رضا همراز:

 

برگی از دفتر حيات‌ تاريخ‌نگار گمنام‌ مشروطه‌ مرحوم‌ حاج‌ محمدباقر ويجويه‌

 

 

 

ز آثار مشروطه‌ اين‌  بس‌   دلايل‌ /

كه‌ كردند از هم‌ جدا حق‌ و باطل‌

 

تاريخ‌ مشروطه‌ را اگر مردان‌ سلحشور و غيوری چون‌ ستارخانها، باقرخانها، علی ميسوها، حسين‌ خان‌ها و... به‌ همت‌ مردم‌ به‌ پيروزی و فرجام‌رساندند كه‌ ملت‌ هميشه‌ مديون‌ آنهاست‌، اين‌ دلاور مردان‌ نيز مديون‌ تاريخ‌نگارانی چون‌ مرحومين‌ ويجويه‌ای و كسروی هستند كه‌ وقايع‌ ايام‌مشروطه‌ را آنسان‌ كه‌ بوده‌ نگاشته‌اند. در اين‌ ميان‌ برای زنده‌ ياد ويجويه‌ بايد حساب‌ مستقلی باز كرد و آن‌ اين‌ كه‌، وی علي‌الظاهر اولين‌ وقايع‌ نگارمشروطه‌ بوده‌ و مورخين‌ نامداری چون‌ كسروی و اميرخيزی مصنّفين‌ تاريخ‌ مشروطه‌، تاريخ‌ 18 ساله‌ آذربايجان‌ و قيام‌ آذربايجان‌ و ستارخان‌ كه‌دومی خود كاتب‌ سردار ملی و در بطن‌ انقلاب‌ بود در كتابهای خود از كتاب‌ ارزشمند «بلوای تبريز» بارها استفاده‌ كرده‌ و به‌ اين‌ كتاب‌ تمثيل‌ جسته‌اندو از اين‌ روست‌ كه‌ نام‌ و اثر گرانسنگ‌ مرحوم‌ ويجويه‌ای در تاريخ‌ معاصرمان‌ برای اشخاصی كه‌ به‌ تحقيق‌ و يا مطالعه‌ در تاريخ‌ مشروطه‌ را دارند نام‌ناآشنايی نيست‌. و از اين‌ رو در قرن‌ حاضر كتابهايی كه‌ راجع‌ به‌ تاريخ‌ معاصر، خاصه‌ مشروطه‌ نگارش‌ يافته‌اند نام‌ آن‌ مرحوم‌ حضور مدام‌ داشته‌ ومورخين‌ و نويسندگان‌ به‌ وفور از اثرش‌ مكيف‌ شده‌ و به‌ نيكی ياد كرده‌ و مي‌كنند. متاسفانه‌ از زندگی اين‌ مورخ‌ اطلاع‌ چندانی در دست‌ نيست‌. حتي‌خانواده‌اش‌ نيز اطلاع‌ دقيقی ندارند. علی كاتبی كه‌ خود از نوادگان‌ و احفاد آن‌ زنده‌ ياد است‌ اطلاع‌ درست‌ و حسابی از زندگی سراسر مبارزه‌اش‌ راندارد و آدمی وقتی چشمش‌ به‌ عبارت‌ «پدرم‌ نوه‌ دختری حاج‌ محمدباقر ويجويه‌ای است‌» مي‌افتد قند توی دلش‌ آب‌ مي‌شود ولي‌، پس‌ از مطالعه‌درمي‌يابد كه‌ سخنان‌ كاتبی به‌ سرابی مي‌ماند كه‌ از دور زيباست‌. عجبا از تاريخ‌ تولد و وفاتش‌ نيز چنانكه‌ ذكر شد هيچ‌ نمي‌دانيم‌. الا اين‌ كه‌ وی بنا به‌اطلاعات‌ كسروی بايد بين‌ سالهای 1210 - 1220 شمسی متولد شده‌. زيرا كسروی به‌ هنگام‌ تحرير تاريخ‌ مشروطه‌ از وی با عبارت‌ «پيرمرد»يادآوری مي‌كند. از تحصيلاتش‌ نيز بي‌خبريم‌، اما اينقدر مي‌دانيم‌ كه‌ وی پس‌ مفارقت‌ از مكتب‌ معمول‌ در عصر خويش‌ قدم‌ به‌ مدرسه‌ اجتماع‌ وجامعه‌ مي‌گذارد و خيلی چيزها مي‌آموزد. اگر چه‌ شرح‌ حال‌ دهان‌ سوزی از او در دست‌ نيست‌ ولی چه‌ غم‌ كه‌ تاريخ‌اش‌ خود شرح‌ حال‌ اوست‌ كه‌ باخواندن‌ آن‌ گوشه‌هايی از زير و بم‌ آهنگی را كه‌ عقايدش‌ را در او نواخته‌ به‌ گوش‌ جان‌ شنيده‌ و مي‌خوانيم‌.

