حبيب الله نصيری فر

هنرستان موسيقی تبريز

 

آذربايجان سر سرافراز و پرافتخار هر ايرانی آزاده و وطن دوست به خصوص شهر تبريز، شهر ستارخان، باقرخان و ديگر بزرگان و آزاديخواهان اين قسمت از وطن عزيزمان از دوران باستان مرکز و کانون علم و هنر و دانش و فرهنگ بوده و تا ابد هم خواهد بود.

شاعران، دانشمندان و نام آورانی که طی قرون متمادی از اين خطه بلند آوازه ايران ظهور کردند و سر برافراشتند، شعله های دانش و علم و هنر را مثل مردم ساير شهرها و استانهای ديگر ايران به سراسر کشور و تمام نقاط جهان رسوخ دادند.

وضعيت خاص جغرافيايی آذربايجان، رفت و آمد مردم اين بوم و بر، به کشورهای همجوار، فرهنگ غنی و پربار، سلحشوری و از خودگذشتگی های فراوان در مقابل دشمنان ايرانی از خصايص بارز و نادر اين قسمت از ايران فخرآفرين می باشد.

موسيقی پربار و زيبا و در عين حال با لطافت و پر تحرک و سازنده آذربايجانی و گروه "عاشقيق ها" که با آوازهای دل انگيز و اشعار پر نغز خود، در مراسم عروسی ها و سوگواری ها، در طول تاريخ حضوری فعال داشته اند، يکی ديگر از جاذبه ها و ارزش های فرهنگی و هنری مردم اين ديار می باشد.

موسيقيدانان بزرگ و نام آوری نظير: شاوارش باغداساريان و روبيک گريگوريان آوازه شهرتشان از مرزهای کشور گذشت و به عنوان هنرمندان جهانی مطرح شدند که بعدها باغداساريان به ارمنستان مهاجرت کرد و در آنجا به نام يک ايرانی مشغول آهنگسازی و کارهای هنری و فرهنگی شد و روبيک گريگوريان به تهران آمد و به جای رهبران خارجی ارکستر سمفونيک تهران، رهيری اين ارکستر را به عهده گرفت و سپس رياست هنرستان عالی موسيقی را عهده دار گرديد.

با چنين پشتوانه پربار فرهنگی و هنری بود که فکر تأسيس هنرستان موسيقی در شهر تبريز از طرف مسئولين اداره هنرهای زيبای کشور به اداره کل فرهنگ آذربايجان پيشنهاد شد و با پشتکار عزيز شعباني، هنرستان موسيقی تبريز در بيستم مهرماه 1335 خورشيدی رسماْ کار خود را شروع کرد.

عزيز شعبانی اولين رئيس اين هنرستان بود که خود می نويسد:"تأسيس هنرستان موسيقی در شهر تبريز يکی از ابتکارات پهلبد وزير وقت فرهنگ و هنر بود که به منظور بالا بردن سطح هنر در سراسر کشور به عمل آمد، تشکيل اين هنرستان در تعليم موسيقی به کودکان و نوجوانان و جوانان و آشنا ساختن آنها با سازهای ملی و فرنگی و تحريک استعداد موسيقی نهفته در مردم آذربايجان تأثير بسزايی داشت و اين خود نوعی تحول در موسيقی ايران به شمار می آيد که ساليان قبل آغاز شده بود.

هنرستان موسيقی تبريز، در خردادماه سال 1335 شمسی از طرف اداره کل هنرهای زيبای کشور طبق نامه اي، از اداره کل فرهنگ آذربايجان شرقی درخواست کرد:  در صورتی که با تأسيس هنرستان موسيقی در تبريز موافقت دارند، يک نفر را به عنوان نماينده به اداره کل موسيقی کشور معرفی بکنند تا موضوع مورد مطالعه و بررسی قرار بگيرد.

در آن موقع علی دهقان مديرکل فرهنگ آذربايجان شرقی بود، پس از چند روز مطالعه به بنده (نگارنده) که در آن زمان سرپرستی موسيقی فرهنگ آذربايجان را عهده دار بودم اطلاع دادند که برای انجام اين مأموريت در نظر گرفته شده ام.

در تاريخ دهم تيرماه 1335 شمسی عازم تهران گرديدم، ابتدا به حضور وزير فرهنگ و هنر رفتم، سپس با مذاکره ای با دکتر مهدی برکشی که رئيس اداره موسيقی و باله وقت بود. انجام دادم، وی مقرر کرد که به کنسرواتور و هنرستان موسيقی ملی بروم تا برنامه آموزشی اين دو هنرستان را مطالعه کنم، سپس مطابق خاص منطقه آذربايجان طرحی تهيه و پيشنهاد نمايم.

بعد از چهل روز توقف در تهران، توانستم طرح مناسبی تهيه بکنم که شامل هنرستان موسيقی برای هنرجويانی که سن آنها قانونی است بشود و کلاسهای آزاد شبانه برای افرادی که به طور آزاد تحت تعليم قرار خواهند گرفت را شامل شود.

