بقيه محلات

غلامرضا طبا طبا ئی مجد

 

اميرزين الدين :

از محلات شمالی تبريز است که از شمال به مهرانرود، از جنوب به حکم آباد، از مشرق به محله چوستدوزان، و از مغرب به محله جمشيد آباد(= گاميشاوان در محاوره محلي). اين محله در وقفنامه مظفريه از عهد جهانشاه قراقوينلو به صورت "اميرزين العارفين " ثبت شده و مردم تبريز امروز آن را به صورت "عموزين الدين " می نامند . مسجد معروف "موجوز" (= معجز ) در اين محل قرار دارد .  

انگج :

يا انگش، که در محاوره عامه مردم تبريز به گودال و چاله کم عمق اطلاق می شود که در مصب آب برای تفسيم و گرداندن آب از ممری به ممر ديگر حفر کنند . (نقل به معنی از توضيحات شادروان ميرزاجعفر سلطان القرائی بر روضات الجنان،ج 1،ص529) و نيز انگج محله معروفی است در شمال شرق گجيل تبريز.

بارنج :

سابقا دهی بود جزء دهستان مهرانرود شهرستان بستان آباد به فاصله يک کيلومتری جاده شوسه تبريز – اهر، ولی از اوايل سال 1340 ه.ش. به خاطر دارا بودن هوای لطيف و ييلاقي، تمام مزارع و خانه های روستايی بتدريج در اختيار شرکتهای خانه سازی قرار گرفت و امروز اکثر نقاط آن تشکيل دهنده شهرک "وليعصر" تبريز است .

باغ شمال :

 باغ شمال را که در جنوب شرقی تبريز واقع شده – و امروز تنها ورزشگاه اين شهر می باشد – از مآثر و آثار سلطان يعقوب آق قويونلو (متوفی 896 ه.ق) شمرده اند . در دوره خاندان صفوی و قاجاريه بعضی از ضيافتهای بزرگ و جشنهای عروسی شاهزادگان در همين باغ ترتيب می يافته است . عباس ميرزا در عرصه اين باغ بناهای متعدد ساخت و در آبادی و عمارت آن تأثير بزرگ بخشيده به خود اختصاص داد ، چنانکه اين باغ را " باغ شاهزاده" نيز می گفتند و مرحوم محمودميرزا پسر بهمن ميرزا اين باغ را از مستحدثات السلطنه می دانند و جزء متروکات وی می شمارند . ( تعليقات مرحوم سلطان القرايي، بر روضات الجنان ، ج 1، ص 602) و فرهاد ميرزا می نويسد: |طول باغ شمال تبريز يک هزار و پنجاه ذرع تبريز ، عرض آن پانصد و بيست و چهار ذرع تبريز است". (زنبيل، چاپ سنگي، ص222) باغ شمال در سال 1308 ه.ش. توسط شهرداری وقت تقطيع به معرض بيع و شرا درآمد و بدين طريق قسمتی از اراضی آن به تصرف بعضی از اهالی شهر درآمد و در زمين آن خانه و عمارت مسکونی بنا نهادند، و قسمتی از آن نيز به عنوان "ورزشگاه تختي" اختصاص به ورزش دارد . به هر صورت اکنون جز نام، از باغ و آثار و ابنيه آن چيزی نمانده است .

باغميشه:

از محلات شرقی تبريز است که از شمال به کوههای سرخاب(عينالي)،از جنوب به قوری چاي، از مشرق به قريه و باغات بارنج – که امروز به صورت کوی وليعصر تبريز درآمده – و از مغرب به محلات پل سنگی و سيلاب محدود است. در گذشته اين محله بزرگتر از امروز بوده و مشتمل بر قسمتی از محلات ششگلان و پل سنگی و سيلاب می شده است، چنانکه دروازه و حصار باغميشه – که امروز در انتهای بازارچه حرمخانه باقی است و معروف به "باغميشه قاپوسي" (دروازه باغميشه)می باشد – دليلی است بر اين مدعا (تاريخ تبريز مشکور،ص114).از محلات سه گانه باغميشه يکی قله نام دارد که در منابع مکتوب قديم آن را "قله اخی سعدالدين" ثبت کرده اند . اخی سعدالدين از اکابر عرفا و اولياء تبريز بوده و قبرش بر همان قله بوده است ( روضات الجنان، حواشی ص 609). امروز به منظور توسعه مراکز مسکونی کارمندان، قسمت اعظم اين محله در اختيار آپارتمان سازی قرار گرفته و به صورت شهرکی درآمده و ديگر آن حالت طراوت و سرسبزی را ندارد .