داشتيم‌ از حياتش‌ مي‌گفتيم‌. كاتبی مي‌نويسد: «تاريخ‌ مرگش‌ روشن‌ نيست‌. ظاهراً چهل‌ - چهل‌ و پنج‌ سال‌ پيش‌ اتفاق‌ افتاده‌ و در قبرستان‌ گجيل‌ به‌خاك‌ سپرده‌ شده‌ و بعد (جسدش‌) به‌ نجف‌ انتقال‌ داده‌ شده‌»(2) در اينجا گفته‌ كاتبی مبنی بر حدس‌ و حدود سال‌ فوت‌ مرحوم‌ ويجويه‌ نمي‌تواندصحت‌ داشته‌ باشد. چرا كه‌ در پای امضاء كاتبی مهر 48 قيد شده‌ اين‌ سال‌ از حدود حوالی اواخر قاجار و بعد از 1300 مي‌شود. در حالی كه‌ وقتي‌كسروی سخن‌ از وی به‌ ميان‌ مي‌آورد با عنوان‌ مرحوم‌ ذكر مي‌كند. چنانكه‌ در سطور بالا گفته‌ شد سال‌ تولد و فوت‌ آن‌ زنده‌ ياد مشخص‌ و معلوم‌نيست‌. فقط‌ از كتابش‌ چنين‌ مي‌توان‌ استنباط‌ كرد كه‌ وی تا سال‌ 1287 شمسی يعنی بعد از تاريخ‌ چاپ‌ بلوای تبريز در قيد حيات‌ بوده‌ ولی ديگر بعداز آن‌ خبری از وی نمي‌شود. كسروی كه‌ تاريخ‌ خود را در حدود سال‌ 1301 شمسی نگاشته‌ با عبارت‌ «مرحوم‌» از وی ياد مي‌كند كه‌ از اين‌ رو توان‌گفت‌ كه‌ وفات‌ صاحب‌ ترجمه‌ قطعاً قبل‌ از سال‌ 1300 بوده‌ و پس‌ از وفات‌ در قبرستان‌ «گجيل‌» مدفون‌ مي‌شود، از فحوای سخنان‌ كسروی نيز چنين‌بر مي‌آيد كه‌ وی سن‌ نسبتاً زيادی كرده‌ بود. خود آن‌ مرحوم‌ نيز در فرجام‌ كتاب‌ خود راجع‌ به‌ كبر سن‌ چنين‌ آورده‌: «استدعای اين‌ بنده‌ هيچ‌ ندان‌ ازصاحبان‌ علم‌ و ذكاوت‌ و اربابان‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ همين‌ است‌ كه‌ به‌ تقريرات‌ ساده‌اش‌ به‌ نظر مرحمت‌ ملاحظه‌ فرموده‌، خرده‌ بگيرند. چون‌ ايام‌حدود به‌ معارج‌ معرفت‌ اين‌ بنده‌ گذشته‌ و رو به‌ تنزل‌ دارد...»(3) زنده‌ ياد ويجويه‌ای در كتابش‌ نام‌ خود را حاج‌ محمدباقر ويجويه‌ مي‌نامد و به‌ همين‌اندك‌ كفايت‌ مي‌كند. گوئی چنان‌ كه‌ از شهرتش‌ برمي‌آيد وی از اهالی ورجی تبريز بوده‌ و به‌ همين‌ نام‌ نيز مشتهر گشته‌. سيد حسن‌ تقي‌زاده‌ سناتوروقت‌ در كتاب‌ «سه‌ خطابه‌» خود از اين‌ مورخ‌ چنين‌ ياد مي‌كند: «... تاريخ‌ انقلاب‌ آذربايجان‌ و بلوای تبريز تاليف‌ حاج‌ محمدباقر ويجويي‌قدكچي‌»(4) كه‌ با پسوند قدكچی حرفه‌ و شغل‌ اين‌ سرباز گمنام‌ و فداكار مشروطه‌ نيز بيشتر روشن‌ مي‌شود. كاتبی نيز در مورد شغل‌ و كار و كاسبي‌ويجويه‌ با تقي‌زاده‌ هم‌ رای است‌. وی مي‌نويسد: «درباره‌ وی آنچه‌ از پدرم‌ (نوه‌ دختري‌) مرحوم‌ ويجويه‌ به‌ ياد دارم‌ و از اين‌ و آن‌ شنيده‌ام‌ اين‌ است‌ كه‌قدك‌ فروش‌ بود و به‌ همين‌ لقب‌ هم‌ شهرت‌ داشت‌. اول‌ كار و كاسبی چيزی نداشته‌ ولی بعدها از ثروتمندان‌ و سرشناسان‌ محله‌ ويجويه‌ شمرده‌مي‌شد»(5) البته‌ استاد سيد جمال‌ ترابی طباطبايی كه‌ به‌ حق‌ از دانشمندان‌ و سكه‌ شناسان‌ آذربايجان‌اند راجع‌ به‌ پيشه‌ و ارزش‌ كتاب‌ نظر ديگري‌دارند. معظم‌ معتقدند كه‌: «در تبريز برای مشروطه‌ 11 ماه‌ نبرد كردند. خيلي‌ها برای تاريخ‌ مشروطيت‌ كتابها نوشتند ولی كتاب‌ بلوای تبريز نوشته‌ويجويه‌ای (دوا فروش‌) كه‌ به‌ صورت‌ گاهشمار نوشته‌ شده‌ است‌ به‌ جهت‌ سنديت‌ بيشتر از اهميت‌ فوق‌العاده‌ای برخوردار است‌».(6) در اينجاست‌ كه‌تقی زده‌ و كاتبی پيشه‌ آن‌ مرحوم‌ را قدكچی و استاد ترابی طباطبايی پيشه‌ آن‌ وقايع‌ نگار گمنام‌ را «دوا فروش‌» نوشته‌اند و آنچه‌ مسلم‌ است‌ شايداظهارات‌ تقي‌زاده‌ و كاتبی مقرون‌ به‌ صحت‌ باشد و اين‌ به‌ آن‌ معنا نيست‌ كه‌ اظهارات‌ استاد ترابی رد است‌ ولی چون‌ تقي‌زاده‌ ناظر انقلاب‌ بود و چه‌بسا با مرحوم‌ ويجويه‌ای حشر و نشر داشت‌ و كاتبی كه‌ از نيای مورخ‌ ما است‌ شايد اظهاراتشان‌ خالی از لطف‌ نباشد اما صحت‌ و سقم‌ اين‌ مطلب‌هنوز به‌ روشنی معلوم‌ نيست‌.

