استانداران حاکم درتبريز

 

 

 

 

 

 

 

www.tabrizinfo.com

دائرةالمعارف شهر تبريز

 

 

حسين  سميعی

 

سميعی ، حسين : معروف به اديب السلطنه، در 1253ش در رشت تولد يافت. پدرش مرحوم ميرزاحسن خان اديب السلطنه از اعضای ديوانی بود و مدت ها پيشکاری امير افخم همدانی والی کرمانشاه را برعهده داشت. حسين وقتی به سن رشد رسيد نزد معلمين خصوصی تحصيلات خود را آغاز نمود و پس از آنکه مقدماتی از فارسی و عربی را فرا گرفت، تحصيلات خود را نزد دو تن از عرفا و دانشمندان معروف کرمانشاه به نام ابوالفقراء اصفهانی و ميرزای سالک ادامه داد و در ادبيات فارسی و اصول حکمت و ادبيات عرب معلوماتی کسب کرد و سپس به استدعای حسام الملک همدانی وارد دارالفنون ناصری شد و با سعی و مراقبت کامل تحصيلات خود را ادامه داد و در آموختن زبان های خارجی و شيوه نگارش و حسن خط جد و جهدی به کمال مبذول داشت.

در 1313ه.ق در سن بيست سالگی وارد وزارت خارجه شد و در اداره عثمانی که از ادارات مهم وزارت خارجه بود، مشغول به کار گرديد و مدت 15 سال در آن وزارتخانه در سمت های مختلف انجام وظيفه می نمود و مدتی نيز رياست اداره دول غيرهمجوار را برعهده داشت.

در 1328ه.ق به وزارت داخله منتقل شد و به سمت مديرکل آن وزارتخانه مشغول کار شد و پس از چندی معاون آن وزارتخانه گرديد.

در انتخابات دوره سوم مجلس از طرف مردم رشت به نمايندگی رسيد. حسين سميعی که تازه پس از فوت پدر به اديب السلطنه ملقب شده بود، پس از ورود به مجلس جزء فراکسيون دموکرات شد. عمر مجلس سوم زياد دوام نکرد زيرا نائره جنگ بين المللی اول اندک اندک به ممالک شرق سرايت کرد و طولی نکشيد که کشور ايران هم که بيطرفی خود را اعلام کرده بود، به علت رقابت کشورهای خارجی مورد تجاوز قرار گرفته، اشغال شد. مجلس سوم تصميم به مهاجرت گرفت، اديب السلطنه نيز يکی از مهاجرين بود که ابتدا به قم و بعد به کرمانشاه رفتند و دولت موقتی به سرپرستی رضاقلی خان نظام السلطنه تشکيل شد و اديب السلطنه در آن دولت به وزارت داخله رسيد. مهاجرين سپس به عثمانی رفتند و مدتی در آن کشور اقامت نمودند. سميعی سرانجام به حلب رفت و مدتی در آن ديار اقامت داشت. در 1296ش با ساير مهاجرين به ايران بازگشت و دور از کارهای سياسی به مطالعه در ادبيات فارسی و زبان و متون عربی پرداخت و ضمنا" به تشکيل انجمن ادبی مبادرت نمود. در کابينه سپهدار رشتی معاونت نخست وزيری را برعهده گرفت و از طرف دولت مأمور مذاکره با سران کودتا شد ولی در کرج توقيف و مأموريت خود را نتوانست انجام دهد. در خرداد 1300ش در کابينه احمد قوام السلطنه، وزارت تجارت و فوائد عامه به عهده او قرار گرفت و تا بهمن همان سال در آن سمت باقی بود.

مشيرالدوله جانشين قوام در کابينه خود پست وزارت تجارت و فوائد عامه را همچنان به اديب السلطنه واگذار کرد ولی در کابينه بعدی به رياست مستوفی تشکيل شد شغل سميعي، کفالت وزارت داخله بود.

در سال 1302 که سردار سپه رئيس الوزراء شد و يک سال بعد در ترميم کابينه به وزارت عدليه رسيد. در 1304ش به حکومت پايتخت منصوب شد و مدت دو سال در اين سمت برقرار بود.