 

بيلانکوه :

نام کوهی است قريب به شهر تبريز که محله باغ بيشه[= باغميشه] که در معنی باغ و بيشه بوده در آن جا واقع است . گويند که از کثرت توقف اولياء و فقرا، [به] وليان کوه معروف شده (فرهنگ آنندراج). مرحوم ميرزا جعفر سلطان القرائی در حاشيه مربوط به "وليانکوي" در روضات الجنان(ج 2، ص 497) می نويسد: " به فتح اول و کسر ثانی و سکون نون، بنا به وصف مؤلف، بليانکوي، بليانکوه و وليانکوه نيز نوشته اند . عامه "بيلانکي" به فتح باء و سکون ياء و نون خوانند" و مرحوم عبدالعلی کارنگ مترجم تاريخ تبريز مينورسکي(ص21) در حاشيه همين مطلب می نويسد : "اکنون بيلانکوه گويند؛ وليانکوه در امتداد جنوب غربی کوه عينلی يا کوه سرخاب قرار گرفته و ميان تپه های کوچک وليانکوه و عينلی چند دره کوچک وجود دارد".

پل سنگين :

يا پل سنگی محله کوچکی بوده در شمال شرقی تبريز، که از شمال به محله سيلاب، از جنوب به محله خيابان، از مشرق به باغميشه، از مغرب به محله ششگلان محدود بوده است . وجه تسميه اين محله به اين نام، پل سنگی بزرگی بوده که بر مهرانرود ساخته بودند و هنوز هم اين پل محل تردد مردم و وسايط نقليه است . در گذشته مردم اين محله با مردم محله دمشقيه پيوسته در جدال بودند و طرفين در دو طرف رودخانه ايستاده با فلاخن به يکديگر سنگ اندازی می کردند (طرح جامع تبريز به نقل از تاريخ تبريز مشکور،ص 116). امروز اکثر منازل اين محله به دليل خيابان کشی از بين رفته و خيابان " علامه طباطبايي" اين محله را از طرف غرب به خيابان شهيد بهشتي(منصور سابق) و از طرف شرق به چهارراه آبرسانی متصل می کند . هنوز هم مسجد پل سنگی در قسمت شمالی پل داير است . 

چرنداب :

از محلات قديم تبريز است و در جنوب شهر قرار دارد . از شمال به محله مهادمهين ، از جنوب به تپه های يانق، از مشرق به محله نوبر، و از مغرب به محله ليلاباد (= ليلاوا) محدود است . اين محله دارای چندين کوی بوده که مهمترين آنها عبارتند از:درويشلر،عين الدوله، طوماس، تاجرباشي، سييدلرکردان ( = کوی کردان – که آن را "گورانلار" نامند) که از ديگر کوی ها بزرگتر است و مردم آن "علی اللهي" مذهب اند و سبيلهای پر مو و فروهشته دارند (تاريخ تبريز مشکور، ص 117).از مهمترين مساجد محله مسجد امامزاده است که جلوخان اين مسجد، مرکز محله به حساب می آمد . سيد محمدرضا طباطبايی می نويسد که چرنداب از محلات اصلی تبريز نيست، بلکه از توابع محله نوبر و مهادمهين بوده، و دو چرنداب وجود داشته: چرنداب نوبر، چرنداب مهادمهين (تاريخ اولادالاطهار،ص 133). امروز خيابان طالقاني(=شاه سابق) قسمت اعظم اين محله را در برگرفته است .