مرحوم‌ ويجويه‌ای به‌ قراری با اقشار روشنفكر و قلم‌زنان‌ وقت‌ افت‌ و خيز مي‌كرد و با آنها تبادل‌ افكار مي‌نمود. چنانكه‌ كسروی در ضمن‌ تاريخ‌ 18ساله‌ آذربايجان‌ مي‌نويسد: «... در اين‌ روزها به‌ شادروان‌ حاج‌ محمدباقر ويجويه‌ای گزند سختی رسيد كه‌ بايد آن‌ را هم‌ بنگاريم‌. اين‌ مرد كه‌ يكی ازهواخواهان‌ مشروطه‌ بود در سال‌ 1287 كه‌ جنگهای دوچی رخ‌ داد، و پيش‌ آمدهای چهار ماهه‌ را نوشته‌ و به‌ نام‌ «بلوای تبريز» كتابی ساخت‌ و درهمان‌ هنگام‌ آن‌ را به‌ چاپ‌ رسانيد كه‌ ما در تاريخ‌ مشروطه‌ كوتاه‌ شده‌ نگارش‌های او را آورده‌ايم‌. در اين‌ روزها كدخدای ويجويه‌ او را خواسته‌ پس‌ ازدشنام‌ و سرزنش‌ و آزار پيرمرد ناتوان‌ را به‌ بند انداخت‌ و سپس‌ پسرش‌ احمد آقا را خواسته‌ در پيش‌ چشم‌ پدر چوب‌ بسيار زد. به‌ اينها بس‌ نكرده‌ بازور و فشار پول‌ خواسته‌ و از ايشان‌ گرفت‌ و چون‌ محمدباقر و پسرش‌ را از بند آزاد گردانيد و پول‌ وافزار كه‌ داده‌ بودند به‌ خودشان‌ بازگردانيد ولي‌چون‌ در دستگاه‌ صمدخان‌ هيچ‌ كاری بي‌پول‌ پيش‌ نرفتی خود بيگلربيگی يكصد و چهل‌ تومان‌ از حاجی محمدباقر گرفت‌، پيرمرد بيچاره‌ پس‌ ازرهايی در شهر نماند به‌ آهنگ‌ استانبول‌ بيرون‌ رفت‌»(7)دكتر ملك‌زاده‌ نيز نمي‌تواند در مورد شرارت‌های حاج‌ صمدخان‌ دست‌ رو دست‌ بگذارد. ازاين‌ رو، او نيز مي‌نويسد: «حاجی محمدباقر ويجويه‌ با اين‌ كه‌ پيرمرد محترمی بود و كوچكترين‌ مداخله‌ در جنگها نداشت‌ با پسرانش‌ به‌ دست‌ عمال‌صمدخان‌ اسير و چند ماهی زندانی بود. به‌ طوری كه‌ شنيده‌ مي‌شود مبلغ‌ گزافی از آنها گرفتند و آزادشان‌ كردند».(8)

