مسعود فيوضات

 

   موغام‌ های آذربايجان

 

 

ارائه مقالات علمی و تحقيقی در خصوص رشته های مختلف هنر و ادبيات آذربايجان در شرايطی كه عموم مردم آذربايجان حتی خيل عظيم علاقه مندان به فرهنگ مادری به دليل بی اعتناييها و بايكوتهای معينی كه در دوره های مختلف زمينه های آنان فراهم گرديده است از آشنايی و كسب اطلاعات در اين خصوص محروم مانده اند امری بسيار حياتی تلقی می شود. سنگينی اين بار عمدتا بر روی روشنفكران و محققان همزبانمان است. انتقال اين دانستنی ها با تكيه بر تكنولوژی اطلاع رسانی جديد يعنی سايتهای اينترنتی فضای مناسبی را برای تحقق ارتقاء آگاهی ملی فراهم ساخته است. يكی از شاخه های بسيار مهم هنری هر ملتی عبارت از فرهنگ موسيقی ملی اوست.متاسفانه آگاهی و معلومات عمومی در خصوص گنجينه موسيقی ملی آذربايجان در ميان همزبانانمان در حد قابل قبولی نيست. از اين منظر ارائه مقالات و نشر كتب در خصوص هنر و سنتهای موسيقی ملی آذربايجان امری بسيار ستودنی ، واجب و لايق تقدير و تحسين است.

اما نكته ای كه اهميت بسيار دارد و عدم رعايت آن می تواند بجای تاثير مثبت قابل انتظار، تاثير منقی نيز برجای گذارد ارائه اطلاعات سطحی ، غيردقيق ، تجزيه و تحليل نشده و غيركارشناسی در اين خصوص می باشد. حقير اين نكته و تذكر را در وحله اول برای خودم و سپس برای كليه هم قلمان و دوستان عزيزم توصيه می نمايم. بايد حداقل 50 صفحه آنهم بعضا دو سه بار و با دقت مطالعه كرد سپس دو سه سطر مطلب نوشت . طبعا مطالبی كه بدين شكل تحرير می گردد به اندازه كافی قوت ، استحكام و عمق خواهد داشت.

در شماره های  287 ، 289 و 291 نشريه وزين “نويد آذربايجان” مطلبی تحت عنوان “موسيقی آذربايجاني” برگرفته از اينترنت درج گرديده است . در وحله اول بايد از نويسنده مقاله تشكر كرد كه تقبل زحمت كرده و خواسته است تا اطلاعاتی هر چند كلی و خلاصه شده را درخصوص شناسانيدن فرهنگ زيبای موسيقی آذربايجانی ارائه نمايد. ما برای اين هم قلم عزيز آرزوی موفقيت و پيگيری در خصوص تحقيق و تاليف داريم. منتها لازم است در خصوص برخی موارد مطرح شده در مقاله نكاتی  كه بنظر می آيد بازگو شود.

با اينكه منبعی برای مقاله ياد شده قيد نگرديده است اما كاملا مشخص است كه عموم مطالب از كتاب بسيار ارزنده “موغام” (نشريات دولتی آذربايجان  باكو 1991) اثر موسيقی شناس مشهور پروفسور “راميز زؤهراب اف”  نقل شده است . زحمت ترجمه اين كتاب را به فارسی  آقای “علاءالدين حسيني” تقبل كرده اند كه در سال 1378 توسط انتشارات سروش منتشر و به بازار عرضه شده است .

 همانگونه كه تاكيد گرديد اين كتاب در خصوص معرفی هنرموسيقی موغام آذربايجان منبعی بسيار غنی و قابل استفاده می باشد. اما در باره  ترجمه انجام شده مواردی مانند عدم تطبيق كامل ، ضعف در جمله بندی ها و معادل سازی ها ، عكس روی جلد كه تناسبی با موضوع و مضمون كتاب ندارد و غيره  در نظر است كه  می تواند  ترجمه  مذكور را  در بوته  نقد و بررسی قرار دهد اما در اين مختصر دنبال چنين هدفی نبوده و فقط به ذكر يك مورد كه در مقاله اينترنتی هم به همان صورت منعكس شده بپردازيم . آقای علاءالدين حسينی در ترجمه خود عنوان كتاب را “موسيقی مقامی آذربايجان” (موقام) گزارده اند. هنگام رويت كتاب اين سوال برای همه اهل موسيقی و دوستداران هنر ملی پيش می آيد كه چرا مجموعه ای كه آذربايجانيها به آن “موغام” اطلاق می كنند به شكل “موقام” درآمده است؟ آقای حسينی در مقدمه مترجم (صفحه 9 كتاب) چنين می نويسند:

