صمد سرداری نيا

 

ميرزا محسن معتمدالتجار

 

ميرزا محسن معتمدالتجار تبريزي, از بازرگانان خوشنام تبريز, از جمله شخصيت های مبارز, شجاع و  فداكاری است كه در تاريخ معاصر آذربايجان, نقش ارزنده ای ايفاء كرده و نام نيكی از خود به يادگار گذاشته است. اين چهره برجسته, نه تنها در دوران نهضت مشروطيت در صحنه های انقلاب, حضور و شركت فعال داشت, بلكه از جمله معدود نمايندنگان دوره چهارم مجلس شورای ملی بود كه در برابر قلدری های رضاخان ميرپنج ايستاد و به قول دكتر مهدی مجتهدي:" با كمال شجاعت,  برای اول بار از سردار سپه كه رسماً وزير جنگ و در عمل همه كاره بود و در هر چيز مداخله ميكرد استيصاح كرد و بياعتدالی های نظاميان را انتقاد نمود. اين استيضاح, از وقايع مهم تاريخ مشروطيت ايران است. در اثر آن, دسته بندی های مجلس به هم خورد و سردار سپه گرفتار اشكالات شد".(رجال آذربايجان در عصر مشروطيت-ص30)

ميرزا محسن معتمدالتجار فرزند حاج ميرزا شقيع امين التجار و پسر عموی زنده ياد سيد حسن شريف زاده, از جمله مبارزان راستين مشروطيت در آذربايجان ميباشد.[1] وی در برهه های حساس, عضو انجمن ايالتی آذربايجان بود و با جان و دل در راه آزادی ميكوشيد. پس از سرنگونی بيرق های سفيد توسط ستارخان سردار ملي, لازم بود انجمن ايالتی آذربايجان كه نمايندگانش در تهاجم رحيم خان چلبيانلو پراكنده شده بودند, مجدداً تشكيل شود. اين نهاد مدنی در آن شرايط حساس با شركت 12 نفر تشكيل گرديد كه يكی از آنان, صاحب ترجمه بود.(دكتر مهدی ملك زاده- تاريخ انقلاب مشروطيت ايران-ص959)

اين رجل كاردان, از سوی انجمن ايالتی آذربايجان به عضويت عدليه انتخاب ميگردد و در اين سمت نيز فعالانه تلاش ميكند. در شماره 75 سال اول روزنامه انجمن كه در روز سه شنبه 22 ربيع الاول 1325ه.ق منتشر شده آمده است:

" روز چهارشنبه 17 ماه ربيع الاول 1325 اعضای محترم انجمن در منزل جناب حاجی محمد باقر جمع شده بودند. اول مذاكره در تعيين چهار نفر اعضای عدليه شد. بعد از مذاكرات به اكثريت آراء آقايان مفصله الذيل را تعيين و منتخب نمودند(جناب معتمد التجار),(جناب حاجی اسد آقا گنجه),(جناب حاجی ميرزا محمود معروف كاشاني),(جناب حاجی حسن ختائي) قرار گرديد. در اين خصوص به حضور حضرت حكمران هم شرحی نوشته شود كه به عرايض و تظلمات اهالی رسيدگی نمايند".

همچنين در شماره 108 سال اول همين روزنام كه روز دوشنبه 26 جمادی الاول 1325 منتشر شده آمده است:" جواب رقعه كه در خصوص تشكيل عدليه با حضور چند نفر منتخبين انجمن به حضور حضرت حكمران نوشته شده بود به مساعدت رسيد, حضور منتخبين را در ديوانخانه شنبه, يكشنبه, سه شنبه و چهارشنبه رسماً خبر داده و از روز شنبه اطاق عدليه مرتب اعضای منتخبين انجمن و اعضای حكومتی بايد يك ساعت از طلوع آفتار گذشته تا ظهر در ديوانخانه حاضر و مشغول كار باشند. اسامی منتخبين عدليه از طرف انجمن به قرار ذيل است: جناب معتمدالتجار, جناب حاجی مستشارالممالك, جناب مشهدی حاجی آقا ختائی و جناب حاجی مهدی سلماسي".