چوستدوزان :

از محلات شمال تبريز است واقع در جنوب محله اميرخيز که از جنوب به ميجويه ، از مشرق به سنجران، و از مغرب به مهرانرود و عموزين الدين محدود است . وجه تسميه اين محله مربوط می شود به اشتغال بعضی از پيشه وران اين محله به دوختن نوعی کفش ساده ای به نام "چوست" که مردم تبريز اين محله را به ترکی "چوست دوزلار" می خوانند .

چهارمنار :

حدود کنونی اين محله درست مشخص نيست . سابقا محله کوچکی بوده در نزديکی بازار و مجاورت محله سنجران (تاريخ تبريز مينورسکي،ص116 به بعد) بوده و مردم آن بيشتر از بازرگانان بوده اند (تاريخ مشکور،ص119). کربلايی حسين در روضات الجنان (ج1،ص370) از مدرسه ای به نام مدرسه قاضيه، در چهار منار ياد کرده که کتيبه آن به خط محمد بندگير بوده است .

تسميه اين محله به چهار منار ظاهرا بايستی به سبب وجود مسجد چهار مناری در آن کوی باشد . اعتمادالسلطنه می نويسد : "دو امامزاده در محله چهارمنار واقع است؛ گويا اسم يکی از آن دو سيد اسمعيل باشد".(مرآت البلدان، ج 1، ص 347)

خلعت پوشان :

در جنوب غربی روستای کرگج دهستان باسمنج شهرستان تبريز، در ساحل جنوبی مهرانرود، در وسط مزرعه سرسبزی که امروز " مزرعه نمونه دانشکده کشاورزي" محسوب می شود، برج آجری منشوری شکل بلندی جا گرفته که به نام برج خلعت پوشان مشهور است . ظاهرا در اواخر دوران صفوی بنا شده است و سابقا خلعت اعطايی پادشاهان را در اين برج به دوش حاکم آذربايجان می انداختند . در خصوص تشريفات خاصی که اين عمل انجام می شد رجوع فرماييد به سفرنامه کارری ، ترجمه مرحوم عباس نخجواني، ص 142.مرحوم عبدالعلی کارنگ که دوبار از اين برج ديدن کرده اند وضع معماری آن را بدين گونه توصيف می کنند : "قاعده برج خلعت پوشان کثيرالاضلاع شانزده ضلعی است . اضلاع شرقی و غربی و شمالی و جنوبی قاعده، با هم برابر و از ديگر اضلاع درازترند . برج سه طبقه دارد : طبقه اول و دوم سرپوشيده و طبقه سوم بدون سقف است . جوانبی که مشرف به جهات چهارگانه اصلی اند همه باز و دارای طاق جناغی هستند، اما جوانب دوازده گانه ديگر به شکل ديوار و دارای طاقنما و تزيينی از کاشی سياه و آبی می باشند . بين طبقه اول و دوم بيست و دو پله و بين طبقه دوم و سوم دوازده پله وجود دارد " . (آثار باستانی آذربايجان، ص 634 ) امروز از اين برج که يادآور پاره ای از سنن و آداب باستانی و نمونه ای از شيوه معماری اصيل ايرانی است، برای نگهداری علوفه استفاده می شود !

 

سنجران :

يا سنجاران، و يا سنجلان،محله کوچکی است با خانه های محقر و کوچه های تنگ و باريک در سمت غربی محله "راسته کوچه" . محله راسته کوچه در تبريز از محلات مستحدثه است و ظاهرا از عصر نايب السلطنه عباس ميرزا با اين نام معروف شده است، قسمت اعظم اين محله جزء محله سنجران بوده است، چنانکه قبر ابوالحسن موسی که امروز در خاک محله راسته کوچه نشان می دهند، مؤلف کتاب [روضات الجنان....] آن را در محله سنجاران معرفی می کند . دروازه سنجاران يکی از دروازه های ده گانه بارويی است که قبل از قلعه غازانی به دور اين شهر کشيده شده بود(از تعليقات مرحوم سلطان القرايی بر روضات الجنان، ج 1، ص 594 )

