دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

              ماشا اله رزمی

تجربه پذیرش فدرالیسم در سودان

پست معاونت ریاست جمهوری ، سی وچهار درصد از قدرت سیاسی ، پنجاه در صد ازدر آمد نفت ، قانون اساسی جداگانه ، پارلمان منطقه ای و ارتش جداگانه  بخشی از موفقیت هائی است که جنبش آزادیبخش جنوب سودان با امضاء قرارداد صلح با حکومت مرکزی کسب کرده است .

نهم ژانویه 2005 با امضاء پیمان صلح بین حکومت مرکزی و شورشیان جنوب سودان سیستم حکومتی کنفدرال رسما پذیرفته شد . در مراسم صلح که باشرکت وزیر خارجه آمریکا و بیست نفر از رهبران کشورهای آفریقائی در استادیوم ورزشی نایروبی پایتخت کنیا همسایه سودان برگزار شد هزاران نفر شرکت داشتند . ایالات متحده آمریکا ، اتحادیه اروپا، سازمان وحدت آفریقا ، اتحادیه عرب و سازمان ملل متحد آتش بس بین طرفین را تضمین کرده اند .

پنجاه سال پیش انگلستان استقلال سودان را برسمیت شناخت در عین حال با مستقر کردن یک حکومت متمرکزدر خارطوم و دادن رهبری آن به مسلمانان شمال پایه جنگ داخلی را گذاشت زیرا این حکومت از نوع دولت _ ملت

هائی بود که در سرزمین چندنژادی و چند ملتی سودان می خواست بدون درنظر کرفتن زبان و دین و نژاد  مردم بوسیله اعراب مسلمان حکومت کند .

جنگ داخلی که نهم ژانویه رسما پایان یافت از سال 1983 بعد از استقرار حکومت اسلامی در سودان و اجباری شدن قوانین شرعی آغاز شد و در مدت بیست و یک سال دومیلیون کشته و چهار میلیون آواره بجای گذاشت که اکثرا از گرسنگی و بیماری جان سپرده اند .

در آن زمان یک واحد پانصد نفری از نظامیان سودان در جنوب کشور بعنوان اعتراض به اجباری شدن شریعت اسلامی  یاغی شده و از دستورات مرکز اطاعت نمی کردند و حکومت جعفر نمیری رئیس جمهور وقت سودان ، کلنل جان گارانگ استاد دانشکده نظامی خارطوم را برای مذاکره با شورشیان به جنوب اعزام نمود . کلنل گارانگ که متاهل و پدر سه فرزند بود و وفادار رژیم محسوب می شد بمدت ده روز ناپدید شد و روز یازدهم بعنوان رهبر شورشیان جنوب سودان ظاهر شده به جنگ با حکومت مرکزی پرداخت .

سودان از کشورهای بزرگ آفریقائی است که 2509000 کیلومتر مربع مساحت وسی و سه و نیم میلیون نفر جمعیت دارد در شمال اعراب ومسلمانان و در حنوب مسیحیان و قبایل آنیمیست  آفریقائی زندگی می کنند  . منطقه جنوب سودان که اکنون خودمختاری کامل  بدست آورده دارای سیزده درصد جمعیت کشور یعنی هشت میلیون نفر است .

مذاکرات بین حکومت و شورشیان دو سال ونیم طول کشید و روی یکایک بند های قرارداد صلح مدت هابحث و مجادله شده است موفقیت مذاکرات تاحدی مدیون درایت و کاردانی شخص جان گارانگ می باشد این مذاکرات در پایتخت کنیا و زیر نظر سازمان ملل متحد و جان دارفورث سناتور سابق و فرستاده ویژه کاخ سفید آمریکا انجام می گرفت و با فشار آمریکا به خارطوم بوده که قرار داد بیشتر بنفع  شورشیان جنوب تنظیم شده است و سودان قبول کرده است تا سی و چهار درصد قدرت را به سیزده درصد مردم واگزارکند . دیاسپورای مسیحی اورتودوکس سودانی در آمریکا خواهان استقلال کامل واجازه نشر اسکناس برای جنوب بود ولی آمریکا آنان را قانع کرد تا پول واحد سودان (دینار) را بپذیرند و بعد از شش سال رفراندوم حق تعیین سرنوشت برگزارکنند تا مردم جنوب برای ماندن یا جداشدن از بقیه سودان خودشان مستقیما و آزادانه تصمیم بگیرند.