شماره های روزنامه انجمن گوياست كه معتمدالتجار بارها در جلسات محاكمه متهمان شركت و حكم داده است.(در اين زمينه مراجعه كنيد به شماره های 146 سال اول و27 سال سوم روزنامه انجمن)

معتمدالتجار كه در شهر استانبول نيز فعاليت های تجاری داشت هنگام سقوط انجمن اسلاميه در 21 مهرماه 1287 شمسی در اين شهر اقامت داشت, به محض شنيدن اين خبر مسرت بخش تلگرام تبريكی بدين شرح مخابره ميكند:" انجمن ايالتي, از فتوحات جديد جنابان را تبريك,  زنده باد مجاهدين- امضاء معتمدالتجار".(روزنامه انجمن- شماره 14 سال سوم-24 رمضان 1326)

پس از بازگشت به تبريز, بلافاصله از سوی انجمن ايالتی آذربايجان دعوت به كار ميشود و اين دعوت در روزنامه انجمن (شماره 27 سال سوم-22 ذيقعده1326) چنين منعكس شده است:

" جناب معتمدالتجار كه سابق از وكلای انجمن ايالتی بوده و مدتی به جهت تسويه امورات اداره خودشان در استانبول تشريف داشته و اين اواخر مراجعت به شهر فرموده اند. قرار شد كه رقعه(اي) به جناب ايشان بنويسند كه كما فی السابق تشريف آورده و مشغول وظايف مليه خود باشند".

همچنين وی مجددا به عضويت عدليه پذيرفته ميشود. خبر اين پذيرش نيز در روزنامه انجمن (شماره 30 سال سوم-4 ذيحجه 1326) چنين درج شده است:

" كاغذی از عدليه رسيد كه جناب معتمدالتجار سابعا در عدليه سمت عضويت را داشتند و در انتخاب جديد اعضای عدليه, معظم له در خارجه تشريف داشتند. حالا كه تشريف آورده اند به سمت عضويت انجمن ايالتی پذيرفته شده اند مقرر فرمايند كما قی السابق به عدليه تشريف آورده و به وظايف خود قيام فرمايند. آقيان اعضای محترم ابدا ميل ندارند كه جناب معتمدالتجاراز انجمن ايالتی انفكاك نمايند..."

معتمدالتجار كه از رجال موجه و مورد احترام مردم و آزاديخواهان بود هنگامی كه روس های تزاري, در ارديبهشت ماه 1288 شمسی آذربايجان را تهديد به اشغال ميكردند, وی عضو كميته واسزه بود. اين كميته از سوی انجمن ايالتی آذربايجان, مذاكراتی با محمد علی شاه انجام ميداد كه بلكه از وقوع اين فاجعه جلوگيری نمايد, ولی محمد علی شاه هنگامی با خواسته های مردم تبريز موافقت كرد كه سپاهيان روس از مرز گذشته بودند.( منصوره رفيعي-انجمن ارگان انجمن ايالتی آذربايجان- ص78)

وی پس از جنگ های يازده ماهه آزادی بخش مردم تبريز با مستبدين, از سوی همشهريانش به نمايندگی دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب ميگردد و در سمت نمايندگی مجلس, رابط بين انجمن ايالتی آذربايجان و مجلس شورای ملی بود.( كسروي- تاريخ هيجده ساله آذربايجان- ص138و252)

اين نيكمرد در ماجرای پارك اتابك, پای در ميان داشت كه اين غوغا را فرو نشاند.(كسروي- تاريخ هيجده ساله آذربايجان ص138و252)

پس از زخمی شدن ستارخان سردار ملي, از جمله كسانی كه به عيادت سردار ميآمد و آن گرد دلاور را تنها نميگذاشت معتمدالتجار بود.(اميرخيزي- قيام آذربايجان و ستارخان- ص651)

دكتر مهدی ملك زاده در نگارش تاريخ هفت جلدی انقلاب مشروطيت ايران, درباره رخدادهای آذربايجان, از صاحب ترجمه تقل قول ها كرده, از جمله درباره حوادث جنگ های چهار روزه روس ها با مجاهدين تبريز در دی ماه 1290 مينويسد:

"معتمدالتجار در نامه ای كه پس از آن حوادث خونين برای نگارنده فرستاده مينويسد: صبح همان روز برای نماز برخاسته بودم كه از اشغال شهر تبريز از طرف دستجات قشون مسلح روس و قتل وغارت مردم بيگناه آگاه شدم و سر از پا نشناخته لباس پوشيد. و به طرف انجمن روانه شدم. كسانی كه در راه ديده ميشدند چون مردمان خواب آلود و حيرت زده بودند با صداهائی كه گوئی از ته قبر بيرون ميآيد از هم ميپرسيدند ديگر چه خبر است, چه شده, چه اتفاقی افتاده.

