محمود طلوعی

مشيرالدوله (حسن پيرنيا)

 

رئيس الوزرای معروف دوران مشروطيت و نويسنده اولين قانون اساسی ايران

ميرزا حسن خان مشيرالدوله، که پس از لغو القاب و عناوين دوران قاجاريه از طرف رضاشاه نام خانوادگی پيرنيا را برای خود انتخاب کرد، از نخست وزيران معروف دوران مشروطيت است که چهار بار به مقام نخست وزيری انتخاب شده و با اينکه مجموع چهار دوره نخست وزيری او بيش از پانزده ماه نبوده در مقاطع حساسی زمام امور کشور را در دست داشته است.

ميرزا حسن خان مشيرالدوله پسر ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله اولين نخست وزير مشروطيت است. وی در سال 1291 هجری قمری در تبريز متولد شده و پس از انجام تحصيلات مقدماتي، برای تحصيلات عالی به روسيه رفته و در مدرسه نظام و سپس مدرسه حقوق سن پترزبورگ تحصيل کرده است. ميرزا حسن خان پس از خاتمه تحصيلات در روسيه و آموختن زبانهای روسی و فرانسه به عنوان "آتاشه" يا وابسته سفارت ايران در پايتخت روسيه استخدام شد و هنگامی که پدرش به وزارت خارجه منصوب گرديد به ايران احضار و در سمت رئيس دفتر پدرش در وزارت خارجه مشغول کار شد. انقلاب مشروطيت در همين زمان به نقطه اوج خود رسيد و پس از ماجرای تحصن مشروطه طلبان در سفارت انگليس، مظفرالدين شاه ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله را که در سمت وزارت خارجه با ديپلماتهای خارجی مقيم تهران به خصوص وزير مختار انگليس روابط نزديکی برقرار کرده بود، به سمت رئيس الوزراء تعيين نمود تا با جلب رضايت انگليسی ها به غائله خاتمه بدهد. مشيرالدوله با گرفتن فرمان مشروطيت از مظفرالدين شاه موجبات بازگشت علمای مهاجر به تهران و خروج متحصنين از سفارت انگليس را فراهم ساخت و پسرش ميرزا حسن خان که تازه از مظفرالدين شاه لقب "مشيرالملک" گرفته بود در تدوين نظامنامه انتخابات و قانون اساسی ( که بخش عمده آن ترجمه و اقتباس از قانون اساسی بلژيک بود) نقش مهمی ايفا نمود.

بعد از اعلام مشروطيت، ميرزا حسن خان مشيرالملک که بعد از مرگ پدر در سال 1286 شمسی وارث لقب مشيرالدوله شد، به ترتيب در کابينه های مختلف سمت وزارت عدليه و امور خارجه و معارف و تجارت و علوم و اوقاف را داشت و در بعضی از اين مقامات مانند وزارت عدليه و وزارت خارجه در چند کابينه مختلف انجام وظيفه نمود تا اينکه سرانجام در اسفندماه سال 129 شمسی برای اولين بار با رأی تمايل مجلس به سمت رئيس الوزراء انتخاب گرديد. مهمترين کار مشيرالدوله در اولين دوره نخست وزيری مذاکره با دولتين روس و انگليس برای تخليه ايران از قوای اشغالی آنها و لغو اختيارات فوق العاده مسيو مرنار بلژيکی رئيس کل گمرک ايران بود. انگليسی ها به واسطه سرسختی مشيرالدوله در تخليه ايران از قوای انگليس نسبت به او نظر مساعدی نداشتند و در مجلس هم، بااينکه به اتفاق آراء به نخست وزيری مشيرالدوله اظهار تمايل کرده بود، از آغاز دومين ماه زمامداری تحريکاتی عليه او آغاز گرديده که به استعفای مشيرالدوله از رياست دولت انجاميد. مدت زمامداری مشيرالدوله در اولين دوره نخست وزيری او پنجاه روز بود.

ميرزا حسن خان مشيرالدوله برای دومين بار پس از بازگشت احمدشاه از سفر اروپا در بهار سال 1299 شمسي، به دنبال جنجال بر سر قرارداد 1919 ايران و انگليس و استعفای وثوق الدوله، به نخست وزيری منصوب شد. کابينه جديد مشيرالدوله برای نخستين بار چهار نفر به مقام وزارت منصوب شدند، که از آن جمله دکتر محمد مصدق (مصدق السلطنه) وزير جديد عدليه بود. هنگامی که مشيرالدوله برای دومين بار به نخست وزيری منصوب شد انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی در جريان بود و اولين تدبير او برای اينکه دولت را از قيد تعهدات ناشی از قرارداد 1919 رها سازد موکول ساختن اجرای اين قرارداد به نظر مجلس آينده بود. مشيرالدوله در اين دوره از زمامداری خود با مشکلات بزرگ ديگری هم مواجه بود که از جمله مهمترين آنها می توان به قيام ميرزا کوچک خان جنگلی در گيلان و قيام شيخ محمد خيابانی در تبريز اشاره نمود. مشيرالدوله در هر دو مورد برای حل مشکل از طريق مسالمت آميز سعی فراوان نمود، ولی نتيجه ای نگرفت. با اعزام مخبرالسلطنه به تبريز غائله خيابانی سرکوب و خود او کشته شد، ولی قوای اعزامی به رشت از عهده جنگليها برنيامد و اين مشکل تا پايان دوره زمامداری مشيرالدوله بر جای ماند. از سوی ديگر انگليسی ها که از تعليق قرارداد 1919 ناراضی بودند بنای کارشکنی و مخالفت با مشيرالدوله را گذاشتند و مشيرالدوله ناچار روز سوم آبان 1299 از کار کناره گرفت.