در اين طرح قيد شده بود که کلاس های روزانه موقتاْ از کلاس چهارم، پنجم و ششم ابتدايی و کلاس اول دبيرستان تشکيل گردند و هرسال يک کلاس بر آن اضافه شود و برنامه عمومی که معمولاْ در ساير دبيرستانها تدريس می گردد به طور کامل در هنرستان موسيقی تبريز به مورد اجرا گذاشته شود و فقط هفته ای دوازده ساعت علاوه بر برنامه عمومي، دروس موسيقی علمی و عملی تدريس گردد تا هنرجويان در صورت تمايل بعد از به پايان بردن کلاس نهم بتوانند در دبيرستانهای معمولی به تحصيلات خود ادامه بدهند.

به هرحال طرح تنظيم شده به تصويب رسيد، من به تبريز بازگشتم و به سرعت دست به کار شدم و پس از تلاش زياد که طبق معمول توأم با دوندگی و مواجه شدن با مخالفت اين و آن بود، در بيستم مهرماه سال 1335 شمسی هنرستان موسيقی تبريز تأسيس شد و رسماْ شروع به کار کرد و من بعد از سه ماه با انتقال به اداره کل هنرهای زيبای کشور به رياست اين هنرستان برگزيده شدم.

تأمين کليه امکانات دروس معمولی از قبيل : آموزگار، دبير، وسايل و لوازم به عهده فرهنگ و هنر آذربايجان شرقی (تبريز) بود و همه احتياجات موسيقي، مثل : استاد و حق تدريس هنرآموزان موسيقی و لوازم موسيقی را تدريجاْ اداره کل هنرهای زيبای کشور تأمين کرد.

در اينجا ناگزير هستم از دو شخصيت فرهنگی که کمک های فراوان کردند و از ايشان در قبال همکاری صميمانه ای که در تأسيس هنرستان به من نمودند سپاسگزاری نمايم . اين آقايان اسماعيل ديباج و رحمت الله کلانتری بودند.

اسماعيل ديباج سابقه ای طولانی در کارهای فرهنگی داشت و خدمات گرانبهايی را انجام داده بود و در آن تاريخ رياست فرهنگ تبريز را برعهده داشت.

در سال 1336 شمسي، يعنی يک سال بعد از تأسيس هنرستان موسيقی تبريز، با تأسيس هنرستان نقاشی در تبريز به هنرهای زيبای کشور منتقل و به رياست اداره هنرهای زيبا و هنرستان نقاشی گمارده شد و در تاريخ مهرماه 1337 شمسی پس از سی و نه سال خدمات صادقانه طبق قانون بازنشسته گرديد.

اسماعيل ديباج در واقع مؤسس هنرستان نقاشی تبريز و بانی اداره هنرهای زيبا در تبريز بود که نه تنها عکس وی در اتاق رياست هنرستان و اداره ديده نمی شد، بلکه هرگز يادی هم از زحمات و خدمات پربار و ذيقيمت وی در هنگام بازنشستگی به عمل نيامد.

و اما رحمت الله کلانتری يکی از خادمين حقيقی فرهنگ و هنر تبريز بود که در آن تاريخ سمت رياست بازرسی فرهنگ استان آذربايجان شرقی را برعهده داشت. مساعدت ها و همکاری های بسياری که ايشان در تأسيس هنرستان موسيقی و نقاشی تبريز کرد بسيار مؤثر بود و کاری است که هيچ فراموش نمی شود.

رحمت الله کلانتری پس از بازنشسته شدن به دانشگاه ملی رفت و سمت رياست کتابخانه دانشکده ادبيات اين دانشگاه را به عهده گرفت.

در مردادماه سال 1335 شمسی که مشغول تهيه طرح برای هنرستان موسيقی تبريز بودم، به اين حقيقت پی بردم که برنامه آموزشی آن بهتر است طبق برنامه هنرستان موسيقی ملی باشد، ولی با علم به اين که در آن تاريخ تبريز از لحاظ هنرآموزی موسيقی بسيار ضعيف بود و برعکس برای تدريس موسيقی غربی به خصوص ويولن و پيانو چند نفر اشخاص مطلع وجود داشت، لذا ناگزير شدم در طرح مزبور، موسيقی ايرانی و فرنگی هر دو گنجانيده شود که بعدها متأسفانه در نحوه اجرای آن مشکلات زيادی پديد گشت و تا سال 1336 شمسی فقط موسيقی غربی تدريس می شد.

در سال 1339 شمسی دوره دوم باز شد که جنبه دانشسرايی داشت و متأسفانه به علت انتقال من به تهران و بی علاقه بودن عده ای از مسئولين وقت در سال 1342 شمسي، اين دوره منحل گرديد.

