دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

مرتضی رسام نخجواني

 

استاد نخجوانی اين گونه خود را معرفی می کند:« من مرتضی رسام نخجوانی در 1294 خورشيدی در محله شتربان ( ده وچي) تبريز متولد شدم. دو فرزند ( يک دختر و يک پسردارم) از کودکی به نقاشی علاقه داشتم، به طوری که در دوران ابتدايی دفترچه های نقاشی را رنگ آميزی می کردم مرحومين حاج محمد و حاج حسين نخجوانی که داييهای بنده بودند- وقتی اين علاقه را در من ديدند به پدرم گفتند شما اجازه بدهيد ايشان(من) نقاشی بکنند.

 مرا پيش استاد مرحوم ميرمصور بردند تا تعليم نقاشی ببينم. مرحوم مير مصور در ادارهء صنايع مستظرفه آذربايجان تدريس می کردند. آنجا را به پايان رسانيده در تهران به هنرستان عالی هنرهای زيبا رفتم، در آنجا وقتی استاد علی محمد حيدريان که از شاگردان بنام مرحوم استاد کمال الدين بودند و در تهران مدرسهء کمال الملک تدريس می کردند و استاد بودند نقاشيهايم را ديدند فرمودند:« چه عرض کنم خودشان يک استادند». در ادارهء صنايع مستظفه تهران اساتيدی بنام چون مرحوم اوالحسن صديقي( نقاش و پيکر تراش مجسمهء ميدان فردوسی تهران)، استاد اسماعيل آشتياني، استاد شيخ و..... تدريس می کردند، من بعد از اخذ ليسانس هنرهای زيبا برای تدريس به تبريز برگشتم، ضمناً در طول فعاليت هنريم به عنوان اولين عکاس هنری در تبريز، آتليه و عکاسی رامبراند را داير نمودم و اينک هم بازنشته ام و در منزل کار می کنم.

 استادان اصلی من در تبريز مرحوم آقای ميرمصورو در تهران مرحوم آقای علی محمد حيدريان بودند. ازهمدوره ايها نيز می توان به آقايان مرحوم ياسمي، استاد حسين کاظمي، مرحوم سيد مهدی اعتمادی ( چهره پرداز) و احمد عماد اشاره کرد، تا آنجا که حافظه ام ياری می کند، آقايان ايزد پناه، مرحوم محمد رضا ايراني، رفيع موًتمني طباطبائی و پسرم مجتبی و ...از جمله شاگردان من اند.

 در نقاشی سبکهای مختافی وجود دارد و من بيشتر در سبک « رئاليسم» کار کرده ام و دستمايهء بيشتر نقاشيهايم ر وستا و روستائيان آذربايجان است که شايد بيشتر آنها امروزه متروکه شده اند.

 سبک مخصوص من « سبک آبرنگ پرداز» است که غربيها به آن يونتيليسم( نقطهء پرداز) می گويند، در اين سبک، نقاشيها از ميليونها نقطه تشکيل می شود- قبلاً نيز اساتيدی در اين زمينه کار کرده اند منتهی تفاوت کار ما مربوط به ريزی و درشتی و فاصلهء نقطه هاست. ما در آبرنگ نيز دو نوع سبک داريم: آبرنگ آکفارل( تکه اي) و آبرنگ نقطه پرداز که اکثر کارهای من با سبک و شيوهء آبرنگ نقطه پرداز کار شده است.

 سبک « رئاليسم» در واقع دنباله ای از « کلاسيسم» است و نقاشان بزرگی چون دوميه، رپين، مانه و شيشکين و .... در اين شيوه کار کرده اند و چون استاد مپطر مصور و استاد علی محمد حيدريان در اين سبک کشيده شدم به نظرم بهترين و حداقل يکی از بهترين تابلوهای من تک چهرهء « امير کبير» است.

 در واقع ، هنر نقاشی تسلی بخش و بيانگر جوشش درونی من است. اگر هنر محملی برای بيان احساس هنرمند و تبيين گوشه ای از اوضاع و احوال جامعه ای که هنرمند در آن زندگی می کند و نماياندن زيباييها و گاه زشتيهای جامعه، به نسلهای بعدی باشد، قطعاً اين هنر،هنری واقعی است. من سعی کرده ام بيشتر زييائِها را آن گونه که احساس کرده ام درکارهايم به تصوير بکشم ، من نقاش زيبا ييهايم و بيشترين توجه من ، ديدن جنبه های مثبت زندگی است و هميشه با اين ديد نقاشی کرده ام.

 از ديگر هنرها ، به عکاسی علاقمندم و « به همين علت، سالها در آتليه عکاسی خود ( رامبراند) با علاقه فعاليت کرده ام . در زمينه موسيقی هم با « تار» و « سنتور» آشنايی دارم. در ادبيات به شعر بپ|يشتر علاقمندم و به استاد « شهريار» ارادت داشته و دارم. در زمان حيات وي، با هم رفت و آمدهايی داشتيم، چند پرتره از ايشان نيز کار کرده ام.

 اکنون هم کم و بيش نقاشی می کنم، آخرين تابلويم تابلويی است با نام « جوجه فروش» که از خيلی وقت پيش کار شده و ناقص مانده است. از گران قيمت ترين تابلو های خود می توانم به تابلوی « نادر شاه» اشاره کنم، بيشتر تابلو ها فروشی نيستند؛ چرا که به فروش ، زياد علاقه ندارم. در سال 1369 – از طرف شورای ارزشيابی هنری وزارت فرهنگ و آموزش عالی کشور به دو نفر از هنرمندان استان مدرک معادل دکترا اعطاء شد که در نقاشی به اينجانب و در موسيقی به مرحوم استاد سليمی درجهء دکترا دادند. من با بسياری از هنرمندانی که اغلب آنها مرحوم شده اند معاشرت داشتم؛ از جمله می توان به استاد شهريار، اقبال آذر، ميرزا جعفر سلطان القرائی ، حسين کاظمي، حسن عذاري، بيگچه خاني، محمود فرنام و ..... اشاره کرد. به اذعان همه، بيشتر هنرمندان مطرح کشور آذربايجانی اند و اين در تمامی زمينه ها مصداق دارد، ولی متاًسفانه در تبريز به هنرمندان بهای لازم داده نمی شود و به همين علت، آنها امروزه يا ترک ديار کرده و می کنند يا به نوعی حالت انزوا دارند.23 .

 

برگرفته از کتاب :

سير تطور هنر در آذربايجان

چاپ اول سال 1382 ص.49

سروش(انتشارات صدا وسيما)

روح الله عباس خانی

 

برگشت به ليست