“ عنوان موقام تلفظ محلی واژه مقام است و شايد بهتر بود به صورت مقامMogam   نوشته شود  اما به جهت اينكه تشخيص دو واژه مقام (با ضمه) و مُقام (با فتحه)كه در موسيقی آذربايجان به دو مفهوم متفاوت به كار می روند برای خواننده آسان باشد از اين طرز نگارش استفاده شد.”

مترجم در پاورقی همان صفحه توضيح بيشتری می دهد.

“البته در تلفظ و املای آذربايجانی “موغام” درست تر است ، اما برای حفظ قرابت املايی آن با مقام ، به شكل موقام آمده است.”

ظاهرا به نظر می رسد كه آقای حسينی چنان به حفظ اين قرابتها مايل هستند كه حتی اگر ماهيت واژه اصلی هم بی اعتبار و بی هويت گردد زياد اهميتی نخواهد داشت. ايشان حتی نام مولف را هم “رامز زهراب اف”  قيد كرده اند در حاليكه روزنامه ها و نشريات فارس زبان هم چنين كاری نكرده اند. يعنی تا به حال مثلا هروقت مصاحبه ای يا خبری راجع به هنرنمايی هنرمند بزرگ و تارزن مشهور “راميز قلی يف” در اين نشريات درج شده نام ايشان همان “راميز” درج شده است. و اما در خصوص واژه جديد الخلقه “موقام” و نظر مترجم بايد اظهار داشت كه برخلاف نظر آقای حسينی واژه موغام هيچ  ارتباطی به واژه مقام (درعربی به معنای جايگاه و رتبه) ندارد و بهيچوجه تلفظ باصطلاح محلی واژه مقام نيست.

البته پروفسور راميز زوهراب اف در بخش “آذربايجان موغامي” (صفحه 69 متن اصلی و صفحه 99 ترجمه ) می نويسد:

“ آذربايجاندا عربجه دن آلينميش “ماكام” سؤزو يئرلی تلفوظه گؤره “موغام” كيمی سسله نير.” 

ترجمه :“ در آذربايجان به واژه “ماكام” كه از زبان عربی اخذ شده با تلفظ محلی “موغام” گفته می شود.”

آقای حسينی اين جمله را چنين ترجمه كرده است:

“ لفظ مقام برگرفته از عربی ، در آذربايجان با تلفظ محلی موقام ناميده می شود.”  

همانگونه كه ملاحظه می شود كلمه “موكام” در ترجمه آقای حسينی به شكل “موقام” درآمده است . اين در حالی است كه اساسا در موسيقی شفاهی - حرفه ای عربها به اين مجموعه همان ماكام اطلاق می شود نه مقام. حال چرا عربها به اين مجموعه ماكام و آذربايجانيها موغام گفته و ساير ملل از اسامی ديگر شبيه آن استفاده می كنند در بحث ذيل بطور خلاصه تشريح می گردد.

پروفسور “رافيق ايمرانی” دانشمند ، پژوهشگر موسيقی و استاد كنسرواتوار دولتی موسيقی جمهوری آذربايجان در جلد اول كتاب “تاريخ موغام” می نويسد:

اين موضوع كه هنر موغام بسيار قبل از دوران اسلام در اراضی ايران انتشار يافته و چندين قرن بعد با عنوان ماكام ناميده شده نشان می دهد كه خاستگاه هنر موغام دنيای عرب نبوده بلكه بطور محض با اراضی ايران پيوند دارد.”(صفحه24)