چند نفرازاعضای انجمن كه قبل از من از واقعه آگاه شده بودند در انجمن حضور يافته بودند و مبهوت به هم نگاه ميكردند. در نيمه شب امير حشمت كه خانه اش از طرف سربازهای روس محاصره شده بود به زحمت خود را به ارك دولتی ميرساند و با نايب الاياله شاهزاده امان الله ميرزا ملاقات ميكند و پس از گفتگوی بسيار مصلحت ميبيند كه برای جلوگيری از اين وضع غيرمنتظره با انجمن ايالتی تماس بگيرند و چاره و راهی پيدا كنند ولی حوادث و وقايع چنان به سرعت پيش افتاد كه انجمن را در عقب سر خود گذارد..."(ملك زاده- پيشين-1483)

وی از جمله كسانی بود كه در كنار ثقه الاسلام, برای حل و فصل امور و پيشبرد انقلاب, درو هم جمع شده و به چاره جوئی ميپرداختند.(نصرت ا...فتحي- مجموعه آثار قلمی ثقه الاسلام-ص104) همچنين در قحطی سال 1336ه.ق از جمله اشخاص خيری بود كه باتشكيل "كميسيون آذوقه" دست بينوايان را گرفته و هزاران نفر را از مرگ سياه رهاندند.( كسروي- پيشين-ص695)

اين رجل سياسي- اجتماعی تاريخ معاصر آذربايجان كه از اعضای برجسته حزب دموكرات و از ياران نزديك شيخ محمد خيابانی بود در دوره تجدد به نمايندگی مردم آذربايجان در دوره چهارم مجلس شورای ملی انتخاب ميگردد. فعاليت اين دوره از مجلس همزمان بود با يكه تازی های رضاخان ميرپنج كه با ايجاد وحشت توسط نظاميان, پايه های خودكامگی خود را مستحكم ميكرد, ولی معتمدالتجار با شجاعت كم نظيری نه تنها در برابر اين ديكتاتور تازه به دوران رسيده ميايستد, بلكه با استيضاح و انتقاد از خودسری ها و ستمگری های نظاميان, رضاخان را مستاصل ميكند.

نخستين اقدام معتمدالتجار, مساعدت به افسرانی بود كه در خيزش لاهوتی همراه او بودند. ملك الشعرای بهار مينويسد:

"لاهوتی به روسيه رفت و سران نهضت مذكور دستگير و در محاكمه ای كه به رياست سرتيپ بصير ديوان (سرلشكر زاهدي) و دادستانی سرهنگ متين الملك قريب تشكيل گرديده بود نه نفر از افسران اردوی ژاندارم را با سلطان تورج ميرزا تحت تعقيب و محاكمه قرار داده و آنان را به مرگ يا حبس ابد محكوم كردند. ولی آزاديخواهان تبريز قضايا را به مركز اطلاع دادند و معتمدالتجار و قيوضات از دموكرات های تبريز و وكيل مجلس شورای ملی نيز وارد مركز شده و جمعی از احرار مجلس را با خود همدست كردند و به سردار سپه فشار آوردند كه حضرات را به تهران احضار نمايند و در اينجا تجديد نظر در محاكمه آنان به عمل آيد.

نتيجه اين شد كه سرتيپ شيبانی فرمانده قوای آذربايجان صاحب منصبان بازداشته را طلب كرده و مورد توجه قرار داد و حقوق عقب افتاده آنان را حتی فوق العاده و همه مزايائی كه تعلق ميگرفت با خرج سفر دوباره آن ها منظور داشته آن ها را به شيخ لينسكی سرهنگ سپرد كه با خود به تهران بياورد, عجب اين است كه اجازه دادند زندانيان مزبور اسلحه نيز همراه داشته باشند..."(ملك الشعرای بهار- تاريخ مختصر احزاب سياسی ايران-ج1-ص226و178)

اين مرد دريادل در يكی از نطق هايش با انتقاد از خرابی اوضاع, خواستار لغو حكومت های نظامی ميكردد. روزنامه نوبهار مينويسد:"روز پنج شنبه 13 صفر 12 ميزان(1301) در مجلس ملي, آقای معتمدالتجار نماينده تبريز لايحه ای قرائت كرده و از ظهور ارتجاع در تبريز و رشت و خرابی اوضاع و نقض قوانين شكايت نموده, منجمله از كارهای حكومت های نظامی هم شكوه كرده به مجلس هم اعتراضاتی وارد ساختند و بالاخره گفتند بايد حكومت های نظامی ملغی بشود و خيلی تقاضاهای مليه ديگر..."(ملك الشعرای بهار- تاريخ مختصر احزاب سياسی ايران- ج1- ص226و178)

معتمدالتجار در اين نطق تاريخيش, حقايق زيادی را بيان كرده و پيش بينی ميكند كه به زودی بساط مشروطيت و استقلال كشور برچيده خواهد شد. بخشی از سخنانش بدين شرح است:

"حقيقتاً خيلی ننگ آور و باعث تاسف است كه پی از 17 سال مشروطيت و آن همه قربانيها كه در راه آزادی داده شده مجبور شويم كه در عوض اصلاحات اساسي, از نقض قانون اساسی و اجرا نشدن ساير قوانين شكايت كنيم. خطوطی كه از آذربايجان ميرسد ما را عصبانی و وادار به عرض اين عرايض نموده است.

