از: تاريخ مؤسسات تمدنی جديد در ايران

دکتر محبوبی اردکانی

تلگراف

 

 نخستين آزمايش تلگراف در ايران بوسيله ملکم خان بعمل آمد و او با دستگاهی که خود از اروپا آورده بود برای جلب نظر ناصرالدين شاه که در آن زمان 21 ساله يا 22 ساله بود بين مدرسه دارالفنون و قصر شاهی يعنی قصر گستان مخابره تلگرافی بعمل آورد وی البته اين سرگرمی ای بيش نبود .

در روزنامه وقايع اتفاقيه نمره سيصدوهفتادودو پنجشنبه دوم شهر شعبان سنه 1274 ص 1 از آزمايش ديگر دستگاه تلگراف باين عبارت خبری نقل شده است " چون در بلاد اروپا بعضی اعمال و صنايع غريبه متدول شده که در بلاد ايران هنوز شايع و متداول نگشته، از جمله راه سيم موسوم به تلگراف است ک در آن واحد از مسافت بعيده اخار جديده را اخبار مينمايد، چون استحضار و اسطلاع بر آن صنعت عجيب ابدا بمحض استماع بی معاينه و ملاحظه صورت نخواهد يافت بر حسب امر اقدس همايون شاهنشاهی ادام الله ايام سلطنه مقرر شد که بمراقبت و اهتمام نواب والا شاه زاده عليقلی ميرزای اعتضادالسلطنه عاليجاه موسيو کريشيش نمساوی معلم کل توپخانه مبارکه اسباب لازمه اين عمل را دستور داده به انجام برسانند و در مدت قريب ماهی آنچه لوازم اين کار بوده بدقت تمام وسعی بليغ و جهد کامل صورت اتمام يافت و در طول مدرسه دارالفنون سيم کشيده و در دو اطاق مقابل اسباب لازمه چيده شد و بنحوی که مقرر است امتحان و تجربه گرديد و قوه الکتريسته بظهور آمد و بحرکت آلات مطلب مسئول ترسيم و ترقيم يافت و بيقين پيوست که اين مل که معلم مذکور مدعی ظهور و صدور آن شده است از قوه به فعل آورده است و در روز پنجشنبه گذشته جناب اشرف ارفع افخم صدراعظم دام اقباله اعالی بجهت ملاحظه و تماشای اين صنعت غريبه جديده بمدرسه توجه نموده بتفصيل و دقت ملحظه و امتحان فرمودند از اهتمام و کاردانی نواب والااعتضادالسلطنه و تصرفات در تقويت و ترتب علوم مدرسه اظهار رضای خاطر نموده و بمعلم مذکور خلعت التفات کرده و بعاليجاه رضاقلی خان ناظم مدرسه و بشاگردان توپچی که در اين کار دخيل بوده اند اکرام و انعام تمام بظهور آورده بتفاوت درجات بهر يک انعام مرحمت کردند و فرمايش فرمودند که از عمارات خاصه مبارکه سلطانی تا باغ لاله زار سيم تلگراف کشيده شود و بد از اتمام بنظر مبارک اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهی خلدالله ملکه و سلطانه رسيده بهر جانب از ممالک محرومه که حکم اقدس ملوکانه و امر جناب اشرف اعظم صادر گردد راه سيم تلگراف اخبار ساخته و کشيده شود".