در سه عرصه اصلی یعنی استقلال منطقه ای ، تقسیم قدرت سراسری و تقسیم در آمد نفت جنبش ملی جنوب تضمین های کافی گرفته است . در عرض سی ماه آینده یکصدهزار نفر از نظامیان سودان که در جنوب مستقر هستند بتدریج فراخوانده می شوند و بجای آنان افراد ارتش آزادیبخش جنوب که تبدیل به ارتش منظم خواهند شد مستقر میشوند و بودجه آنان توسط حکومت جنوب تامین خواهدشد . همزمان بیست هزارنفر از ارتش سودان با بیست هزارنفر از ارتش آزادیبخش نیروی مشترکی تشکیل خواهند داد تا امنیت و حفاظت مرزها را بعهده بگیرند و بودجه آنهم توسط حکومت مرکزی تامین خواهد شد . در حال حاظر ارتش آزادیبخش پنجاه هزار نفر نیرو دارد.

گروههای مسلح مستقل از ارتش آزادیبخش در جنوب و نیروهائی که توسط دولت برای مبارزه با ارتش آزادیبخش مسلح شده اند یک سال وقت دارند تا خودرا منحل کنند و در صورت تمایل می توانند به یکی از ارتش های منظم بپیوندند. در حال حاضر بیست حزب سیاسی در سودان شناخته شده اند که بیشتر آنها در جنوب وغرب کشورفعال و مسلح می باشند

جنبش آزادیبخش مردمی سودان با بازوی مسلح خود ارتش آزادیبخش طی بیست و یک سال مبارزه فراز ونشیب های زیادی را پیموده است . این جنبش در آغاز چپ و تحت حمایت کشورهای متحد مسکو یعنی منگستو هایله ماریام در اتیوپی و معمر القذافی در لیبی قرار داشت . بعد از انحلال اتحاد شوروی به هویت مسیحی مردم جنوب سودان تکیه کرد و به کشورهای غربی نزدیک شد و کمک های غربی را ازطریق اوگاندا و کنیا دریافت کرد. و بعد از یازده سپتامبر 2001 راه مذاکره با حکومت مرکزی را برگزید و دراین اواخر تماما به کمک های آمریکا متکی بود که تحت پوشش کمک های انساندوستانه از طریق کنیا دریافت می کرد .

این تحول سیاسی _ ایدئولوژیک در تمامی گروههای مبارز بویژه در آفریقا صورت گرفته و آنهائیکه متحول نشده اند از صحنه سیاست حذف شده اند منتهی رهبری جنبش ملی جنوب سودان هر تغییر موضع را بیک پیروزی تبدیل کرده است و بهمین جهت کلنل جان گارانگ در آفریقا نابغه سیاسی شناخته می شود و بسیاری وی را با سون تسو استراتژ چین باستان مقایسه می کنند .

حکومت مرکزی سودان نیز دگرگونی زیادی پیدا کرده است . همزمان با انقلاب ایران درسودان نیز با رهبری ایئولوژیک حسن الترابی که شخصیتی شبیه مهدی بازرگان در ایران است ، حکومت اسلامی تاسیس شد و پناهگاهی  گشت برای تمام اسلامیونی که سودای انقلاب در سرداشتند چند سالی نیز اسامه بن لادن قبل از اینکه به افغانستان برود با کادرهای اصلی القاعده در سودان مستقر شد . اسلامیون مصر نیز اکثرا از سودان کمک می گرفتند و بعد از یک سوء قصد نافرجام به جان حسنی مبارک رئیس جمهور مصر که معلوم شد با کمک حکومت سودان ترتیب داده شده است . آمریکا و اتحادیه اروپا سودان را کشور حامی تروریسم شناختند و تحریم اقتصادی برقرار کردند .