چنان‌ كه‌ به‌ اختصار گذشت‌ با وجود كهولت‌ سن‌، زنده‌ياد ويجويه‌ای از هوش‌ و ذكاوت‌ فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و روحيه‌ای متحس‌ّ داشت‌. وي‌كه‌ تاريخ‌ خود را در غره‌ی - ذی الحجة‌الحرام‌ 1326 شروع‌ كرده‌ بود تمام‌ ديده‌ها و شنيده‌های خود را البته‌ بيشتر بدون‌ ذكر منبع‌ و ماخذ كه‌ در آن‌وقتها در چنين‌ كتبی گويا معمول‌ بوده‌ به‌ رشته‌ نثر درآورده‌ و در بعضی جاها از سير تا پياز نوشته‌ است‌. مثلاً در ص‌ 289 تعداد گلوله‌ها و غيره‌ راچنين‌ ذكر كرده‌: «در مدت‌ چهار ماه‌ در تبريز آنچه‌ ضبط‌ شده‌ است‌ چهار هزار و سيصد و سی و دو توپ‌ انداخته‌ شده‌. به‌ قول‌ بعضي‌ها اندكی (با اين‌مقدار) تفاوت‌ دارد و به‌ قرار تخمين‌ چهار هزار و پانصد نفر از طرفين‌ مقتول‌ شده‌]اند[(9)

در لابلای نوشتجات‌ وی بخوبی هويداست‌ كه‌ او شخصی ديندار و هوادار سرسخت‌ ائمه‌ نيز بود. ويجويه‌ در صفحات‌ 289 - 288 كه‌ توان‌ گفت‌تكمله‌ تاريخش‌ است‌، پيروزی مردم‌ را در سه‌ چيز مي‌داند و مي‌نويسد: «در اين‌ مدت‌ چهار ماه‌ انقلاب‌ تبريز كه‌ نه‌ اهالی را آرامی بود و نه‌ استراحت‌سه‌ چيز در صورت‌ ظاهر، باعث‌ اين‌ فتحها گرديد. اگر چه‌ در باطن‌ امر، امام‌ عصر، عجل‌ا... تعالی فرجه‌ معين‌ بودند. اولي‌: احكام‌ حج‌الاسلام‌نجف‌الاشرف‌ كه‌ روز به‌ روز به‌ انواع‌ وسايل‌ مي‌رسيد. دومي‌: شجاعت‌ و دليری جناب‌ سردار ملت‌ و جناب‌ سالار ملت‌ و مجاهدين‌ با غيرت‌ كه‌ هيچ‌وقت‌ ذره‌ای خوف‌ در دل‌ دريا مثال‌شان‌ نشد (نبود) و با كمال‌ شجاعت‌ و رشادت‌ در مقابل‌ لشكر بي‌حد، ايستادگی فرمودند تا گوی شرافت‌ را از ميدان‌دلاوری بربودند. سومي‌، اتحاد و اتفاق‌ اهالی با غيرت‌ تبريز كه‌ تلخی حنظن‌ ضررهای اتصالی را به‌ جان‌ خودشان‌ شيرين‌ نمودند و ابداً روي‌خودشان‌ را از ضررهای جانی و مالی ترش‌ نكردند و به‌ دادن‌ پول‌ و جان‌ به‌ يكديگر سبقت‌ نمودند، تا اين‌ كه‌ در اين‌ عالم‌ نام‌ نيك‌ نهادند، كه‌ بعد از اين‌روزگار به‌ روزگار مذاكر خواهد شد.»(10)