سه نفر از فارغ التحصيلان اين دوره که جمعاْ بيست و يک نفر بودند برای ادامه تحصيل به اروپا رفتند و چند نفر از آنها نيز در بخش موسيقی دانشگاه تهران پس از موفقيت در کنکور به تحصيلات عالی پرداختند و عده ای از آنها هم طبق تعهدی که سپردند در شهرستان ها سمت هنرآمزی سرود و موسيقی را برعهده گرفتند.

برای دانشسرای موسيقی برنامه به خصوص تدوين شده بود که تا حدی با برنامه آموزشی و اساسنامه هنرستان موسيقی ملی مطابقت داشت.

لازم به ذکر است که وزير وقت فرهنگ و هنر عقيده داشت که نبايد تمام فعاليت ها و کارها در تهران متکرکز شود، به همين دليل اين کلاس ها در تبريز تشکيل شد و ايشان علاوه بر اين که همه گونه تسهيلات را فراهم کرد، دستور داد به هريک از هنرجويان دانشسرا ماهيانه مبلغی نيز به عنوان کمک هزينه تحصيلی پرداخت شود.

من به علت گرفتاری خانوادگی مصراْ تقاضا داشتم به تهران منتقل شوم که بالاخره در بهمن ماه سال 1341 شمسی با انتقالم به تهران موافقت شد و در تهران سمت رياست آموزش و پرورش سرود و موسيقی را به من محول کردند.

مدت پنج سال که در اين سمت انجام وظيفه نمودم بزرگترين موفقيت من جلب دوستی بيش از يکصد و پنجاه نفر از استادان و هنرجويان موسيقی در سراسر کشور بود.

در مهرماه سال 1346 خورشيدی طبق دعوت رؤسای دانشگاه شيراز، به اين شهر رفتم و به عنوان يک معلم کوچک، تدريس تئوری فرم موسيقی و شناسايی موسيقی ايران در دانشکده ادبيات به عهده من واگذار گرديد. در اين مدت بزرگترين موفقيت من آشنا ساختن بيش از يک هزار و پانصد نفر از دانشجويان عزيز با موسيقی ايرانی و جهانی بوده است.

بعد از انتقال من به تهران، هنرمندانی نظير : مصطفی کسروي، يوسف يوسف زاده، هدايت الله خيرخواه، احسان الله هوربد، علی محمد رشيدی به رياست هنرستان موسيقی تبريز منصوب و منشأ خدمات ارزشمندی گرديدند.

در اينجا بايد از هنرآموزانی که از بدو تأسيس هنرستان موسيقی تبريز با اين مرکز همکاری کردند و به تدريس و تربيت هنرجو پرداختند ياد شود که عبارتند از :

زاون يادگاريان، نيکلا خاچاطوريان نوازنده (ويولن) ، استپان سانوسيان، آشوت بابايان نوازنده ( کلارينت و فلوت) ، لوسيک يغيازيان نوازنده (پيانو) ، اسماعيل حامد يزدانی نوازنده (تار) ، فريدون تقی زاده نوازنده (کلارينت) .

هنرآموزانی که از تهران بعدها به تبريز آمدند نامشان ذکر نشده است. در صورت اسامی هنرآموزان و ذکر اسامی بعضی از هنرجويان هنرستان و دانشسرای هنر تبريز که در تهران و خارج از کشور به تحصيل موسيقی ادامه دادند، عضو مؤثری از خانواده موسيقی اين کشور هستند که می تواند گويای اين نکته باشد که با انحلال هنرستان موسيقی تبريز و همچنين هنرستانهای تهران چه لطمات بزرگ و جبران ناپذيری به هنر موسيقی اين مملکت وارد آورد.

بهروز وحيدي، هنرآموز و نوازنده ويولن، کريم گوگردچي، هنرآمو آهنگسازس، کاربخش زاده نوازنده فلوت، سعيد اتوت نوازنده کلارينت، بهمن مه آبادی نوازنده ويولن، اسفنديار قره باغي(آوازخوان). بايد يادآور شوم که آقايان کاربخش زاده، سعيد اتوت و بهمن مه آبادی از نوازندگان خوب ارکستر سمفونيک تهران بوده اند.

و هنرمندان ديگری مثل ابراهيم گوهري، يدالله عبدالله زاده، غلامحسين فخيمی کيا و اسماعيل مؤيد نيز از فارغ التحصيلان هنرستان موسيقی تبريز می باشند که هر کدام بعدها خدمات ذيقيمتی به فرهنگ صوتی کشور کردند که غلامحسين فخيمی کيا، سالها رياست هنرستان عالی موسيقی تهران را به عهده داشته است."1

 

1 – عزيز شعباني

 

برگرفته از کتاب : سرگذشت مدارس موسيقی ايران

پژوهش و تحقيق : حبيب الله نصيری فر

چاپ اول سال  1382صفحه 183 تا 194

ناشر نشر ثالث



برگشت به ليست