مشيرالدوله برای سومين بار، يازده ماه پس از کودتای 1299 با رأی تمايل اکثريت قريب به اتفاق نمايندگان مجلس، به نخست وزيری منصوب شد. در کابينه جديد مشيرالدوله که روز سوم بهمن 1300 شمسی به مجلس معرفی شد، سردار سپه (رضاخان) وزير جنگ، سردار معظم خراسانی (تيمورتاش) وزير عدليه، حکيم الملک وزير خارجه و مديرالملک وزير ماليه بودند. احمدشاه بعد از رأی اعتماد مجلس به دولت مشيرالدوله عازم اروپا شد و ميدان برای ...تازی سردار سپه مهيا گرديد. مداخلات سردار سپه در کار دولت منجر به استعفای مشيرالدوله از مقام نخست وزيری گرديد، ولی احمدشاه در پاسخ استعفای تلگرافی مشيرالدوله مصرانه از او خواست از استعفا منصرف شده به کار خود ادامه دهد. مشيرالدوله پس از دريافت تلگراف شاه از استعفا منصرف شد ولی در مقابل تحريکات سردار سپه دوام نياورد و بعد از چهار ماه و نيم زمامداری از کار کناره گيری کرد.

مشيرالدوله برای چهارمين و آخرين بار روز 26 خرداد سال 1302 با رأی تمايل مجلس و فرمان احمد شاه به نخست وزيری رسيد و بار ديگر به ناچار رضاخان سردار سپه را به وزارت جنگ خود برگزيد. در چهارمين حکومت مشيرالدوله، مصدق السلطنه وزير خارجه، ذکاءالملک فروغی وزير ماليه و حکيم الملک وزير عدليه بودند. مهمترين وظيفه چهارمين دولت مشيرالدوله انجام انتخابات مجلس پنجم بود، زيرا با اوضاعی که پيش آمده بود چنين به نظر می رسيد که مجلس پنجم مجلس سرنوشت سازی خواهد بود. رضاخان هم که متوجه اهميت موضوع بود ونقشه هايی در سر داشت، به وسيله نظاميان تحت فرمان خود در کار انتخابات مداخله می کرد. در اين ميان احمدشاه هم برای بار سوم به فکر مسافرت به اروپا افتاد و تلاش مشيرالدوله برای انصراف شاه از مسافرت در اين موقعيت حساس به جايی نرسيد. مشيرالدوله که خود را حريف سردار سپه نمی ديد تصميم گرفت به نفع قوام السلطنه از کار کناره گيری کند و احمدشاه را هم به صدور فرمان نخست وزيری قوام السلطنه راضی کرده بود، که سردار سپه متوجه قضيه شد و قوام السلطنه را به بهانه اينکه مشغول توطئه ای عليه او بوده و قصد ترور او را دارد توقيف کرد. مشيرالدوله برای آزادی قوام السلطنه به احمدشاه متوسل شد، ولی تنها کاری که احمدشاه توانست برای قوام السلطنه انجام دهد جلب رضايت رضاخان برای تبعيد او به اروپا بود.

مشيرالدوله که احساس می کرد ديگر کاری از او ساخته نيست و بعد از رفتن شاه از ايران رضاخان کارها را قبضه خواهد کرد، در اواخر مهرماه 1302 استعفای خود را تقديم احمدشاه نمود. احمدشاه با اکراه استعفای او را پذيرفت و چون ديگر کسی در آن شرايط آماده قبول مسئوليت نبود روز سوم آبان 1302 فرمان نخست وزيری سردار سپه را صادر نموده و عازم اروپا شد.

مشيرالدوله در ادوار پنجم و ششم و هفتم از تهران به وکالت مجلس انتخاب شد ولی در دوره هفتم از قبول وکالت خودداری نمود و به تحقيق و ترجمه پرداخت و کتاب ايران باستان را در همين دوران به رشته تحرير درآورد. مشيرالدوله در سال 1314 درگذشت.

 

برگرفته از کتاب صد سال ، صد چهره

تاريخ مصور ايران و جهان در قرن بيستم

نوشته : محمود طلوعی    /   صفحه 894 – 891

 


برگشت به ليست