نمايندگان مجلس شورای ملی

 

 

 

 

 

 

 

www.tabrizinfo.com

دائرةالمعارف شهر تبريز

 

اصغرراثی باغمشهء

اصغرراثی باغمشهء در سال 1302 هجری شمسی، در شهر تبريز در محله باغمشه در يک خانواده روحانی بدنيا آمد.پدرش مرحوم حسين راثی باغمشهء از روحانيون روشنفکرو متمول که به ياری دهنده ضعفاء و فقرا شهرت داشت، و مادرش فرزند نجفقلی بيک از سرکردگان امير ارشد بود.

راثی باغمشهء در سال 1315 د ر سن سيزده سالگی پدرش را بعلت بيماری آسم از دست داد و با فوت پدر در عرض دو سه سال به علل مختلف از جمله بی سرپرستی خانواده، مشارالیه با اينکه نوجوانی بيش نبود برای اينکه در آينده، خود و خانواده اش سربار ديگران نباشند با تلاش فراوان برای تاًمين معاش خود و مادر و دو برادر کوچکش درکارخانهء کبريت سازی ممتاز تبريزمشغول به کار گرديد. تحصيلاتش را شبانه در مکتب دوستان پدر و اساتيد آنزمان ادامه داد و علاوه بر تحصيلات خود، به مطالعهء ادبيات فارسی و تاريخ پرداخت ، از جمله مطالعهء شرح حال بزرگان که طی فراز و نشيب های روزگار و با تحمل سختيهای بسيار بر اثر تلاش و کفايت خودشان از افراد بنام و تاريخ ساز جامعه شده بودند.

لذا سرنوشت اين بود که او نيز در نوجوانی پدر را از دست بدهد وآيندهء سرنوشت خود را بنام يکی از رجال تبريز رقم بزند. در عرض سالهای خدمت در کارخانه به جهت امانت ومردم داری محبوبيتی پيش آنها کسب و در سال 1330 بنا به اصرار ريش سفيدان کارخانه و اعلی الخصوص مرحوم شادروان فقيد سيد حسين کهنمويی که در حق پدر سمت استادی داشت، کانديدای نمايندگی کارگران گرديد و تا سال 1342 چند دورهء متوالی از طرف کارگران به سمت نماينده انتخاب و همچنين از طرف کليهء نمايندگان کارگران بعنوان سر نمايندهء انتخاب و در جلسات استانی اداره کار و حل اختلاف و سازمان تاًمين اجتماعی شرکت می کرد. دفاعيا ت ايشان از حقوق حقهء کارگران موجب تحريک کارفرمايان عليه خود گرديد. بطوريکه آنها تمام تلاش خود را برای برکناری وی بکار گرفتند. و در اين راه از هر فشار و مکر و حيله مضايقه نکردند، بطوريکه با گزارش به سازمان امنيت آنزمان به عنوان محرک و اختلال در نظم کارخانه، و با عدم پرداخت حقوق ماهانه که شايد مجبور به استعفاء گردد، ايشان با حمايت و پشتيبانی کارگران و سياستی که خود در پيش داشت تمام حيله ها و دسيسه های کارفرمايان را نقش بر آب نمود.

در سال 1341محمدرضا پهلوی، شاه ايران با شعار ايجاد رفاه در قشر طبقهء زحمتکش جامعه و حذف نقش ملاکين در اداره کشور که حتی اکثراً نمايندگان مجلس آنزمان را اين طبقه تشکيل می دادند با ايجاد رفراندم و لوايح ششگانه تحت عنوان انقلاب سفيد و با تقسيم اراضی و سهيم کردن کارگران در سود کارخانجات، به کارگران و کشاورزان فرصت داده شد، نمايندگان خود را انتخاب و راهی مجلس مقننهء ايران نموده تا در تصويب قوانين از حقوق حقهء خود دفاع نمايند. لذا در سال 1342 از طرف کارگران- انتخابات در دورهء بيست و يکم مجلس شرکت و راهی مجلس گرديد. و در اين دوره بود که کارگران توانستند، برای اولين بار در مجلس قانونگذاری ايران نمايندگانی داشته باشند.

