دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

 

  علی اصغر ظهوريان ايزدپناه

مروری بر وضعيت زلزله خيزی منطقه آذربايجان

 (شهر تبريز)

 

مقدمتا بايد اشاره کرد که ايران از نظر وضعيت زلزله خيزی جايگاه ويژه ای در ميان مناطق زلزله خيز جهان دارد. بدين صورت که ايران در مسير کمربند زلزله خيز آلپايد قرار گرفته است. اين کمربند از ميانه اقيانوس اطلس شروع شده و پس از عبور از دريای مديترانه، شمال ترکيه، ايران، هندوچين و جزاير فيليپين، به کمربند ديگری که اقيانوس کبير را دور می زند متصل می شود.

براساس نظريه زمينساخت صفحه يی در ايران، همه ساله پوسته قاره سخت عربستان بميزان متوسط 5 سانتيمتر در سال بطرف فلات ايران حرکت می کند.

اين حرکت لااقل از اواخر دوره ميوسين و بيش از 10 ميليون سال قبل تاکنون بصورت آخرين مرحله فعاليتهای کوهزايی در ايران ادامه داشته و موجب فشردگی فلات ايران مابين دو صفحه عربستان(Arabian Plate )  در جنوب و توران (Eurasian Plate)  در شمال شده است.

پوسته کره زمين در ايران بر اثر عوارض اعمال فشاری فوق به قطعات کوچکتر تقسيم شده که حرکات فرعی متفاوتی را نسبت به يکديگر نشان می دهد.

وقوع زمين لرزه های (Earthquake) بزرگ و مخرب در گذشته در سطح ايران بويژه سلسله جبال البرز در شمال و زاگرس در جنوب غرب ايران و همچنين منطقه آذربايجان بر اثر اعمال فشاری کمربند زلزله خيزی آلپايد می باشد.

در اواخر کوهزايی آلپ که از جمله پديده های زمين شناسی حاصل از فشردگی است، تحولات زمينساختی جوان (Neotectonic)در منطقه آذربايجان اثرات بارزی از خود بجای گذاشته که مهمترين آنها ايجاد فرونشستهای (Depression) حد فاصل درياچه اورميه تا ايران مرکزی و درياچه مازندران می باشد.

در ضمن تحولات زمينساختی جوان همين دوره و ادامه حرکتهای قائم ناشی از آن در دوران چهارم و عهد حاضر، رشته کوههای البرز، تالش، بزقوش، قره داغ و سلاوت و کوههای سهند، سبلان، ميشو داغ، شيخ بايزيد و ساير برجستگيهای اين منطقه شکل گرفته اند.

همزمان با پديده های زمينساختی فوق، فعاليتهای آتشفشانی کوههای سهند و سبلان در اوايل دوران چهارم در اين منطقه شدت يافت و خاکستر و توف خارج شده از آنها سطح وسيعی از درياچه اطراف خود را فراگرفت.

از عوارض مهم حرکتهای زمينساخت جوان، ايجاد شکستگيهای فعال در مرز بين فرونشستها و برآمدگيها  (Uplift) می باشد. جابجايی های نسبی قائم و گاهی افقی در امتداد اين گسله ها  (Fauit)اغلب توام با آزاد شدن مقدار زيادی انرژی به صورت امواج الاستيک زلزله های مخرب می باشد. تحت پاره يی شرايط اينگونه حرکات می تواند تدريجی و به آرامی (Creeping) صورت بگيرد و بدون ايجاد زلزله يی بزرگ موجب جابجايی و برش سنگها و هر گونه تأسيسات ساخت دست بشر که از مسير آنها عبور کند، گردد.

در منطقه آذربايجان براثر حرکتهای زمينساخت جوان علاوه بر تعداد زيادی گسله های فرعي، تعدادی گسله های عمده و قابل توجهی از جمله گسله های شمال تبريز، سلماس، دريک، سراسکندر، بزقوش، پيرانشهر، ماسوله، شرق اردبيل، هروآباد، آستارا، سلطانيه و دشت مغان بوجود آمده که نقش مهمی را از نظر وضعيت لرزه زمينساختی  (Seismotectonic)و لرزه خيزي(Seismicity) منطقه دارا می باشند.

جمعبندی اطلاعات حاصل از بررسی سوابق زمين لرزه های تاريخی و سده اخير منطقه آذربايجان تصوير گويايی بدست می دهد که در آن زلزله های بزرگی از حوالی اردبيل تا تبريز در طی 12 قرن گذشته حادث شده و می توان نتيجه گرفت که زمينساخت فعال تا عهد حاضر نيز ادامه يافته و لااقل مقدار زيادی از نيروهای زمينساختی بصورت زلزله با دورهای مکرر متفاوت آزاد می شوند.