چنانكه‌ گفته‌ شد «بلوای تبريز» مانيفست‌ ويجويه‌ای است‌. همچنان‌ كه‌ تاريخ‌ مشروطه‌ و تاريخ‌ 18 ساله‌ آذربايجان‌ مانيفست‌ كسروی است‌. زنده‌ يادويجويه‌ای به‌ ما مي‌آموزد كه‌ بايد هميشه‌ حق‌ جو، حق‌گو، صبور و امانت‌دار و مهمتر از همه‌ متواضع‌ باشيم‌. چنان‌ كه‌ او خود تمام‌ اين‌ خصايل‌ را دارابود. البته‌ شايد برخی امروزه‌ برای اين‌ كتاب‌ خرده‌ نگيرند كه‌ مثلاً فلان‌ سطرش‌ چنين‌ است‌ يا فلان‌ بخشش‌ چنان‌. قدر مسلم‌ اين‌ كه‌ اشتباهاتی نيزشايد در چنين‌ تواريخی هر از چند گاهی ديده‌ شود كه‌ هيچ‌ از ارزش‌ آنها نمي‌كاهد و ارزش‌ آن‌ را بايد در جايی ديگر جست‌. خوشبختانه‌ طی چندين‌سال‌ اخير اشخاص‌ و افرادی در تكميل‌ اين‌ بخش‌ تاريخ‌ معاصر چه‌ در ايران‌ و چه‌ در خارج‌ از ايران‌ كتابها و مقالاتی نوشته‌اند. با اين‌ همه‌ نوشتجات‌و رسالاتی كه‌ در حق‌ انقلاب‌ عظيم‌ و مردمی مشروطه‌ نوشته‌ شده‌ است‌ به‌ اعتقاد دوست‌ و دشمن‌ بايد قلمهای ويجويه‌ و كسروی را از سايرين‌ متمايزكرد. سيدحسن‌ تقي‌زاده‌ - ديپلمات‌ معاصر كه‌ خود در جريان‌ انقلاب‌ ناظر و شاهد وقايع‌ بيشماری بود از كتاب‌ «بلوای تبريز» به‌ نيكی ياد مي‌كند وكتاب‌ فوق‌ و تاريخ‌ مشروطه‌ كسروی را جزء بهترين‌ كتب‌ راجع‌ به‌ تاريخ‌ مشروطيت‌ قلمداد مي‌كند(11) از ديگر كسانی كه‌ از اين‌ كتاب‌ خاطره‌ خوشي‌دارند يكی هم‌ رضازاده‌ ملك‌ است‌ كه‌ اخيراً تاريخ‌ مشروطه‌ كسروی به‌ كوشش‌ وی با توضيحاتی چاپ‌ و نشر گرديده‌. وی اين‌ كتاب‌ به‌ ظاهر كوچك‌را در زمره‌ كتب‌ استثنائی قلمداد كرده‌ و نوشته‌: «بلوای تبريز كتابی است‌ كاملاً استثنايی و پررمز كه‌ خواننده‌يی در آن‌ خوب‌ دقيق‌ نشود رمز و كنايات‌آن‌ را درك‌ ننمايد،(12) به‌ تحقيق‌، كتاب‌ موصوف‌ اولين‌ بار در سال‌ 1327 هجری قمری در 290 صفحه‌ چاپ‌ و نشر گرديده‌ و مورخين‌ بعدی در حدبضاعت‌ از اين‌ كتاب‌ به‌ ظاهر كوچك‌ بهره‌ها جسته‌اند. چاپ‌ دوم‌ كتاب‌ نيز در پس‌ سالهای 1347 - 1346 به‌ همت‌ مرحوم‌ صمد بهرنگی نويسنده‌خستگي‌ناپذير آذربايجانی در ويژه‌نامه‌ روزنامه‌ مهد آزادی كه‌ به‌ آدينه‌ مسما گشته‌ بود به‌ صورت‌ پاورقی به‌ چاپ‌ مي‌رسد كه‌ آن‌ هم‌ پس‌ از وفات‌نابهنگام‌ زنده‌ياد بهرنگی متوقف‌ گشت‌. بار ديگر در سال‌ 1348 به‌ همت‌ علی كاتبی تجديد چاپ‌ شد و پس‌ از مدتی دوباره‌ در منظری ديگر به‌ حلية‌طبع‌ آراسته‌ گرديد. شكی نيست‌ كه‌ تا روزی كه‌ سخن‌ از تاريخ‌ مشروطه‌ در ميان‌ است‌ نام‌ مرحوم‌ ويجويه‌ای نيز به‌ موازات‌ مبارزان‌ آن‌ حماسه‌ جاويدبسان‌ ديهيم‌ سرمدی در ناصيه‌ تاريخ‌ آذربايجان‌ خواهد بود. چرا كه‌ او وقتی ديد نايره‌ شورشها رو به‌ شدت‌ مي‌رود مصم‌ گرديد كه‌ ديده‌ها و شنيده‌هاي‌خود را بنگارد و اين‌ كار را كرد. او خوب‌ دريافته‌ بود كه‌ در شان‌ آذربايجانی نيست‌ طوق‌ رذالت‌ و اطاعت‌ از ظالم‌ را به‌ گردن‌ آويزد و از اين‌ رو به‌ اين‌امر خير مبادرت‌ كرد. از نكات‌ قابل‌ دقت‌ و تامل‌ كتاب‌ نامهای بيشتر مجاهدين‌ است‌ كه‌ متاسفانه‌ امروز نام‌ جمعی از آنها به‌ بوته‌ نسيان‌ و فراموشي‌سپرده‌ شده‌ و نام‌ و ياد آنها را بايد در خاطره‌ها جست‌ و ديگر اين‌ كه‌ نامهای جايها كه‌ اكثراً در زمان‌ رضاشاه‌ به‌ عناوينی ديگری مسخ‌ گشته‌ و به‌عبارتی تحريف‌ شده‌اند حائز اهميت‌ است‌.