“از تحقيقات انجام شده احتمال اينكه موغام نه از مفهوم مقام بلكه به لحاظ اتيمولوژيك بر اساس واژه ای ديگر بوجود آمده باشد به ميدان می آيد.(ص25)

“از فاكتها ی قيد شده چنين منطقی به ميان می آيد كه موسيقی حرفه ای و شفاهي- سنتی كه در [منطقه] مغان توسط “مغ ها” نواخته و خوانده می شده ، ريشه اصلی خود را بطور محض بر اساس زمينه واقعی از تمدن پيشرفته و شكل يافته سومر گرفته است. هنر موغام در اعصار نهم و دهم قبل از ميلاد از طرف مغ ها به حيات خود ادامه می داده است.”(ص28)

بنابراين پژوهش ها و تحليل های انجام شده در زمينه اتيمولوژی واژه موغام تعلق آن به منطقه مغان درآذربايجان و كاهنان مغ را بوضوح آشكار می كند. پروفسور ايمرانی طی سخنرانی خود در اولين همايش بين المللی علمي- هنری موسيقی آذربايجان در تهران (آبان 81) در اين خصوص تصريح می كند:

“ واژه موغام نسبت به ماكام دارای ديرينگی بيشتری ميباشد اين فكر نشانگر اين است كه طی هزاره اول هواهای (نغمه هاي-م) بوجود آمده توسط طايفه های قديم ماق- موغ در تشكيل ريشه های قومی ملت آذربايجان نقش ويژه ای بازی كرده است فراگيری تاريخ موغام ها ثابت می كند كه آنها ضمن اينكه در دوران سومريها بوجود آمده اند، دوره پيشرفت بزرگ آنها مصادف با هزاره اول قبل از ميلاد در تمدن مادها می باشد”.(مقاله:“ موغام ها به كدام تمدن منسوب هستند؟ فلسفه ، گذشته و حال آنها” مجموعه مقالات اولين همايش بين المللی علمي- هنری موسيقی آذربايجان در آستانه چاپ)

“پژوهش های اوليه نشان می دهد كه در مدارك علمی مربوط به قرون 6-4 ميلادی وجود طايفه های موغ- ماغ كه به لحاظ اصالت قومی آذربايجانی بوده اند و فاكت مرتبط با موغام “مزدكاني” كه به قهرمان ملی “مزدك” مربوط می گردد ، حضور الحان موسيقی موغام در قرن 5 ميلادی را تصديق می كند فاكتهای ارائه شده وجود الحان موغام (كه با مزدك و كاهنهای مغ بستگی داشته) بلاواسطه وجود موغام ها را در سنتهای ديرين هنر موسيقی آذربايجان ثابت می كند ايفاگران موغام ها بطور قطع موغ ها هستند.”(مقاله: “ريشه های تاريخی هنر موغام” مجموعه مقالات همايش موسيقی آذربايجان)

بنا براين  اشتباه آقای علاءالدين حسينی در اين است كه در ترجمه كتاب پروفسور زوهراب اف بجای واژه ماكام از مقام استفاده كرده و به اين نتيجه گيری غيرصحيح دست يازيده است. از سوی ديگر نظريه پروفسور زوهراب اف مبنی بر اخذ واژه موغام از ماكام عربی كه عموما تلقی صاحبنظران آذربايجانی تا ابتدای دهه 90 ميلادی بوده است با ارائه نظريات جديد علمی توسط پژوهشگران جوانتر بخصوص پروفسور رافيق ايمرانی كه در دهه 90 مطالعات و تحقيقات گسترده و ارزشمندی را در ريشه شناسی تاريخ فرهنگ موسيقی موغام به انجام رسانيده اند، به مثابه يك سلسله  تفكرات  سنتی عملا بی اعتبار شده است. علاقه مندان و پژوهشگران می توانند به آثار پروفسور ايمرانی بخصوص مجموعه 12 جلدی تاريخ موغام كه فعلا يك جلد آن انتشار يافته ، جلدهای دوم و سوم برای چاپ آماده شده و جلدهای بعدی نيز تدريجا چاپ خواهد شد مراجعه نمايند.

