنگ وفات کرده از اجداد خانواده مرتضوی بوده است.

يادداشت:

1 – روزنامه اختر شمال و روزنامه فردا به مديريت حسينقلی کاتبی تنها روزنامه هايی بودند که در مدت حکومت دموکراتها در تبريز و به زبان فارسی منتشر می شدند.

رجال آذر بايجان در عصر مشروطيت

مولف: مهدی مجتهدی

به کوشش : طباطبائی مجد

 چاپ يکم    ص. : 241

انتشارات زرين

…………………………………………

 

حاج مير احمد مرتضوی

 

حاج مير احمد مرتضوی پسر حاج سيد مرتضی صراف تبريزی و از خانواده حاج ميرمناف صراف ميباشد. سابقا جزء صرافهای درجه اول تبريز بود. در اوائل سلطنت مظفرالدين شاه شعبه ای از کار صرافی در تهران دائر کرد و بعد از چندسالی خود مرتضوی به تهران آمد و ساکن تهران گرديد . در دوره اول مجلس شورای ملی از طرف تجار تهران نماينده مجلس گرديد. در طبقه تجار از اشخاص با سواد و مخصوصا نسبت به شعر و ادبيات ذوق خوبی داشته است.

 

شرح حال رجال ايران

نگارش مهدی بامداد

جلد اول ص .? 100

چاپ چهارم سال 1371

انتشارت زوٌار

 

 

 

برگشت به ليست