راثی باغمشهء در دورهء نمايندگی مجلس بااينکه ميانه رو و بظاهر محافظه کار و انتظاراتش در حد معتدل بود ولی در جلسات غير رسمی و فراکسيونها با صراحت لحجه و پافشاری از حقوق کارگران و ساير قشر آسيب پذير جامعه دفاع می کرد و هميشه، ضمن دفاع ازحقوق کارگران و زحمتکسان از عملکرد قوای مقننه و مجريه در قبال کارگران انتقاد می کرد و به همين جهت مغضوب ايادی ملاکين و کارفرمايان در دولت و حزب ايران نوين گرديد و در دورهء بيست و دوم مجلس رد صلاحيت شد و اجازهء شرکت در انتخابات را به او ندادند. پس از آن بود که به جهت احاطهء افراد متملق و چاپلوس که هيچ نشانی از وطن دوستی در آنها ديده نمی شد، از پذيرش پيشنهاد و شغلهای دولتی امتناع ورزيد و با خريد زمين کشاورزی در پارس آباد مغان قصد کشاورزی و دامداری داشت.

ولی پس از دو سال کناره گيری از فعاليتهای سياسی و اجتماعی در سال 1348 با اصراراز طرف نمايندگان کارگر در مجلس و سازمان کارگران تبريزبعنوان مشاور دعوت به کار گرديد. در ضمن فعاليت در اين سمت باز به جلسات انسانی کشيده شد و از طرف سازمان کارگران در سال 1351 بعنوان نمايندهء کارگران در انجمن شهر تبريز کانديد و چند دورهء متوالی تا بهمن سال 1357 با اکثريت آرا در شغل نمايندگی کارگران در انجمن شهر به فعاليت خود ادامه داد.

بعد از پيروزی حکومت اسلامی از طرف دادگاه انقلاب به کرات تحت بازجوئی قرار گرفت ولی چون در بين مردم از محبوبيت و احترام خاصی برخوردار بود و از مال دنيا به غير از خانهء پدری و يک خانهء بسيار کوچک در تهران اندوخته ای نداشت لذا به محروميت حقوق اجتماعی و توقيف اموال اکتفا ننمودند و به تنها پسرش که در شهريور 1358 از دانشگاه الهيات دانشگاه فردوسی فارغ التحصيل شده بود، به جهت شغل پدر از ارجاع شغل خوددا ری کردند و پسر به ناچار برای تاًمين معاش خود و پدر در همان کارخانهء کبريت سازی با حداقل حقوق کارگری مشغول به کار گرديد.

باغميشه ای با تحمل فشار های بعد از انقلاب از طرف ماموران حکومت اسلامی به خود و پسرش ، سرانجام در پنجم دی ماه 1368 بعلت سکتهء قلبی درگذشت.

مردم شريف تبريز و علی الخصوص اهالی محترم باغميشه و محال بدوستان، به پاس از خدمات ايشان با حضور گسترده اشان در تشيع جنازه قدردانی خودرا نشان دادند. در مجالس ترحيم او شرکت و ازدحام جمعيت چنان بود که همه را به حيرت واداشت. مرحوم باغميشه به واسطهء سخاوت بيش از حد و خوش خلقی و مردم داری زبان زد خاص و عام بود، حتی مخالفان ايشان پس از فوت بارها به رفتارو منش و تواضع آنمرحوم اعتراف و اذعان کردند. زنده ياد در عرض مدت زندگی خود چه در دورهء نمايندگی و يا قبل و بعد از آن زندگی ساده ای برای خود و خانواده فراهم ساخت و همانگونه تا ابد زندگی کرد.

 

 

 

برگشت به ليست