دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

مرتضی شريفی

 

مرتضی شريفی نقاش متعهد تبريزی در سال 1319 متولد شده است. او در مصاحبه ای  می گويد: 

    سال 1319 در محله ای فقير نشين متولد شدم. در بطن زندگی و سير حوادثی که از آن گذر می کردم به فراخور رويدادها و اتفاقات تلنگری بر من وارد می شد، تک تابلوهايی ، هنوز هم بعد از گذشت چند دهه ذهن مرا به خود مشغول داشته اند.

 پير مرد باقلافروش جلوی مدرسه که بچه های قد و نيم قد به دور او حلقه زده بودند و از سر و کولش بالا می رفتند....سگهای بدبخت محله مان که از اوايل شب تا نزديکی صبح منتظر آودن نانوايی می شدند تا بلکه تکه نانی به آنها پرت کند و .... ابتدا کار دفتر و قلمی بود با انبوه طرحهايی که از سر شوريدگی ترسيم می شد......با گذز زمان و جدی شدن  فعاليتها کارها شکل ديگری گرفت. با پيروزی انقلاب، به واسطه نيازی که حس می کردم در ارگانهای انقلابی مشغول فعاليت شدم، روزهای آتش و خون در کنار مردم بودن خود حکايت زيبايی بود.

 نمايشگاههايی برگزار کردم، از جمله سه نمايشگاه انفرادی در تبريز، شيراز و چندين نمايشگاه جمعی در داخل و خارج از کشور از جمله سوريه ( بهمن ماه 68 ) ، باکو ( آذر ماه 69 و 70 ) و....

معتقدم که هنرمند، تافتهء جدابافته از جامعهء خود نيست. من عضوی از جامعه هستم با همان آمالها، آرزوها و دردها، اگر به اصالتها و رسالتهای يک هنرمند بينديشيم ، شايد برای عدم حضور خود در بيرون از چارچوب خواسته های خويش دليل قانع کننده ای نيابيم. می گويند هنرمندان پيامبران زمان خويشند، آيا پيامبران به بشريت دربند در هاله ای از بی توجهی می نگريستند؟ بايد به درون تاريخ رجعتی دوباره کرد، در چنين وضعيتی است که انديشه ای ما را به سوی بيانی بهتر و ايجاد ارتباطی سالم رهنمون خواهد ساخت- آنجاست که شکلها و رنگها بيان کنندهء دردهای بشری خواهند بود.

محتوای عالی يا مضمونی بکر، وقتی عاری از بيانی زيبا باشد، محکوم به فناست. همچنين اثری که لبريز ار آخرين يافته های تکنيکی هنرمند است، وقتی تهی از مضمونی انسانی است پشيزی ارزش ندارد. اين دو به موازات هم حرکت می کنند.

 قدمت و تاريخ غرور آفرين هنری اين خطه مسئله ای نيست که بتوان به سادگی آن را در هاله ای از ابهام فرو برد....اما .... بی برنامه بودن، ضربهء جبران ناپذيری به بافت هنری اين خطه  وارد کرده است. کيفيت آثار، مهاجرت هنرمندان، عدم انسجام در بين هنرمندان و ... شاهدی بر اين مدعاست.

 در اين خصوص نياز به نشستهای کارشناسانه و تخصصی است، ولی بها دادن به پيش کسوتان و کسانی که در اين راه مو سپيد کرده اند، به کار گماردن مسئولان آشنا به امور، برنامه ريزی مدون و اصولی برای فعاليتهای هنري، برخورد متعهدانه و کارشناسانه با قضايا، اختصاص دادن مراکز و انجمنها برای جمع آوری آثار و تحليل و ارزيابی و ....از راههای حل مشکلات است.

مضمون آثار مرتضی شريفی ارزشهای انقلاب اسلامي، فرهنگ خودي، مفاهيم ديني، دردهای جهانی بشر، فقر و گرسنگی و رنج است.

 شريفی فارغ التحصيل دانشکدهء هنرهای زيبای دانشگاه تهران است که درسازمان تبليغات استان، بخش هنرهای تجسمی فعاليت می کندو هنرجويان زيادی از ايشان تعليم گرفته اند و همچنان مشغول ياد گيری و تمرين اند.

 استاد شريفی دربارهء تدريس هنر اسلامی در دانشگاههای هنر می گويد:

« اصلاً هيچ راجع به تاريخ نقاشی ايران و مکاتب نقاشی ما صحبت نمی شود. دانشجويی که فارغ التحصيل می شود، نقاشی غرب را به خوبی می داند- کلاسيسم، اکسپرسيونيسم، کوبيسم و.... اما وقتی راجع به مکتب تبريز از او بپرسی و يآ بپرسی مکتب شيراز، مکتب اصفهان و ....چيست؟ هيچ نمی داند! يعنی ما اصلاً خودمان را نمی شناسيم، اما ديگران را خوب می شناسيم، البته بايد تمام سبکها و روشها و مکتبهای نقاشی را بدانيم و از آنها کمک بگيريم، اما اول خود را بشناسيم و .....».

 آقای مرتضی شريفی رتبهء اول رشتهء گرافيک سومين دورهء مسابقات فرهنگی و هنری فجر 1365 را به خود اختصاص داد . او برندهء رتبهء ممتاز، مسافرت به سوريه و دريافت لوح تقدير شد- در مسابقات بين المللی حرم امن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي( تهران – 1367) جايزهء نقدی دريافت کرد. همچنين رتبهء اول گرافيک در مسابقات فجر 1369 را دو باره به دست می آورد و درمسابقات فجر 1371 هم به رتبهء اول دست يافت. مرتضی شريفی در اکثر نمايشگاههای دههء فجر حضوری فعال دارد و از سال 1359 تا 1371 حضوری مستمر داشته است.

برگرفته از کتاب :

سير تطور هنر در آذربايجان

چاپ اول سال 1382 ص.136

سروش(انتشارات صدا وسيما)

روح الله عباس خانی

 

 

برگشت به ليست