استانداران حاکم درتبريز

 

 

 

 

 

 

 

www.tabrizinfo.com

دائرةالمعارف شهر تبريز

 

عباسقلی گلشائيان

 

 

گلشائيان ، عباسقلی : در 1281 در تهران تولد يافت. پس از انجام تحصيلات مقدماتی وارد مدرسه عالی حقوق شد و دوره مدرسه را پايان داد. علاوه بر دوره مدرسه مزبور زبان فرانسه و رياضيات و حسن خط را آموخت. در 1300 به استخدام در دادگستری درآمد و مترجم مخصوص مسيو پرنی مستشار دادگستری گرديد. چندی مترجم و مدتی هم در مشاغل كوچك قضايی انجام وظيفه می كرد وقتی داور به وزارت عدليه منصوب شد گلشائيان را منشی خود نمود تا مدتی كه دادگستری تعطيل بود وی به طور شبانه روزی در دادگستری با داور بسر می برد. پس از اعلام تشكيلات جديد او بازپرس تهران شد. بعد بازپرس ديوان كيفر گرديد. پس از چندی مقام دادستانی تهران به او داده شد و از دادستانی تهران به دادستانی ديوان كيفر انتقال يافت.

در 1312 وقتی علی اكبر داور از وزارت عدليه به وزارت ماليه انتقال يافت عده ای از قضات را همراه خود به آن وزارتخانه برد از جمله گلشائيان بود كه ابتدا رئيس رسومات، بعد رئيس مالياتهای غيرمستقيم شد. بعد به مقام مديركلی وزارت دارائی ارتقاء يافت. در 1318 به معاونت اقتصادی وزارتخانه برگزيده شد. در خرداد ماه 1320 اميرخسروی وزير وقت دارائی مورد تغير رضاشاه قرار گرفت و از كاربركنار شد. كفالت وزارت دارائی را به گلشائيان سپردند، چند ماهی كفالت داشت. در شهريور ماه همان سال به عنوان وزير دارائی معرفی شد. فقط 12 روز وزير بود. در ترميم كابينه فروغی به وزارت بازرگانی و پيشه و هنر منصوب گرديد. در اسفند 1320 به عنوان وزير دادگستری معرفی شد ولی قبل از رای اعتماد فروغی استعفا داد و دولت سقوط نمود و او به شهرداری تهران منصوب گرديد. پس از آن استاندار فارس و بعد استاندار آذربايجان شد.

در 1324 در كابينه صدرالاشرف وزارت پيشه و هنر را عهده دار بود بعد مأمور استانداری خراسان شد. در ترميم كابينه عبدالحسين هژير به وزارت دادگستری رفت ولی عمر وزارت او كوتاه بود. در 1327 در كابينه محمد ساعد مراغه ای به وزارت دارائی تعيين گرديد. در همين سمت مأموريت يافت در مورد نفت ايران قرارداد جديدی تنظيم نمايد، سرانجام با مذاكرات مقصل با نمايندگان شركت نفت ايران و انگليس قراردادی تنظيم و آن قرارداد ”گس ـ گلشائيان“ نام گرفت و برای تصويب به مجلس تسليم شد. با تسليم همين قرارداد جنجال نفت در مجلس پانزدهم بلند شد. استيضاح دولت ساعد در مجلس پانزدهم توسط مظفر بقائی كرمانی و سپس به وسيله حائری زاده و مكی فصل جديدی در تاريخ معاصر ايران گشود. قريب يك سال عمر آن دوره مجلس صرف نفت شد. مجلس پايان يافت و قرارداد تصويب نشد. دولت بعدی درباه قرارداد سكوت كرده ولی دولت رزم آرا در امر نفت مداخله نمود و قرارداد را پس گرفت و قرار بود قرارداد ديگری به مجلس تقديم كند كه رزم آرا به قتل رسيد و كميسيون خاص نفت طرح ملی شدن صنعت نفت را به تصويب رسانيد. اين جنجال ها موجب شد گلشائيان در افكار عمومی تا حدی وجهه خود را از دست بدهد. در دولت دكتر مصدق گلشائيان از تمام مشاغل كنار گذارده شد. بعد از 1332 مقام سناتوری يافت. در 1335 علاء تصميم به تصفيه دادگستری گرفت و گلشائيان را به وزارت دادگستری منصوب كرد. وی از مجلسين اختياراتی خواست و برای رسيدگی به اختيارات وزير دادگستری كمسيون مشتركی از مجلسين تشكيل شد و كميسيون با اختيارات خواسته شده كه برخلاف قوانين كشور بود مخالفت كرد و از تفويض اختيار به وزير دادگستری برای تغيير قضات امتناء نمود. گلشائيان شكايت نزد شاه برد و استعفا داد ولی استعفای او پذيرفته نشد و با مداخله شاه مجلسين به او اختيار دادند و او تصميم به تصفيه گرفت. ديوان عالی كشور و چند شعبه محاكم را منحل ساخت، عده ای از قضات به عنوان اعتراض از شغل قضايی استعفا دادند. وی در تشكيلات جديد دادگستری محمد سروری را به رياست ديوان عالی كسور و جواد عامری را به دادستانی كل انتخاب نمود. برای تأمين كادر قضائی با استفاده از اختيارات خود عده زيادی از ليسانسيه های معقول و منقول را بدون طی دوره كارآموزی با رتبه 6 قضائی وارد عدليه كرد. با آنهمه جنجال و سر و صدا كاری از پيش نبرد، دولت سقوط كرد و او هم استانداری آذربايجان را برای خود تدارك ديد.

گلشائيان قريب ده سال برای نخست وزيری خود تلاش می كرد. وقتی نخست وزيری به افرادی مانند ساعد و هژير و اقبال كه در كارير اداری عقب تر از او بودند رسيد او بيشتر حرص و ولع برای اين كار داشت. تا چند سال بعد از كودتای 1332 انتظار كشيد، چون شاهد مقصود را در آغوش نكشيد بنای شكوه و شكايت نهاد و تدريجا از حربه انتقاد استفاده نمود. همين مطالب گوش به گوش به سعدآباد و نياوران رفت و دستور داده شد به اين مرد گستاخ هيچ نوع شغلی ارجاع نشود. تنها او را به عضويت شورای عالی بانگ ملی دعوت كردند كه چندی هم بر آن شورا رياست كرد. در 1369 در تهران درگذشت.

 

 

 

نقل از:

دکتر باقر عاقلی

شرح حال رجال سياسی و نظامی معاصر ايران

چاپ اول سال 1380  جلددوم ص.  1316

نشر گفتار باهمکاری نشر علم

 

برگشت به ليست