شتربان :

اين محله که به لهجه ترکی آذری "دوچي" و در محاورات قدما به صورت محله ساربان و شتربان آمده است، از شمال به کوههای سرخاب (عينالي)،از مشرق به محله سرخاب، از جنوب به مهرانرود، و از مغرب به محله اميرخيز محدود است . ميدان صاحب الامر، از مستحدثاث اوزون حسن آق قويونلو، از جمله ميادين مهم اين محله است . شتربان سابقا سی مسجد داشته که مهم ترين آنها "عربلر" بوده است . بقعه امامزاده سيد ابراهيم که نسب او درست معلوم نيست، در اين محله واقع شده است و سنگ معروف "بسم الله الرحمن الرحيم" اثر هنرمند بزرگ ايرانی ميرزا سنگلاخ بر سر قبر او در اين امامزاده قرار دارد .

ششگلان :

از محلات اشراف و اعيان نشين شهر تبريز بوده که از شمال به محله سرخاب، از جنوب به مهرانرود و محله خيابان، از مشرق به پل سنگی و سيلاب، و از مغرب به حرمخانه و سرخاب محدود است . مهمترين مسجد از مساجد ششگانه اين محل مسجد اميروزراء است (طرح جامع تبريز به نقل مشکور، ص154) . در روضات الجنان درويش کربلايي(ج 1، ص470) به تبع بعضی از کتب قديم، اين محله به صورت "شش گيلان "ثبت شده است . بنا به تصريح اعتمادالسلطنه (مرآت البلدان، ج 1، ص346) عمارت مجلل و زيبای عزيزخان سردار کل در اين محل بنا شده بود .

.

قرامک :

محله ايست در منتهی اليه مغرب تبريز، که در سابق جزء دهات اين شهر محسوب می شد . از شمال به تلخه رود ، از جنوب به قريه رواسان(=لواسان)، از مشرق به محلات شام غازان و حکم آباد و جمشيد آباد[=حجتی امروزي] و از مغرب به قريه کجاباد و دنباله تلخه رود محدود است (تاريخ تبريز مشکور،ص156) بعيد نيست که قره ملک نيز از آثار غازان خان بوده و به نام وی موسوم به قريه ملک شده که اينک به طور مخفف "قره ملک" تلفظ می شود(تاريخ تبريز مينورسکي،توضيح مرحوم کارنگ،ص81) امروز تأسيسات کارخانه ماشين سازی قسمت اعظم اين محله را به خود اختصاص داده و مردم تبريز را از دسترسی به خربزه شيرين و با لطافت اين محله محروم کرده است .

 

قره آغاج :

اين محله که به سبب بودن درختان کهن نارون در آن به "قره آغاج" معروف است، از محلات شرقی تبريز است . از شمال به ويجويه و قسمتی از حکم آباد، از جنوب به کوچه باغ ، از مغرب به آخونی و از مشرق به گجيل محدود است . مسجد "حاج ميري" از مساجد قديم در تبريز در اين محله قرار دارد . از مطالعه مطالب کتاب "الشقايق النعمانيه فی علماءالدولة العثمانيه" تأليف طالش کپری زاده و کتاب " تاريخ عالم آرای اميني" چنين معلوم می شود که قره آغاج از قرون نهم و دهم هجری قمری جزء شهر نبوده و از دهات و باغات خارج از تبريز به شمار می رفته است(مستفاد از مطالب دکتر محمد جواد مشکور در تاريخ تبريز...، ص 156)، امروز محله قره آغاج به نام خيابان قدس خوانده می شود .

کوچه باغ :

از محلات کهنه تبريز است . از شمال به محله قره آغاج(=خيابان قدس فعلي)، از جنوب به خيابان راه آهن، از مشرق به گنجيل، و از مغرب به محله آخونی محدود است . ميدان اصلی محله مقابل مسجد قديمی "ميرمحمدعلي" است (تاريخ تبريز مشکور،ص 157) بنابه تصريح درويش کربلايی حسين در ذکر مرقد و مزار مولانا محمد مغربي، محله کوچه باغ در سابق ظاهرا جزء محله نوبر به شمار می رفته است . (روضات الجنان....،ج 1،ص 69) احتمال دارد که اين کوچه باغ ارتباطی به کوچه باغ امروزی – که خود محله ای جداگانه است با شرحی که دربالا گذشت – نداشته و کوچه ای از کوچه های محله نوبر بوده است .