براساس مطالعات زلزله نگاری 5 ساله اخير منطقه آذربايجان، چگونگی تمرکز و پراکند کانون زمين لرزه های خفيف (کهلرزه ها) در سطح منطقه حاکی از وضعيت زلزله خيزی آن می باشد.

بطور کلی بيشترين تمرکز در جهت شمالغربی – جنوب شرقي، از خوی تا سراب در رابطه با گسله شمال تبريز و همچنين در راستای شمالي- جنوبي، در شمال تبريز بطرف مرز ايران و روسيه و تا چند کيلومتری قفقاز قابل ملاحظه می باشد، در صورتيکه در نواحی ديگر اين تمرکز کمتر و کهلرزه ها در واحد زمان از ويژگيهای اين منطقه بوده و در طی قرن بيستم و قرون گذشته بارها زمين لرزه های بسيار مخرب موجب تلفات و ويرانيهای گسترده يی بوده اند. اگرچه در قرن حاضر زلزله های بزرگ و معروف سلماس (1930 ميلادي) با شدت 2/7 درجه ريشتر و وان (1976 ميلادي) با شدت 3/7 درجه ريشتر در غرب منطقه حادث شده و نواحی مرکزی شرقی و جنوبی از آرامش و سکون نسبی برخوردار بوده اند ولی با توجه به سوابق زمين لرزه های قرون گذشته و ارتباط آنها با گسله های جوان و فعال مجدد و نسبتا شديدی را در آينده در اين نواحی انتظار داشت.

بارزترين پديده زمين ساختی منطقه آذربايجان گسله جوان شمال تبريز می باشد، اين گسله از نوع قائم با مؤلفه راستگرد بوده و با راستای عمومی 115 درجه از کوههای ميشو نزديک مرند شروع شده و پس از عبور از تبريز و بستان آباد تا نزديکی ميانه ادامه می يابد و طول برداشت شده آن بيش از 150 کيلومتر است و از نظر زمينساخت منطقه يی اين گسله را دنباله سيستم گسله آناتولی که سرتاسر شمال ترکيه را می پيمايد تلقی نموده اند.

گسله شمال تبريز در قرن حاضر فعاليت مشخصی از خود نشان نداده ولی با توجه بوقوع زمين لرزه های تاريخی بزرگ در شهر تبريز خصوصا زلزله سال 1721 ميلادی با شدت 6/7 درجه ريشتر معادل شدت نسبی × درجه مرکالی علاوه بر فعاليتهای زلزله خيزی قابل ملاحظه يی که در قرون گذشته از خود نشان داده است، تمرکز کانون کهلرزه ها بر روی آن، حاکی از فعال بودن اين گسله در عهد حاضر می باشد، بدين لحاظ امکان تجديد حرکت آن وجود دارد.

با در نظر گرفتن طول و سابقه زلزله خيزی و پتانسيل گسله شمال تبريز که به موازات جاده اصلی بستان آباد – تبريز امتداد يافته يکی از مهمترين عوامل زمينساختی نامطلوب در منطقه آذربايجان بويژه شهر تبريز می باشد.

شهر تبريز بر اثر وقوع زمين لرزه های مخرب گذشته ناشی از اين گسله، بارها مورد خسارت شديد و گسترده و در بعضی موارد بهمراه چند ده هزار کشته، بکلی ويران شده است.

هرچند در قرن حاضر اين شهر دچار زمين لرزه های مخرب نگرديده است اما نبايد وقوع آنها را در آينده، دور از انتظار دانست و با توجه به اطلاعات آماری زلزله خيزی گذشته، دوره بازگشت زلزله های شديد و مخرب می تواند تا به حدود 260 سال نيز برسد .

لذا می بايد جهت پيشگيری لازم از مخاطرات احتمالی فعاليتهای مجدد اين گسله بصورت زمين لرزه های مخرب، کليه ضوابط ساخت ساختمانهای مقاوم در برابر زلزله رعايت شود و حتی المقدور از گسترش ساخت ساختمانها در حوالی و حريم اين گسله اجتناب گردد.

 

ازمقدمه کتاب زمين لرزه های تبريز

                      علی اصغر ظهوريان ايزدپناه

                               سرپرست امور زلزله شناسی( سازمان انرژی اتمی ايران)

     تهران مهر ماه 1368

 

برگشت به ليست