در قسمت دوم مقاله ارائه شده (شماره 289 نويد آذربايجان) بدليل فشرده بودن مطالب و با در نظر گرفتن اينكه اين اطلاعات برای عموم جامعه فرهنگ دوست تهيه شده نه متخصصان موسيقی ، لذا احتمال سردرگمی خوانندگان و آگاهی از اينكه بالاخره موغام های آذربايجان كدامها بوده و تعدادشان چقدر می باشد بسيار است. مثلا خواننده ای كه اين مطلب را خوانده بود می پرسيد كه بالاخره موغام های آذربايجان آن 6 دستگاه است (طبق مقالات ميرمحسن نواب) يا آن 12 موغام ( موغام های كلاسيك كه اوزئير حاجی بيگ اف آنها را به نت درآورده است) يا آن 13 موغام (زير عنوان دستگاههای موغامي).در واقع بحث بسيار مهمی در اين خلاصه حذف شده كه در ساده ترين شكل ممكن ميشد برای خوانندگان تشريح كرد و آن عبارت است از تفاوت ميان مفهوم دستگاه و موغام . اثر موسيقايی چند قسمتی ( نئچه حيصه لي) دستگاه و اثر وكال-  انسترومنتال (آوازي- سازي) يك قسمتی (بير حيصه لي) موغام می باشد. بنابراين موغام های آذربايجان در يك تقسيم بندی علمی در وحله نخست بر اساس لاد (مد)Mode مشخص گرديده اند. هفت مد اصلی موسيقی شفاهی حرفه ای آذربايجان عبارتند از:

راست ، شور ، سه گاه ، چهارگاه ،‌شوشتر ، بيات شيراز و همايون.

اين سيستم “مد” فونداسيون اصلی ژانر موسيقی شفاهی حرفه ای است كه دستگاهها بر روی آنها بنا می شوند. بنابراين دستگاههايی كه بخشهای مختلف موغامی آنها به شرط همگون و هماهنگ بودن با يكديگر (اوزئيير حاجی بيگ اف- مقاله نگاهی به حيات موسيقی آذربايجان . شماره های 1و2 مجله معارف و مدنيت) آنها را ساخته اند به صورت همان 13 دستگاه موغامی ياد شده شكل گرفته اند. برای شناخت بيشتر موضوع می توان به صفحات 123 الی 126 ترجمه كتاب موغام پروفسور راميز زوهرا ب اف مراجعه نمود.

بهرحال در مقاله چاپ شده مدها و دستگاههای موغامی بدنبال هم نام برده شده و شرح كوتاهی در خصوص آنها داده شده است. در خصوص دستگاه راست كه دستگاهی مهم و ديرين به حساب می آيد هيچ اشاره ای به آخرين تركيب شعبه ها و گوشه های آن نشده در حاليكه در واريانتهای “راست” شامل ماهور هندی ، ماهور ميانی ، بيات قاجار و دوگاه اين امر صورت گرفته است. ليكن در خصوص بيات قاجار و دوگاه بجای معرفی آخرين تركيب آن ، جدول ميرزا فرج تارزن كه مشتمل بر شعبه ها و گوشه های اين دستگاههای موغامی در قرن نوزدهم می باشد معرفی شده است . در خصوص شعبات و گوشه های دستگاه شور نيز 30 شعبه و گوشه ميرزا فرج را آورده در حالی كه شور در حال حاضر شامل 11 شعبه و گوشه می باشد. اين مساله در مورد سه گاه زابل ، چهارگاه ، شوشتر ، بيات شيراز و همايون نيز به همين صورت است .

مراحل تكوين و تكامل موغام ها پروسه ای طولانی را تشكيل می دهد. با قبول اينكه سنتهای موسيقی شفاهی - حرفه ای در هر دوره ای به مثابه يك واسطه بيانی متناسب با شرايط و مقتضيات حيات و معيشت اجتماعی تغيير و تحول می يابد می توانيم به اين قناعت برسيم كه فرمگيری ، تلخيص و جمع و جور شدن نهايی شعبه ها و گوشه ها و ساير عناصر دستگاهها مانند رنگها ، ديرينگيها و غيره نتيجه طبيعی اين پروسه منطقی بوده است.