در ضمن عرايضی كه راجع ره پاره ای قضايای آذربايجان سابقاً به عرض مجلس رسانيدم شرحی هم از كليه اوضاع آن ايالت عرض و ضمناً درخواست كردم نمايندگان محترم ككه برای حفظ حقوق اين ملت منتخب شده اند عطف توجهی بفرمايند. از آذربايجانكه به قصد تهران عازم بوديم با نهايت ذوق و شوق ميآمديم و خيال ميكرديم به مجرد تشرف در مجلس با مساعدت آقايان برای جبران مافات اقداماتی خواهيم كرد. متاسفانه بعد از ورود و مطالعاتی كه در اين مدت كرده ايم ميبينيم نسبت به امورات اساسيمملكت و حملاتی كه به اساس و اركان آزادی . مشروطيت در اين پايتخت ميشود مجلس ساكت و نمايندگان محترم توجه مخصوصينميفرمايند. جلسات گران بهای مجلس تمام صرف جزئيات شده و اوقات ذيقيمت نمايندگان تلف ميشود. دشمنان آزادی استقلال مملكت لاينقطع در كار, انصالاً نقشه های خودشان را توسعه ميدهند و قريباً روزی ميرسد كه نه سر ميماند نه دستار,  بساط مشروطيت كه برچيده ميشود سهل است اسبقلال مملكت را هم ميبرند...".

ملك الشعرای بهار مينويسد:

پس از نطق مفصل و مشروح معتمدالتجار... انعكاس غريبی در مجلس و خارج از مجلس پيدا كرد و توجه تمام طبقات و محافل را به خود جلب نمود. وزير جنگ كه تا آن موقع چنين انتظاری نداشت سخت دچار نگرانی نموده او را برانگيخت كه در مقابل مجلس عكس العمل نشان بدهد و چنين وانمود كند مقتضای وقت ايجاب چننان عملياتی كه مورد ايراد مجلس است مينموده و برای هميشه مجلس را تهديد كند...

اين را هم بايد دانست كه بلافاصله بعد از خوانده شدن خطابه معتمدالتجار در مجلس سردارسپه طوری جا زد و ترسيد كه بيدرنگ بر آن شد كه با حزب سوسياليست كنار بيايد..."(پيشين- ص246و235و229)

صاحب ترجمه چند سال بعد در اثر افتاده آجری از سقف اطاق روی سينه اش درگذشت. در تاريخ درگذشت او تبيان الملك متخلص به رضائی اين اشعار را گفته است:

 

سيد عالی نسب تجار را خود معتمد                              كاهل دل را ماه بود و بزم معنی را چراغ

چون شبانگه خواست خسبد بر فراز تختخواب              تا مگر از رنج گيتی ساعتی گيرد فراغ

سننگی از سفق اجل بر شيشه قلبش رسيد       هاتفی از جنت او را خواند و بردش سوی باغ

جستم از پير خرد تاريخ سال رحلتش                     اشك باريد از دو چشمان گفت(در دل ماند داغ)

                                                                   

                                                                                  1348ق

 

خاندان صاحب ترجمه, هنگام گرفتن شناسنامه, به احترام حاج ميرزا شفيع امين التجار پدر معتمدالتجار, نام خانوادگی "امين" را انتخاب كردند. نام سابق خيابان محققی كنونی كه خيابان امين ناميده ميشد به نام سرلشگر محمود امين برادر كوچك صاحب ترجمه نامگذاری? شده بود.

دكتر شفيع امين, از جراحان ماهر تبريز كه چند دوره هم نماينده مجلس  شورای ملی بود و در سال های اخير درگذشت فرزند معتمدالتجار بود.(دكتر مجتهدي- رجال آذربايجان در عصر مشروطيت- ص32)

 

---

[1] در اينجا   محقق ارجمند  دچار اشتباه شده است معتمد التجار پسر خواهر شريفزاده بوده نه پسر عموی آن (عليرضا صرافي)

 

برگرفته از:

http://www.ocaq.net/

  

 

برگشت به ليست