حاج ابراهيم آقا پناهی

(خانواده پناهي)

حاج ابراهيم آقاپناهی و برادرش حاج فرج آقاپناهی از تجار معتبر و ثروتمند آذربايجان و روچيلد عصر خويش بودند. اين دو برادر با سرمايه کمی وارد بازار شدند، در اثر پشتکار و اقدام در تجارت های خطرناک ثروتی سرشار اندوختند و نه تنها در آذربايجان بلکه در ايران سرشناس شدند.

تجار تبريز سابقاْ مواظب بودند که خود را اشخاص مقتصد و قانع و صرفه جو معرفی کنند تا مردم به آنان اعتماد داشته باشند و با آنان با اطمينان معامله نمايند. در اين امر به قدری افراط شده بود که اگر تاجری در حجره خود عوض نان و پنير يا آبگوشت، چلو می خورد، به اعتبارش لطمه وارد می شد و طلبکاران فوراْ به حجره اش روی می آوردند و پول خود را از او می گرفتند.

چون کار اين دو برادر بالا گرفت، اين رسم قديم را پشت پا زدند؛ تجارت را با تجمل و اعيانی توأم کردند. در حجره خود ظهرها سفره های عريض و طويل گسترده اطعمه لذيذ گذاشتند. مردم که منتظر بودند به زودی آنان ورشکسته خواهند شد، با کمال تعجب مشاهده کردند که روز بروز رونق کار ايشان زيادتر می گردد. اين امر در بازار تبريز مؤثر واقع شد. تظاهر به قناعت لازمه تجارت و اعتبار تلقی نگرديد. کار به جائی کشيد که امروز پول زياد خرج کردن، لازمه اعتبار شده است.

حاج ابراهيم آقا با اينکه معلومات زياد نداشت، در اثر هوش و استعداد مدتی در بين تجار، اول ريش سفيد محسوب می شد. دعاوی بزرگ تجارتی را حل و فصل می نمود. مردی غذاشناس بود. چون ثروت زياد داشت بهترين آشپزها را استخدام می کرد و بهترين غذاها را تهيه می نمود. خود وی مدعی بوده که در غذاشناسی در ايران اول است و مردم ادعای او را قبول داشتند. اشراف و اعيان طهران و تبريز بهترين چلوکباب مخصوص تبريز را در منزل او می خوردند. اصولا تمام پناهی ها در غذاشناسی ذوق دارند و طبخ تبريز که در ايران اشتهار دارد در خانه پناهی ها به کمال رسيده است. نگارنده اين کتاب با اينکه با چند نفر از آنها آشنائی بلکه رفاقت دارد، نمک پناهی ها را نچشيده است. اينها که می نويسد به عنوان نقل قول است.

حاج ابراهيم آقا هنگامی که پسران خود را برای تحصيل به اروپا می فرستاد، مرحوم ميرزاعلی اکبرخان داور را نيز جهت سرپرستی آنان به اروپا روانه کرد. داور از اين فرصت استفاده کرد. در اروپا درس خواند و به مقامات بالاتر رسيد، اما هيچگاه حق خدمت حاج ابراهيم آقا را فراموش نکرد. در ايام اقتدار همواره از او احترام می نمود و در اين امر به قدری عنايت داشت که حاج ابراهيم آقا از آن همه اخترام وزير ماليه بسيار مقتدر، خود را ناراحت حس می کرد.

حاج ابراهيم آقا از مردان جالب توجه آذربايجان بود و نوادری از وی منقول است. مدتی بعد از داور حيات داشت تا درگذشت. حاج فرج آقا قبل از او درگذشته است.

آقای مهندس اصغر پناهی از اين خانواده در رشته مهندسی تحصيل کرده، در کنتراتهای راه آهن شرکت نموده، ثروتی سرشار اندوخته. وی در دوره چهاردهم کانديد وکالت شد. مبلغی به حزب توده داد تا نام او را به عنوان مؤتلف در ليست خودشان بنويسند. وی به وکيل شدن موفق شد و حزب توده با آن پول تقويت يافت. کاميون ها اجاره کرد، مليون از اين اقدام دلتنگ شدند، درباره او دقی کرده حقی گفتند. مهندس پناهی در مجلس در جواب نطق آقای ابوالحسن ثقةالاسلمی که گفنه بود که آذربايجان فقط چهار نفر وکيل دارد که جزو اکثريت هستند، نطقی ايراد کرد و همه وکلا را به اتحاد دعوت نمود. آن نطق از بهترين نطق های مجلس چهاردهم بود.

آقای مرتضی پناهی از افراد پرخصوصيت اين خانواده است. وی علاقه وافر به کتاب دارد و کتابخانه ای جامع تهيه نموده است. خود اهل فضل و در فن کتابشناسی صاحب اطلاع است.

رجال آذر بايجان در عصر مشروطيت

مولف: مهدی مجتهدی

به کوشش : طباطبائی مجد

 چاپ يکم    ص. : 355

انتشارات زرين

 

 

برگشت به ليست