مطاله تاريخ تكامل هنر موسيقی موغام آذربايجان تكوين اين ژانر را طی مراحل و مقاطع ذيل مشخص می سازد:

1-  دوران ديرين شامل تمدنهای بين النهرين بخصوص مدنيت سومر و ايلام و نيز تمدنهای موجود در اراضی آذربايجان مانند تمدن ماننا و ماد.

2-   دوران پس از اسلام و ظهور دانشمندانی مانند ابن سينا و فارابی و نظريه پردازی در خصوص موغام های دوازده گانه كلاسيك .

3-   دوران سده های ميانه و درخشيدن موسيقيدانهای نابغه آذربايجان مانند صفی الدين ارموی  و عبدالقادر مراغه ای ، ايجاد تحول اساسی در موغام های كلاسيك و تئوريزه شدن نوين آنها.

4-     تحولات صورت گرفته از نيمه دوم قرن نوزدهم بخصوص در منطقه قره باغ آذربايجان .

5-     تشكيل شورای اساتيد شعبه شرق هنرستان موسيقی ترك با مديريت ع. حاجی بيگ اف در سال 1925.

6-     تدوين برنامه اجرايی هنرستانهای موسيقی به سرپرستی احمد باكيخانف در سال 1952.

7-     تدوين برنامه تنظيمی اجرای موغام ها توسط كامل احمد اف ، سليم آقايف و ديگران در دهه 1980.

سرعت پيشرفت و كاملتر شدن تركيب دستگاهها از دهه بيست قرن بيستم  به دليل قرار گرفتن در پروسه علمی تكنيكی قابل توجه است. طبعا اصلاح سازی بسيار دقيقی در اين تركيبها صورت گرفته كه در نتيجه آن شعبات و گوشه هايی كه با جريان و سيستم كلی مدها در تضاد بوده اند از تركيب آنها حذف گرديده اند. مطالعه مقالات و بخصوص كتاب بسيار ارزشمند ع . حاجی بيگ اف موسيقيدان نابغه آذربايجان تحت عنوان “ پايه های موسيقی ملی آذربايجان” سمت گيری تئوريك اين پروسه را نمايان می سازد. وا قعيت غير قابل انكار ديگر اين است كه بطور كلی با ايجاد جامعه مدرن معاصر و نيز پيشرفت سريع آن طبعا بسياری از سنتهای ديرين نيز در معرض تحول قرار گرفته اند. موسيقی موغام آذربايجان نيز از اين روند مستثنی نبوده است . عزير و همفكرانش به روشنی می دانستند كه اگر موسيقی ملی با روند علمی موسيقی اروپا تطبيق نگردد شنونده ای نداشته و به تاريخ خواهد پيوست. نتيجه اين تفكر خلق آثاری حرفه ای مانند اپراهای ملی با تركيب موغام ، ترانه ها و رقص های ملی ، فانتازياهای شور و چهارگاه ، آثار سمفونيك موغام و ديگر آثار توسط عزير ، مسلم و دوستان و شاگردانشان بود.عزير معتقد بود كه برای پيشبرد موسيقی ملی لازم است كه به تحصيل موسيقی علمی پرداخته شود.(آرشيو مركزی دولتی آذربايجان قفسه 57 شماره 5 پوشه 5 برگ 42)

بر اين اساس دور از انتظار نبود كه حجم موغامها كمتر گرديده و متناسب با سيستم مدها تنظيم گردد. ديگر انتظار نمی رفت كه اجراهايی دو ساعته مانند اجرای “راست” در قرن 19 در دوران معاصرنيز تكرار گردد.

بهرحال مطاله و بررسی اين روند تاريخی وظيفه موسيقی پژوهان عزيز است و بايد كه با تحرير مقالات متعدد اطلاعات صحيح و ارزنده ای در اختيار خوانندگان قرار گيرد.  

 

 

مسعود فيوضات

mfiouzat@yahoo.com  

 

 

 برگرفته از:     http://www.ocag.net/

 



برگشت به ليست