آری دورنمای زندگی پر حماسه‌ و جانبازی مرحوم‌ ويجويه‌ای دورنمای زندگی پاكان‌ و عياران‌ روزگار است‌ و خدمت‌ تاريخی وی در اين‌ رهگذرشايسته‌ ارج‌ است‌. بي‌شك‌ در هر كجای تاريخ‌ نام‌ مشروطه‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد خواه‌ نا خواه‌ نام‌ ستارخانها و باقرخانها و عده‌ای از مشروطه‌چيان‌ منجمله‌ويجويه‌ای نيز بايد يادآورده‌ شوند. زنده‌ ياد ويجويه‌ای شخص‌ گمنام‌ و بزرگی بود كه‌ نكته‌های پنهان‌ مانده‌ از تاريخ‌ مشروطه‌ يا به‌ عبارتی گوشه‌ای ازتاريخ‌ معاصر تبريز را در كتاب‌ به‌ ظاهر كوچك‌ خود به‌ ثبت‌ رسانده‌. او با دقت‌ و درايت‌ خود روايات‌ مستندی ارائه‌ مي‌كند كه‌ بعدها خيلي‌ها منجمله‌كسروي‌، اميرخيزي‌، ملك‌زاده‌، طاهرزاده‌ بهزاد و... به‌ تاسی از وی به‌ تحرير و تكميل‌ تاريخ‌ مشروطه‌ همت‌ مي‌گمارند و از رواياتی كه‌ آن‌ زنده‌ ياد به‌تاريخ‌ ارائه‌ كرده‌ و سپرده‌ مستفيد مي‌گردند. عجبا و شگفتا كه‌ از حيات‌ اين‌ چنين‌ رادمردانی بي‌خبريم‌. حسن‌ ختام‌ اين‌ اندك‌ شعری است‌ از مرحوم‌حاج‌ غلام‌ كه‌ تقديم‌ مي‌شود:

مشروطه‌

ايله‌يب‌ قلب‌ شاد ايرانی / وطن‌ اوغروندا چون‌ وئريب‌ جانی / سردار اوخالقيمين‌ نگهبانی / اولدو بير تاجدار مشروطه‌ / شوق‌ ايله‌ اول‌ مجاهدين‌زمان‌ / تبريزه‌ هر طرفدن‌ اولدو روان‌ / چوخ‌ دويوشلرده‌ ائتديلر قاناقان‌ / اولدولار جان‌ نثار مشروطه‌ / جمع‌ اولوب‌ انجمن‌ ده‌ عالی مقام‌ / حاجي‌مهدی ايله‌ اولدولار همنام‌ /  انجمن‌ ائتدی هر يئره‌ اعلام‌ / اولدو ايران‌ ديار مشروطه‌