در کابينه حاج مخبرالسلطنه هدايت در 11 خرداد 1306 به وزارت داخله منصوب شد و در ترميم کابينه همچنان وزير داخله بود تا اينکه در 1308 به استانداری آذربايجان رفت و دو سال در آن استان دنباله اصلاحات را گرفت مخصوصا" برای ترويج زبان پارسی در آن سامان زحمات زيادی متحمل گشت و آثار نيکويی به يادگار گذاشت.

در 1310 اديب السلطنه مدتی کوتاه وزير اقتصاد شد تا اينکه در 1311 پس از عزل و بازداشت تيمورتاش که عنوان وزير دربار منسوخ گرديد، به دربار رفت و عملا وظايف وزير دربار را انجام می داد و تا سال 1318 که جم به وزارت دربار تعيين گرديد، در اين سمت باقی بود. اديب السلطنه در خلال خدمت در دربار، رياست سازمان پيش آهنگی را نيز برعهده داشت و در 1314 پس از تشکيل فرهنگستان، به نيابت آنجا تعيين گرديد و با کمک و همکاری ساير دانشمندان در احياء زبان پارسی سره اقدامات مؤثری معمول داشت. در 1319 اديب السلطنه با سمت سفيرکبير ايران به افغانستان رفت و قريب دوسال در اين سمت باقی ماند. پس از بازگشت، به رياست فرهنگستان رسيد ولی ديگر نه تنها اين سازمان فرهنگی فعاليتی نداشت، بلکه بی جهت مورد انتقاد قرار می گرفت.

در بهمن 1321 وزير مشاور کابينه سهيلی شد و در تيرماه 1322 وزارت کشور گرفت ولی فقط مدتی کوتاه در اين سمت باقی ماند. در آن سال مجددا به دربار رفت و به رياست تشريفات منصوب شد. اديب السلطنه در سال 1328 در انتخابات دوره اول سنا، به سناتوری گيلان رسيد و در همين سمت در سال 1332 در سن 79 سالگی درگذشت.

حسين سميعی يکی از افراد موجه و موفق و دانشمند دوران مشروطه است. وی قريب 60 سال در مشاغل مهم سياسی و اداری انجام وظيفه کرد که 40 سال آن در مقامات وزارت و استانداری و سفارت بود. با وجودی که متجاوز از ده مرتبه به مقام وزارت رسيد، مع الوصف شهرت ادبی و قدرتش در سرودن شعر و تسلط او به زبان و ادبيات پارسي، شخصيت سياسی او را تحت الشعاع قرار داده است و در محافل مختلف به نام يک دانشمند و اديب بيشتر از يک سياستمدار معروف می باشد. سميعی مردی نيک نفس و صحيح العمل بود. اخلاف او همه از دانشمندان بودند. پدرش نيز بالستحقاق لقب اديب السلطنه داشت. در کمک به مردم و مستمندان مضايقه ای نمی نمود. در مشاغل مهم سياسی و اجرائی خود هرگز نسبت سوئی به او داده نشده است. مردی متقی و زاهد و محافظه کار بود. از لحاظ مالی و ثروت پدری در رفاه زندگی می کرد.

ادبا و شاعران مورد احترام او بودند. چند انجمن ادبی تشکيل داد و با وجود گرفتاريهای سياسی در آنها مشارکت می کرد، اشعار سخن سرايان را تصحيح می نمود.

از مرحوم اديب السلطنه آثار منظوم و منثور زيادی باقی مانده است. مهمترين اثر وی کتاب آئين نگارش است که مدت ها در مدارس تدريس می شد. خاطرات سفر مهاجرت او هم چاپ شده است. مرحوم سميعی در اشعار خود عطا تخلص می کرد و ديوان اشعارش به چاپ رسيده است.

 

نقل از:

دکتر باقر عاقلي

شرح حال رجال سياسی و نظامی معاصر ايران

چاپ اول سال 1380  جلد دوم  ص.  825

نشر گفتار باهمکاری نشر علم

 

 

 

برگشت به ليست