دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

 

 

 

 

      نام و نام خانوادگی:

يعقوب عمامه پيچ

      سال ومحل تولد:

تبريز

      محل سکونت فعلی:

ايران

      عرصه فعاليت:

نقاشی

      امکان ارتباط:

 

 

 

 

 

 

 

بيوگرافی:

از مجموعه برنامه های مروری بر آثار ۹ نقاش معاصر که به ابتکار انجمن نقاشان در گالری های تهران برگزارشد، مروری بر آثار يعقوب عمامه پيچ در گالری دی برگزار گرديد.

در اين نمايشگاه ۸۴ اثر از آثار سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۳ اين هنرمند به نمايش گذاشته شد.

عمامه پيچ در دوران هنرستان و دانشگاه به رئاليسم قرن هجدهمی گرايش داشت و مهارت تحسين برانگيز او در طراحی و درک فيگوراتيو يادگاری از آن دوران است.

گرچه عمامه پيچ می گويد کنار گذاشتن اين مهارت بسيار مشکل است و هنرمندی که نتواند خود را از تسلط اين مهارت برهاند، مانند کسی است که فقط يک لهجه را در ميان هزاران لهجه دنيا می شناسد.

زندگينامه و فعاليت های هنری يعقوب عمامه پيچ

عمامه پيچ پس از گذر از رئاليسم قرن هجدهم به کوبيسم روی آورد، بعد گرايش های اکسپرسيونيستی در نقاشی هايش پديدار شد. يک دوره نسبتا طولانی در حال و هوای آبستره اکسپرسيونيستی همراه با ساده کردن های هندسی کار کرد.

عمامه پيچ در باره اين دوران از کارش می گويد: " احتمالا به دليل اينکه قبلا طراحی فيگوراتيو کار می کردم، خواسته ام دوباره مهارت های قديم را بکار بگيرم و اين باعث شد که بيان اکسپرسيو در کارم جاری شود."

در اين دوران در نقاشی های عمامه پيچ رنگ کم و در زمينه های تيره و روشن و خاکستری ها ديده می شود. به گفته خودش " رنگ به صورت منزوی ولی با بيانی واحد عمل می کرد.

در نقاشی های اين دوره رنگ ها کاملا شخصی شده و حرکت دارد. مجموعه جويبارها و درخت ها از آثار اين دوره است که در آن جويبارها و درخت ها به خلاصه ترين و گاه حتی انتزاعی ترين شکل خود می رسند. طيف های مختلف رنگ خاکستری با آبی درخشان آب ها زيبا و نرم در کنار هم می نشينند و به آرامی چشم دل را می نوازند.

در تعدادی از آثار اين دوره فضای نقاشی آشکارا به دوقسمت تقسيم می شود. به قول عمامه پيچ "انگار تابلوها دو نگاه به يک موضوع را نشان می دهند."

عمامه پيچ سپس به موضوع های اساطير و به ويژه به شاهنامه پرداخت و تابلوی مرگ رستم حاصل اين دوره است.

از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۲ را به تلفيق سبک ها گذراند. او اين دوران را زمينه ساز دورانی که به گفته خودش آثارش " فراسبکی " است، می داند.

از سال ۷۲ به بعد عمامه پيچ به مطالعه معيارها و سبک های جديد می پردازد. اتود زياد می زند، کولاژ کار می کند و عکاسی.

عکاسی سبب گرايش به طبيعت در آثار او می شود. کار روی زمين را تجربه می کند. در کوير آينه می کارد. او در اين دوران خود را در کار آزاد می گذارد و اين آزادی عمل در فراسبکی عمل کردن و خصلت بازی بکار دادن و رها شدن از قيد و بندهای سبکی و قراردادهای از پيش تعيين شده، متجلی می شود.

بيان های مختلف فرم در کارهای اين دوره او کاملا ديده می شود. کولاژهای اين دوره زمينه ساز کارهای متاخر او می شود.

در سال های اخير نقاشی های عاميانه کتاب های خطی قديمی دستمايه کولاژهای جديد او شده اند. او زيبايی نقاشی های عاميانه کتاب های خطی را جدا از زيبايی شناسی رنسانسی ارزيابی می کند.

در کنار اين کولاژها طراحی های جديد عمامه پيچ حال و هوايی ديگر و گاه متاثر از نقاشی های عاميانه دارد. در اکثر اين طرح ها، کله های بدون چشم و دهان در بافت های مختلف ديده می شوند که شايد نمادی از انسان های دور و برمان باشد. اين طراحی ها سياه و سفيد با گرايش به رنگ قهوه ای است که آنها را کهنه و قديمی می نماياند.

عمامه پيچ می گويد: "جوانتر که بودم نقاشی پناهم بود. حالا جزيی از زندگيم است و هميشه نسبت به آن حالت تشنگی دارم."

بيشتر وقت او به تدريس نقاشی می گذرد و به گفته خودش به همين دليل هميشه "ولع" نقاشی دارد.

 

………………………………………….

     آثار : (لطفاء روی عنوانها کليک کنيد.)

      

 

 

 

 

 

گزارش از:لادن پارسی

به روز شده: 15:33 گرينويچ - پنج شنبه 14 ژوئيه 2005

برگشت به ليست