 

ايله‌ كی دوشدو بو گوزه‌ل‌ امكان‌ / وكلا اولدو عازم‌ تهران‌ / كسدی تهرانلی لاردا چوخ‌ قوربان‌  / مجلس‌ اولدو باهار مشروطه‌

منابع‌ و ماخذ

1- بلوای تبريز، يادداشتهای حاج‌ محمدباقر ويجويه‌/ به‌ كوشش‌ علی كاتبي‌، نشر ابن‌ سينا، 1348 - تبريز

2- همان‌

3- پيشين‌

4- زمينه‌ انقلاب‌ مشروطيت‌ ايران‌، سيد حسن‌ تقی زاده‌، نشر گام‌، چاپ‌ دوم‌ 1336 / ص‌ 105 (عده‌ای معتقدند كه‌ اولين‌ تاريخی كه‌ در حول‌ و حوش‌ مشروطه‌ نگارش‌ يافته‌تاريخ‌ بيداری ايرانيان‌ مي‌باشد ولی بنا به‌ گزارش‌ خانبابا مشار، تاريخ‌ بيداری ايرانيان‌ اول‌ بار به‌ همت‌ ميرزا حسن‌ طهرانی در 30-1328 هجری با چاپ‌ سنگی و به‌ خط‌ شمس‌الكتاب‌ چاپ‌ گرديده‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ حق‌ تقدم‌ طبيعتاً با مرحوم‌ ويجويه‌ای است‌. بنگريد به‌ فهرست‌ كتابهای چاپی فارسی از آغاز تا آخر سال‌ 1345 بر اساس‌ فهرست‌ خابنابامشار، ج‌ اول‌ / بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر كتاب‌ / تهران‌ 1352، ص‌ 679

5- ماخذ اول‌

6- هفته‌نامه‌ شمس‌ تبريز، شماره‌ 7، 11/4/77 - هر ملتی كه‌ تاريخ‌ خود را انكار كند... مصاحبه‌ با استاد سيدجمال‌ ترابی طباطبايي‌

7- تاريخ‌ 18 ساله‌ آذربايجان‌، احمد كسروي‌، چاپ‌ دوم‌، ص‌ 406، تهران‌، امير كبير

8- تاريخ‌ انقلاب‌ مشروطيت‌ ايران‌، دكتر مهدی ملك‌زاده‌، ج‌ هفتم‌، بي‌تا، نشر علمي‌، تهران‌ - چاپ‌ دوم‌

9- ماخذ اول‌

10- همان‌. صص‌ 289 - 288

11- تقی زاده‌، پيشين‌

12- نقد و تحقيق‌، دفتر سوم‌، رحيم‌ رضازاده‌ ملك‌، چاپ‌ اول‌ 1356. نشر سحر

* بلوای تبريز بنا به‌ شهادت‌ خانبابا مشار در سال‌ 1326 قمری چاپ‌ شده‌ ولی بنابه‌ تحقيقات‌ رحيم‌ رضازاده‌ ملك‌، بلوای تبريز بايد در 1327 چاپ‌ شده‌ باشد. زيرا روانشادويجويه‌ در انتهای كتاب‌ مي‌نويسد: غره‌ی ذي‌الحجة‌الحرام‌ سنه‌ی 1326 - و نيك‌ مي‌دانيم‌ كه‌ ذی الحجه‌ آخرين‌ ماه‌ سال‌ قمری اوست‌ با احتساب‌ اين‌ تاريخ‌ نمي‌تواند سخن‌خانبابا مشار صحت‌ داشته‌ باشد همچنين‌ خان‌ بابا مشار در جلد اول‌ كتاب‌ خود مشخصات‌ بلوای تبريز را چنين‌ مي‌نويسد: تاريخ‌ انقلاب‌ آذربايجان‌ و بلوای تبريز - محمدباقرويجويه‌، سنه‌ 1326 ق‌ - 264 ص‌. مصور / ولی كتابی كه‌ به‌ همت‌ علی كاتبی منتشر شده‌ 290 صفحه‌ مي‌باشد.

 

 

برگرفته از:

http://www.shamsorg.com/



برگشت به ليست