با کودتای عمر - البشیر حکومت خارطوم سعی کرد از افراطیون اسلامی فاصله بگیرد ، حسن الترابی بطریق قانونی کنار گذاشته شد و تحت نظر قرار گرفت . بعد از یازده سپتامبر 2001 خارطوم بیم آن داشت که باتهام حمایت از تروریسم مخصوصا پناه دادن اسامه بن لادن مورد خشم و تنبیه آمریکا واقع شود بدینجهت مذاکره با شورشیان جنوب را زیر نظر آمریکا پذیرفت .

با توجه به تحولات سیاسی مبارزان جنوب و با در نظر گرفتن تغییر برخورد خارطوم جای امیدواری فراوان وجود دارد که پیمان صلح فعلی دائمی باشد بویژه که هردو مرد جنگی یعنی عمرالبشیر و جان گارانگ راه صلح را برگزیده اند . بشیر این پیمان را قرارداد همه سودانی ها نامیده و گارانگ آنراتولد سودان نو خوانده است .

در قراردادصلح تا کید شده است که تا هشت هفته دیگر قانون اساسی جدید برای کنفدراسیون سودان بازبینی ومنتشر بشود در این قانون تصریح شده است که قوانین شرعی در سراسر سودان شامل غیر مسلمانان نمی شود . قانون اساسی کنفدراسیون سودان تقسیم قدرت را بشرح زیر می پذیرد

52 % قدرت برای حزب حاکم (کنگره ملی ) ، 28 % برای ارتش آزادیبخش ، 6 % برای سایر گروههای جنوب ( در مجموع 34 % برای جنوبیها ) و 14 % برای اوپوزیسیون شمال کشور .

این سهم بندی قدرت در پالمان مرکزی و تمام نهاد های قدرت رعایت خواهد شد و حکومت مرکزی ازین به بعد اتحاد ملی نامیده خواهد شد و یک عدم تمرکز واقعی انجام خواهد گرفت تا قدرت اصلی اقتصادی و سیاسی تنها در خارطوم متمرکز نشود .

در پارلمان جنوب ارتش آزادیبخش و کنگره ملی عمر البشیر باهم 70 % کرسی ها را خواهند داشت و 15 % نیز به اوپوزیسیون اختصاص خواهد داشت و بقیه در اختیار منفردین خواهد بود . جان گارانگ از ماه فوریه 2005 معاون رئیس جمهور در خارطوم خواهد شد و مشترکا با عمر البشیر بر تمام سودان حکومت خواهند کرد .

نفت که روزگاری یکی از عوامل دعوا بود اکنون به عامل صلح تبدیل می شود . منابع اصلی نفت در جنوب قرار دارد ، درحال حاضر سودان روزانه 350000 بشک نفت تولید می کند که عمدتا به چین صادر می شود و با استقرار صلح از ماه ژوئن این مقدار به 500000 بشکه در روز خواهد رسید . در قرارداد صلح قید شده و توافق حاصل شده است که پنجاه در صد در آمد نفت در اختیار دولت جنوب باشد تا صرف جبران عقب ماندگی آنجا شود . اکنون تمام شهرها و دهات جنوب در اثر بمباران ویران می باشد . ریاست شورای نفت که نقش وزیر نفت راخواهد داشت در اختیار دولت جنوب قرارمیگیرد و تمام قراردادها باکمپانی های خارجی ازطریق کمیسیون نفت زیر نظر این شورا خواهد بود و بر اکتشاف و صدور نفت در سراسر سودان اقدام خواهد کرد .

 نفت جنوب از طریق یک خط لوله با عبور از طول کشور در شمال به بندر سودان در دریای سرخ میرسد باین ترتیب جنوب به بنادر شمال و شمال به نفت جنوب نیاز دارد . کمپانی های نفتی غربی هنوز در نفت سودان سرمایه گذاری نکرده اند که ذخایر آن بیست میلیارد بشگه بر آورد می شود . این کمپانی ها منتظر خواهند شد تا اوضاع تثبیت شود و آنگاه وارد صحنه خواهند شد .