 مرالان:

  يا مارالان، محله ايست در جنوب شرقی تبريز؛ که از شمال به محله خيابان، از جنوب به کوههای يانق، از مغرب به محله نوبر، و از مشرق به باغهای محله خيابان و تپه های چاچاداق سابق محدود بوده است . مرکز اين محله ميدانی بود به نام چارچي(= چهارسو ) که امروز هم همان مقام را داراست و اتوبان کمربندی ( = آزادی ) اين چهارراه را به ميادين و محلات شرق و غرب تبريز متصل می سازد . زيارتگاهی مسيحی متعلق به ارمنيان تبريز در جنوب اين محله به نام "نه نه مريم" مستقر است که ظاهرا از ابنيه های اوايل دوره قاجاريه است . اعتمادالسلطنه (مرآت البلدان،ص 345) و ملاحشری (وزارات حشري،ص61)راجع به اين مزار مطالبی آورده اند .

نوبر :

محله ای بوده بسيار بزرگ در جنوب تبريز، که از شمال به محلات راسته کوچه و مهارمهين، از جنوب به کوههای يانق، از مشرق به محله مارالان و از مغرب به چرنداب و مهادمهين محدود بود . باغ شمال که در سابق باغ بزرگی بوده و اکنون مجموعه ای بزرگ شامل تأسيسات ورزشي، فرهنگي، نظامي، مسکونی می باشد در اين محله واقع است و نيز پادگاه لشکر 21 حمزه سيدالشدا (سربازخانه سابق ) سراسر جنوب اين محله را به خود اختصاص داده است . مرکز اين محله مقصوديه بود، از مستحدثات مقصود بيگ نامی از سرداران دوران صفوي، که امروز هم يکی از کوی های آباد اين محله می باشد. سابق در اين محله 26 مسجد موجود بوده که مهمترين آنها قانللی مچيد (=مسجد خونی ) و ميدان مچيدی (=مسجد ميدان) بوده اند . امروز هم اين دو مسجد آباد و داير هستند . درويش حسين کربلايی در شرح مرقد مولانااکمل الدين مظفر بزازی ، از محلی به نام چهارسوی عربان در اين محله ياد می کند (روضات الجنان ....،ج1،ص100) که ظاهرا مجاور محله سنگ سياه و قريب مسجد استاد شاگرد فعلی بوده است . (تاريخ تبريز مشکور، ص 173).

 

ويجويه :

اين محله که در محاورت عامه تبريزيان "ورجی " خوانده می شود، محله بزرگی است در شمال غربی تبريز که از شمال به چوستدوزان، از جنوب به قره آغاج، از مغرب به حکم آباد، و از مشرق به راسته کوچه و ديکباشی و انگج محدود است . از کوچه های معروف اين محله "قره چی لر" و " آق مسجد " را می توان نام برد ( تاريخ تبريز مشکور ، ص 174) کربلايی حسين نيز صحبت از مدفون شدن دو صوفی به نامهای کالی و بالی در دروازه ويجويه را دارد که مسجدی به همين نام در اين محله بنا شده است . (روضات الجنان، ج 1،ص431 و 491 )

يانق

تپه هايی است در قسمت جنوبی سربازخانه کنونی تبريز . پشت اين تپه ها باغ شاه چلبی بوده که مرحوم حاج ميرزاابوالحسن آن را آباد کرده و ناصرالدين شاه دفعات در آن باغ مهمان بوده و آن را ستوده است .

 

                    برگرفته ازبخش توضيحات کتاب تاريخ و جغرافی دارالسلطنه تبريز           

چاپ اول  1373

 

 

 

برگشت به ليست