اندکی بعد باز در نمره سيصدوهفتادوپنج آن روزنامه ص 1 آمده است که ".... عمل تلگراف که از اعمال عجيبه و اختراعات غريبه حکمای عظيم الشأن بيعی است قريب پنجاه سال است که پيدا کرده اند و متداول نموده اند و از ابراز اين خاصيت خفيه معلوم نمودند که در صنايع و کمالات تا چه حد ترقی و تکميل حاصل شده است . اگر چه اين حکمای بزرگ بواسطه اختراع اين صنعت نام نامی خود را مشهور و معروف کردند لکن حکيم استن هيل آلمانيايی که پس از زحمات بسيار و سعی های بيشمار معلوم کرد که با يک سيم نيز ميتوان عمل تلگراف را بجا آورد و بعوض سيم ديگر زمين را بکار برد اسم خود را در تواريخ برقرار و در روزگار يادگار گذاشت و در اکثر بلاد ممالک اروپا اين صنعت غريب شايع نگرديده ،معهذا چون در قرار دادن زمين بعوض يک سيم هم در رسيدن قوه الکتريسيته که عبارت از قوه صاعقه باشد اطمينان حاصل است و هم نصف مخارج تلغراف کم ميشود عاليجاه موسيو کرشش معلم و سرتيپ توپخانه مبارکه که تلغرافيکه با دو سيم ساخته بود حال با يک سيم درست کرد و بعمض يک سيم زمين را قرار داد و در عصر روز پنجشنبه بيست و پنجم ماه گذشته جناب جلالتمآب اشرف افخم صدراعظم مدظله العالی باطاق نقاش خانه توجه نموده چند فقره سئوال در ميان آمد از باغ لاله زار جواب درست معروض داشتند و بسيار موافق طبع جناب جلالتمآب اشرف اتفاق افتاد . . . "پس از اين دو آزمايش که با متد قديم و جديد تلگراف بعمل آمد و جنبه عملی تلگراف مسلم شد شاه دستور داد که بين قصر گلستان و باغ لاله زار (ميدان ارگ تا خيابان لاله زار فعلي) سيم تلگراف کشيده شود و اين کار نيز بدستياری کريشش انجام شد. ولی معلوم نيست که شاه به اهميت اين دستگاه چنانکه می بايست پی برده باشد . پس از آن چون سلطانيه زنجان از نقاط ييلاقی و مورد نظر شاه بود، مقرر شد که خط تلگرافی از تهران تا زنجان کشيده شود(رجب 1275) و اين کار در همان سال بسعی عليقلی ميرزای اعتضادالسلطنه انجام شد و عليقلی خان مخبرالوله اورا در اين کار معاونت مينمود و رياست مأمورين با او بود و چون تلگراف بسلطانيه رسيد او نيز بسرهنگی اول تلگرافخانه نائل شد مخبرالدوله در اين باره نوشته است :"در سنه 1275 امر شد بسلطانيه سيم کشيده شود. اين خدمت باعتضادالسلطنه رجوع شد . پس از آنکه از چهار هزاروپانصد تومان، دوهزار تومان بخرج مشاقی مصرف شد، اين بنده بعضی دلايل عرض کرده چاره منحصر شد که بنده اين خدمت را انجام داده باشم6 از سلطانيه نيز تلگراف بزنجان امتداد يافت و در اين کار فوکتی ايتاليايی نيز اهتمام داشت و از اينرو مورد مرحمت قرار گرفت و باو خلعت داده شد. آنگاه حکم شد که سيم تلگراف را به تبريز برسانند و در ماه رجب سال 1277 اين کار صورت گرفت و بر اثر آن اعتضادالسلطنه با عطای يک ثوب خرقه زری تن پوش مبارک و يک قبضه قمه مرصع مفتخر گرديد. . . باز مخبرالدوله درباره اتصال اين خط به تبريز نوشته است که : در سنه 1276 از تبريز شروع شد و بميانه آمد 11 محرم بسلطانيه رسيد . در آن اوقات خسروخان کرماني(برادر حاج محمد کريمخان) دختر شاهزاده را که موسوم بخانم تبريزی بود طلاق داد و اول مخابره که از رنجان به تبريز شد در اين قضيه بود. . . . در همان سال سيم تلگراف از تهران بشميران کشيده شد . از آن پس احداث خطوط تلگرافی بسرعت انجام شد بطوريکه در 1279 به گيلان و در 1280 از ارس تا بوشهر سيم تلگراف کشيده شده و البته اين سيم از نظر سياسی دارای اهميت بود چه از يکطرف طهران را بمنطقه نفوذ و سرحد روسيه وصل ميکرد و از يکطرف بمنطقه نفوذ انگليس و چنانکه خواهيم ديد انگليس ها بعدا از اين موضوع استفاده کردند . در سال 1281 سيم تلگراف تا استرآباد امتداد يافت و در ظرف يازده سال ببقيه نقاط ايران رسيد . در 1293 بمشهد و در 1295 بخوزستان و در 1296 بيزد و کرمان و با اينکه اين امر برای مردم آن روز خيلی تازگی داشت معهذا چندان عکس لعمل مخالفی درباره آن از آنان ديده نشد  تنها از اخبار وقايع اتفاقيه برمی آيد که اهالی ديزج سيم تلگراف را پاره کرده بودند و سراج الملک، علی اکبر بيک ده باشی را محصل نموده حسب الامر اعلی يکصد تومان از مقصرين گرفتند و آنها را تنبيه کامل نمودند . . . . و ظاهرا ناصرالدين شاه بحفظ دستگاهها و وسايل تلگرافی علی الخصوص آن قسمت که در بيابانها بوده است اهميت ميداده و در آن باره سفارش هايی کرده بوده است . چه در روزنامه وقايع اتفاقيه نمره 427 پنجشنبه 13 رمضان 1275 ص 4 خبری است که :". . . در باب محافظت سيم تلغراف و عيب نکردن آن ، بايد در هرجا گذشته است حکام و عمال و مباشرين آن حدود لازمه مراقبت بعمل آرند که از مترددين و غيره آسيبی به آن نرسد والا در خاک هر يک از حکام عيب کند مورد مؤاخذه و سياست پادشاهانه خواهند شد. . . ." وبر اين اساس مقرراتی تنظيم و چاپ و منتشر شد . مردم نائين و يزد بتلگراف روی خوش نشان ندادند و يکی از علماء يزد ". . . بفراشباشی حاکم ميگفت که لايق سلام نيستيد زيرا که امداد بآوردن تلگراف کرديد . . . " ولی ظاهرا اين مخالفت ناشی از بی اطلاعی و صرفا بر اثر حالتی بوده است که از بعضی اشخاص ديده ميشود که با هر چيز تازه ای مدتی مخالفت مينمايند . برعکس مردم کرمان بخوشی از تلگراف استقبال نمودند 3.

 

يادداشت

1 _مطالب از مرآت البلدان

2 _  وقايع اتفاقيه

3 _ نسخه خطی سفرنامه برای سيمکشی . . . ش 700 کتابخانه مجلس: عين عبارت اين است " . . . مردم همه جا از ورود تلگراف تشکر داشته و خوشحال بودند مگر در نائين و يزد . در آن دو جا مردم هيچ ميل بتلگراف نداشتند و در يزد مجتهدی بود که بفراشباشی حاکم ميگفت که لايق سلام نيستيد زيرا که امداد به آوردن تلگراف کرديد . برعکس کرمان بود . آنجا مجتهدين و علماء و اکابر جميعا بتلگرافخانه آمده اظهار تشکر و تهنيت ميگفتند....."روز غره شوال 1296 نصرت الدوله فرمانفرما بواسطه تلگراف با دارالخلافه مخابره نموده مرآت البلدان ج 4 ص 389 ملحقات .


برگشت به ليست