از هم اکنون سازمان ملل متحد یک نیروی ده هزار نفری حافظ صلح درحنوب  سودان مستقر خواهد کرد تا توافق های بدست آمده درست اجرا بشود ماموریت این نیرو شش سال دوام خواهد یافت و در سال 2011 یک رفراندوم حق تعیین سرنوشت در جنوب انجام خواهد گرفت تا مردم جنوب زیر نظارت بین المللی برای ماندن درکنفدراسیون سودان و یا جداشدن از آن تصمیم نهائی را بگیرند .

 اتحادیه اروپا تقبل کرده است پانصد میلیون یورو به باز سازی سودان اختصاص دهد ولی این کمک به برقراری صالح در ایالت غربی سودان یعنی دارفور مشروط شده است . از دوسال پیش ارتش آزادی سودان ( این ارتش مستقل از ارتش آزادیبخش جنوب سودان است ) در ایالت دارفور که زادگاه عمرالبشیر نیز هست با نیروهای حکومت مرکزی درگیر شده است آنها نیز مانند جنوب خواهان خودمختاری هستند و می خواهند که ثروت کشور بصورت عادلانه به منطقه آنهانیز اختصاص داده شود بر خلاف حنوب سودان در دارفور مردم با حکومت هم مذهب بوده و اکثریت مردم مسلمان هستند. جنگ دراین منطقه طی دوسال گذشته هفتاد هزار کشته و بیش از یک میلیون آواره بجا گذاشته است که در اردوگاههای شمال وجنوب دارفور اسکان داده شده اند. شرایط فعلی در دارفور یک فاجعه برای بشریت می باشد . در غرب سودان که منطقه صحرائی است دوجریان عمده سیاسی یکی نهضت آزادی سودان و دیگری جنبش عدالت وبرابری فعالیت می کنند با دخالت سازمان ملل بین این دو جریان با حکومت خارطوم دو توافق صورت گرفته است که یکی اجازه دادن به رسیدن کمک های انسانی به آوارگان و دیگری مذاکره برای پیدا کردن راه حل سیاسی مسائل منطقه است ول فاجعه همچنان ادامه دارد و دارفوربرای افکار عمومی جهانی فراموش شده می باشد . دعوای اصلی در این منطقه بین روستائیان سیاه پوست و قبایل عرب می باشد . حکومت سودان این قبایل را برای مبارزه با ارتش آزادی سودان مسلح کرده است و آنها نیز به روستاها حمله می کنند و بعد از آتش زدن دهات چهار پایان روستائیان را بغارت می برند و هرکسی مقاومت کند می کشند . بعضی از دولت های عربی نیز که منافعی در منطقه دارند دخالتهائی در دارفور انجام می دهند . کفته می شود اشتباه بزرگ خارطوم مسلح کردن قبایل عرب بوده است . دولت خارطوم ادعا می کند که قادر به کنترل این قبایل نیست . در قرارداد صلح بین شمال و جنوب سودان متاسفانه فاجعه دارفور مورد مذاکره نبوده است . بعد از امضاء قرارداد صلح با جنوب ، حکومت خارطوم مجبور است برای رهائی از تحریمهای اقتصادی خود مختاری دارفور رانیز بپذیرد . هنگام امضاء پیمان با جنوب همه تضمین کنندگان متفق القول بودندکه آرامش در دارفور نه فردا و نه بزودی بلکه همین حالا باید بر قرار شود .

تجربه سودان نشان می دهد که در دنیای جهانی شده حل مشکلات داخلی هرکشور با نظارت بین المللی نیزکاملا امکان پذیر است واین امر برای هیچ کس کسرشان محسوب نمی شود و همچنین فدرالیسم مناسب ترین راه حل مساله ملی در کشورهای کثیر المله می باشد حتی در کشوری که فاقد فرهنگ دموکراسی است و دیکتاتوری حاکم فرهنگ خشونت را ترویج کرده و جامعه را بخشونت سوق داده است . 

                                                                                       پانزدهم ژانویه 2005 – پاریس

 

 

برگشت به بيوگرافی